مطبوعی فرماندهی قزاقان سرکوبگر در کشتار خونین گوهرشاد را بر عهده میگیرد و از عهده وظیفه محولهاش هم خیلیخوب برمیآید و صحن مسجد را به حمام خون بدل میکند. رضاشاه بعد از واقعه گوهرشاد بسیاری از رؤسای خراسان را از سمتهایشان برکنار میکند اما ایرج مطبوعی تبرئه میشود.
عدهای از زنان انقلابی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ وقتی میشنوند که جمعی از زنان بدون حجاب، راهی میدان مجسمه هستند، عزم جزم میکنند تا مقابل آنان بایستند.
فاطمه امیرکان، یکی از اعضای هیئت بیتالزهرا(س) معتقد است: پررنگشدن روضههای خانگی در پیشگیری از شبهات دینی، بدحجابی و رونق شعائر مذهبی تأثیر بسیار دارد.
صدا از داخل مسجد گوهرشاد و حرم میآمد، آن قدر بلند که میگفتی اتفاق در خانه خودمان دارد رخ میدهد. جرئت نداشتیم بیرون برویم.
مردم ۱۸ تیر در اعتراض به لباس متحدالشکل که مقدمه وضع قانون کشف حجاب است، راهی حرم مطهر میشوند، اما در فلکه حضرت، مأموران انتظامی، آنها را محاصره میکنند.
زهره دورههای خیاطیاش را که تمام میکند با همان دوختودوز سرش را گرم میکند تا اینکه در سال1378کارگاه کوچکی را در منزل پدریاش به راه میاندازد؛ در این دوره بیشتر وقتم به دوخت لباس، چادر و جانماز برای آشناها و همسایهها میگذشت. سال1380 با همسرم که او هم خیاط بود، آشنا شدم و بعد از مدتی با همدیگر ازدواج کردیم. چون همکار بودیم کارمان را توسعه دادیم. درجریان حضور و رفتوآمدم در محله متوجه شدم که زنان سرپرست خانوار بسیاری در آنجا ساکن هستند که نیازمند درآمد و کار هستند اما چون مهارتی ندارند مجبور به انجام کارهای خلاف مثل فروش مواد هستند.
زمان رفتوآمدش هیچ وقت معلوم نبود. لباس بسیجیاش را میپوشید و از خانه بیرون میرفت. یکی 2روز پیدایش نبود و بعد از آن صبح زود خسته و کوفته به خانه میآمد. یکی 2ساعت استراحت میکرد و دوباره بیرون میزد. یک دقیقه توی خانه بند نبود. اقوام و خویشان به ما پیشنهاد دادند اگر محمد ازدواج کند با داشتن زن و فرزند پایبند زندگی خواهد شد. ما نیز تازه دست به کار شده و به دنبال همسر مناسب برای او بودیم که ماجرای داعش و تجاوزهای آنها به عراق و سوریه پیش آمد و همهچیز تغییر کرد.
بنفشه اجلالی به عنوان یک طراح معتقد است مد هیچوقت از بین نمیرود، فقط هر چند سال یکبار در شکلهای جدید برمیگردد. میگوید: «در بسیاری از ژورنالها، عکسها و فیلمهای قدیمی مدلهایی را میبینیم که مربوط به نیم قرن قبل است اما باز هم به چرخه مد برگشته و در طراحیهای جدید به سبکهای متفاوتی استفاده میشوند. من فکر میکنم در زمانهای متفاوت همراه با مد، سلایق افراد جامعه نیز تغییر میکند و همین امر باعث میشود لباسی را که الان مورد پسند ما نیست چند سال بعد استفاده کنیم.
آیتالله سید جواد خامنهای در مشهد، علاوه بر تدریس، در دو مسجد امام جماعت بودند: مسجد صدیقیها و مسجدگوهرشاد.
برنامه حاج سید جواد آقا، تا سالهای متمادی این چنین بود که هر روز پیش از نماز صبح، به حرم مطهر امام رضا مشرف شوند و پس از زیارت، برای اقامه نماز صبح، به یکی از شبستانهای مسجد گوهرشاد بروند. همچنین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را نیز در مسجد صدیقیها در بازار بزرگ (فرش فروشها) - که به مسجد ترکها معروف بود - اقامه میکرد.
حدود ۳۰ سال است که در حوزه قرآن و مداحی فعالیت میکنم؛ تفسیر، تدبر در قرآن، تلاوت، تجوید، قرائت، روخوانی و حفظ (سورههای کاربردی نظیر: یس، الرحمن، تبارک، واقعه، جمعه و...) فعالیتهایی هستند که در طول این سالها به آنها پرداختهام. آن اوایل در یک مجموعهای با نام مکتب حضرت سکینه (س) در بولوار ابوطالب مشغول شدم. انواع فعالیتهای فرهنگی، آموزش قرآن و... را در آن برگزار میکردیم. مدتی که گذشت، مکتب جمع شد و من ادامه کلاسها و دورهها را در منزل شخصی خود برگزار کردم.
واقعه گوهرشاد پرسروصداترین رخداد ضدحکومتی دوران پهلوی اول بود که بهدلیل نبود منبع موثق همیشه با ابهامهایی همراه بوده است؛ تعداد کشتهها بهدلیل وجود آمار متفاوت از موضوعات سوالبرانگیز این واقعه تاریخی است.
نام «نیرهالسادات احتشامرضوی» همیشه در کنار اسم همسرش «شهید نوابصفوی» آمده است؛ برای همین کمترکسی میداند که او پیش از آنکه همسر نواب باشد، دختر نواب احتشامرضوی، سرکشیک پنجم حرم و یکی از رهبران واقعه گوهرشاد در مشهد بوده است. نیره احتشامرضوی در زمان غائله کشتار مردم در صحن مسجد گوهرشاد و کشف حجاب رضاخانی، دوسالهای بیش نبوده است؛ برای همین حرفهای او درباره این اتفاق پیش از آنکه برخاسته از خاطره باشد، براساس شنیدههاست.
در گرمای تموز سال1314 مشهدیها برای تن ندادن به قانونی که به اجبار کلاه بر سر مردان میگذاشت تا شش ماه بعد بتواند چادر از سر زنانشان بردارد، در مقابل گلولههایی ایستادند که شمار کشتگانش مشخص نیست اما سرخی خونش هنوز از پیشانی شهر پاک نشده است. قصه از این قرار است که10 سال از روزگاری که رضاشاه در ایران تاجش و اسدی -در رتقوفتق امور آستان قدسرضوی- عمرِ خود را به حراج گذاشته بود، میگذرد. تجددگرایی و تلاش رضاشاه برای مدرن شدن سبب میشود تا فروردین 1314، در مدرسه شاپور شیراز عدهای دختر پس از خواندن دکلمه و سرود به ورزش و ژیمناستیک میپردازند. با دیدن این صحنه به نشانه اعتراض صدا بلند میکنند. ساعتی نمیگذرد که شهر با معترضان همراه میشود و دستههای راهپیمایی مردمی کوچه و خیابانهای دیارِ شعر را قرق میکند.
منصوره صدقی میگوید: از دیگر فعالیتهای من در مدرسه، گرفتن جشن بزرگی برای تولد حضرت فاطمه(س) در مدرسه است. تونلهای حجاب با گل درست میکنیم و بچهها از وسط این تونلها رد میشوند و پیکسلهای حجاب روی مقنعه آنها نصب میشود. برنامه دیگری باعنوان «جشنواره عروسکها» نیز برگزار میکنیم. در این برنامه از بچهها میخواهیم عروسکها را با مقنعه و چادر بپوشانند و از همان کارها نمایشگاهی ارائه میدهیم تا بچهها را به عفاف و حجاب تشویق کنیم.
مهناز خالقی میگوید: کارمان فقط نهی از منکر و امر به معروف نیست، بلکه افرادی که در کارهایشان صداقت و درستی را انتخاب کردهاند هم تشویق میکنیم. به عنوان مثال اگر بانویی در کنار همسرش است و حجاب مناسبی دارد جلو میرویم و به همسرش بابت داشتن بانوی باعفاف و حجاب تبریک میگوییم. اگر در محلهای کاسبی در شغلش به امانتداری و خوشانصافی مشهور است او را شناسایی میکنیم و به مغازهاش میرویم و از او تقدیر و تشکر میکنیم و لوحی را در مغازهاش نصب میکنیم.
وضعیت حجاب در جامعهمان چندان خوب نیست. دلیل آن هم به خودمان برمیگردد. خانوادهها نباید به فرزندانشان سفت و سخت بگیرند چون در نهایت، بچهها را بیشتر از حجاب دور میکنند. زمانی که ما چادرهای رنگی و طرحدار را برای بچهها تولید کردیم، بعضیها مخالفت میکردند، اما ما هدفمان این بود که کودک از حجاب زده نشود زیرا هیچکس در فطرت خود از حجاب گریزان نیست، اما شاید آنطور که باید در این زمینه فرهنگسازی نشده است. ما اینجا با خیلی از بانوانی برخورد داشتهایم که غیرچادری هستند اما وقتی وجهه حجاب و مدلهای متنوع را میبینند، استقبال میکنند.
یکی از مهمترین ایرادهایی که در خانواده مذهبی میبینم این است که بسیاری از مادرها نمیتوانند فلسفه حجاب را به دختران بیاموزند زیرا خود نیز به صورت تقلیدی از والدین خود فرا گرفتهاند. وقتی فرد به صورت تقلیدی چیزی را میآموزد، با شک و تردید رشد میکند و همین باعث میشود خیلی زود در هجوم جریانات مخالف، آن را از سر برمیدارد. اگر مادران بتوانند همزمان با بلوغ شرعی، دلیل پوشش و فلسفه حجاب را برای دختران خویش تبیین کنند، تا حد بسیاری میتوان به مقاومت دختران در هجوم افکار ناصحیح امیدوار بود، گرچه مدارس و فضاهای آموزشی نیز پس از خانواده، نقش مهمی ایفا میکنند.
زن جوانی کنارم نشسته بود که شال روی سرش حدود 10 سانت عرض داشت و موهایش از قسمت جلو و پشت سر بیرون بود. به او گفتم: لطفا موهای زیبایت را بپوشان. رو به من کرد و گفت: به شما ربطی ندارد. لبخندی زدم و پاسخ دادم: همه ما در یک جامعه هستیم، و وقتی شما هم در این جامعه هستی، به همه مربوط است که چگونه پوشش داشته باشی! بحث ما از همانجا آغاز شد و طوری گل گرفت که متوجه گذر زمان نشدیم. آنقدر غرق صحبت بودیم که چندین ایستگاه از مقصدمان را رد کردیم.