آنقدر نمرههایم کم بود که هیچ مدرسهای ثبت نامم نمیکرد. این شد که به یکی از مراکز کارودانش رفتیم و از بین رشتههایش تعمیرات لوازم خانگی را انتخاب کردم.
پوریا مینایی آنقدر آچار به دست بود که مادرش او را در کلاسهای روباتیک ثبتنام کرد. ابتدا علاقه چندانی نشان نمیداد، اما همین که به مرحله برنامهنویسی رسید، ساعتها در اتاقش به طراحی ایده میپرداخت.
مهسا آرمان و نگار حاذقی، دو دانشآموز دبیرستان فرزانگان، با شرکت در مسابقه «دانش مغز» و به دست آوردن رتبههای برتر، برای شهرمان افتخار آفریدند.
این مخترع مشهدی تلاشها و کوششهای زیادی برای تولید و اشتغال داخلی داشته است. یکی از اختراعات باعث شده تا دانشجویان از صفهای طولانی سلف سرویس راحت شوند!
محمد صباغ که متولد1340 و تحصیل کرده رشته برق صنعتی است، با ساخت دستگاههای صنعتی، به عملیکردن شعار اقتصاد مقاومتی همت گماشته است.
حالا این گروه پنجنفره اولین و مهمترین مرجع آموزش مکاترونیک است؛ رشتهای که تلفیقی از الکترونیک، مکانیک و برنامهنویسی است و کمتر از سه سال است که به رشتههای تحصیلی هنرستان و دانشگاه اضافه شده است.دانشآموزان پرتلاش هنرستان شهید مهدیزاده بالاخیابان، مهر1401 راهی کلاسهای درس دانشگاه شدهاند و در دانشگاه نیز اولین ورودیهای این رشته محسوب میشوند.
علیرضا غلامی از آن دسته دانشآموزان کوشا است که تنها به درس خواندن اکتفا نکرده و با آزمون و خطای زیاد موفق شده است مرزهای خواستن تا توانستن را پشت سر بگذارد. علیرضا کلاس نهم مدرسه خواجه نصیرالدین طوسی محله کوی مهدی است. با همت و ارادهاش دستگاهی را اختراع کرد و یکی از شرکتکنندگان در جشنواره خوارزمی سال گذشته بود و موفق شد در استان رتبه دوم را از آن خود کند.
حمید فرشچی میگوید: برای اطمینان از کارکرد آن، منتظر ماندیم فصل برداشت محصول برسد. سال گذشته اولین دستگاه خشککن ساختهشده را ارزیابی کردیم. به مدت 45 روز و هر روز 12 ساعت از آن استفاده میکردیم تا هرگونه مشکلی را بهسرعت برطرف کنیم و دستگاه تکمیل شود. پس از روزهای سخت و فشرده تست، امسال دومین سال پیاپی است که از این دستگاه استفاده شده است و زعفران نگینی تولید میشود که مرغوب است و آماده رقابت با بهترین محصولات برای عرضه در بازار است.
میترا محمدی پیش از اینکه فعالیتهای داوطلبانه خود در حوزه محیطزیست را شروع کند، در این حوزه افتخارات متعددی کسب کرده است. میگوید: درباره این اختراع مفید برای طبیعت، دو ثبت اختراع در کشور مالزی داشتیم و بعد از آن هم من با کار بیشتر روی این طرح، یک اختراع در ایران ثبت کردم. البته متأسفانه بهواسطه هزینه زیاد، هنوز راکتورهای مخصوص اینکار را نتوانستهایم برای تولید پلاستیکهای زیستی در کشورمان بهشکل انبوه برسانیم.
بتول باقری و راحله خاوری، دختران جوان گلشهری پر از انگیزه و شوق خواستن هستند. در همین چند سال گذشته کاری نبوده که بخواهند انجام دهند و چیزی مانعشان شود. در هر مسیری در کنار یکدیگر جنگیدهاند و موفق شدهاند. آنها در مسابقات بینالمللی اختراعات و نوآوری سوئیس زیرنظر فدراسیون بینالمللی مخترعان شرکت کرده و با مدال طلا و نقره با دست پر برگشتهاند، ماجراهای جالبی برای تعریف کردن دارند.
طراوت و سوفیا دو دانشآموز چهاردهساله محله سجاد هستند. آنها در کمتر از دو سال موفق شدند به خاطر اختراع دستگاه«دستیار چشم مادر» دو مدال طلای جهانی را از آن خود کنند و به عضویت انجمن نخبگان ژنو سوئیس درآیند.
آنها همچنین در جشنواره ابنسینا مقام اول و در جشنواره خوارزمی مقام دوم استانی را کسب کردهاند.
شهرام خیاطان میگوید: خداوند حال کسی را تغییر نمیهد مگر اینکه خودش بخواهد و من این کار را کردم. روشهایی را یافتهام که درصدهای بیشتری از مغز را به کار بگیرد. شاید شنیده باشید که دانشمندان ثابت کردهاند انسان در حالت عادی از یک درصد ذهنش استفاده میکند. انیشتین در اوج تفکر از 9 درصد استفاده کرده است. چرا؟ مگر خداوند این قدرت را در انسان قرار نداده است؟ مگر ما اشرف مخلوقات نیستیم؟ به همین دلیل، من به فکر افتادم به دنبال روح خدایی بروم. نکته اصلی کار من این بود که بدون تعصب تحقیق کردم.
چند جوان محله توس که از کودکی به کشف رمز و رموز و چگونگی کارکرد وسایل پیرامون خود علاقهمند بودهاند، چند سالی است که متوجه استعدادشان در این زمینه شدهاند و توانستهاند با دست خالی اما ذهنی مملو از ذوق و دانش، وسایلی کاربردی اختراع کنند که برخی از آنها هماکنون در مرحله ثبت اختراع است.آنان با وجود سن کمشان اهدافی بلند دارند. زندگی از نگاهشان یعنی برای حل یک مشکل چند راهحل وجود دارد و با تأمل میتوان به همه آنها دست پیدا کرد.
تا وقتی جوان هستی، کمتر قدرش را می دانی؛ شاید دوران بازنشستگی را بهترین دوران زندگی بپنداری که پول خوب و وقت کافی برای گشتن و تفریح داری. شاید داشتن شغل و مسکن را ایده آل ترین وقت زندگی بپنداری. شاید هم در اوج جوانی، باز غم از دست دادن دوران کودکی را بخوری و دوست داشته باشی برگردی به گذشته. اما کافی است قدری از روزگار جوانی فاصله بگیری تا بفهمی هیچ چیز در دنیا به اندازه جوانی ارزشمند نیست.روز جوان، بهانه ای شد تا سری به دنیای جوانان موفق مشهدی بزنیم؛ جوانانی که گرچه پیش تر مفصل در شهرآرامحله به سراغشان رفته ایم، این بار در یک قاب کنار هم معرفی شان می کنیم.
یکی از دغدغههایی که آنزمان فکر ما را به خود مشغول کرد، این بود که میگفتیم دهها سال است هیچ تغییری در دوچرخهها داده نشده است بنابراین تصمیم گرفتیم دوچرخههای جدید طراحی کنیم. در نتیجه آن، طرح یک دوچرخه هیدرولیک را دادیم که به جای زنجیر، با سیستم هیدرولیک کار میکند و در آن دوچرخهسوار میتواند مسافت طولانیتری را با خستگی کمتر و صرف کالری کمتری رکاب بزند. در واقع تغییراتی در این دوچرخه داده بودیم که موجب بهینهسازی مصرف انرژی دوچرخهسوار میشد.
ورزشکار بودم و به فکرم رسید که از فضاهای ورزشی شروع کنم. دستگاههای کراسفیت را نصب میکردم. حتی دستگاههای جدید طراحی میکردم و میساختم. درکل همه جا به کراسفیتساز معروف شدم. برای نصب کراسفیت به اهواز و شیراز و شهرهای شمالی میرفتم. همزمان با تأسیس رسمی شرکت در سال 97 ساخت خط تصفیه شیرابه زباله را شروع کردم. این خط نه تنها در بسیاری از کارخانهها کارایی دارد بلکه میتواند کشفرود را نجات دهد.این بخشی از گفتههای جواد قدیری درباره اختراعاتش است.
الهه قاسمینژاد، متولد سال ۱۳۶۶، اهل شیروان و کارشناس رشته بیهوشی بوده و از دوره دبیرستان به همراه خواهر دوقلویش (الهام قاسمینژاد) با جشنواره خوارزمی و بحث اختراعات آشنا شده است. وی از سال ۱۳۸۶ بهطور رسمی عضو کانون مخترعان ایران است که دفتر آن در محله وکیلآباد واقع شده است. الهه قاسمینژاد تاکنون سه اختراع ثبتشده دارد، مدال نقره مسابقات بینالمللی اختراعات سال ۲۰۱۱ لهستان را از آن خود کرده و یکبار هم بهعنوان جوان برتر استان خراسان رضوی برگزیده شده است.
مصطفی کاربخش، جوان محله شهیدآوینی که از کودکی ماشینهای چوبی میساخت، اکنون موفق به ساخت یک مینی ولوو شده است.
کسانی که هر روز زمان زیادی از وقتشان را در فضای مجازی می گذرانند و کلیپ های با کپشن (زیرنویس) «کلیپ سمی» یا «هیولاهای دهه هشتادی و نودی» را می بینند دو دسته اند.
حمید و دوست نوجوانش، علی رحمت، مدتها روی طرح مین نوری تحقیق کرده بودند. انواع مینهای تیایکس. ۵۰، پومز، والمرا، ضدخودرو و... را بهخوبی میشناختند و به مکانیسم پیچیده آنها آشنا بودند. دانش فنی و تجربیات قبلی باعث شده بود که این دو نوجوان، طرح مبتکرانهای را پیریزی کنند. مکانیسم عمل مین نوری با سیستم فتوسل بود. حمید و علی به روشن و خاموششدن خودکار چراغهای برق شهری همزمان با تاریک و روشنشدن آسمان دقت کرده بودند. پس درباره فتوسل تحقیق و طرحی تهیه کردند که این مدار را شبیهسازی و فعال کنند، آنهم به اندازهای کوچک که بتوانند آن را در یک مین جاسازی کنند. طرح بینظیری بود؛ میشد این سنسور مینیاتوری را روی هر نوع مینی سوار و آن را به یک مین الکترونیکی تبدیل کرد که قابل خنثیشدن نیست؛ چون به محض کناررفتن خاک و رسیدن نور به سنسور الکترونیکی، منفجر میشد.