موسپید کرده کوهنوردی و سنگنوردی مشهد میگوید: ساخت یک کفش با کیفیت کوه برای بچهها دغدغهام شده بود. یادم هست این کفشها در مشهد پیدا نمیشد. سال ۶۰ بعد از کلی آزمون و خطا توانستم کفش کوهنوردی تولید کنم.
مجید زادهتراب، کوهنورد مشهدی در یک حادثه تلخ برای همیشه در اشترانکوه جاودانه شد. با این حال زهرا رضوی، همسرش و علی زادهتراب، پسرش هنوز مرگ مجید را باور ندارند و این اتفاق برایشان دشوار است.
نمای ساده و گنبدهای طلایی مسجد حجت بن الحسن (عج) سال هاست از روی تپههای ارتفاعات جنوبی چشم نوازی میکند.
محمدحسین معین یک معلول است و با با دو عصا راه میرود، اما معلولی که از خیلی آدمهای سالم بیشتر ورزش میکند. او کوهنوردی و وزنه برداری را به صورت حرفهای دنبال میکند و کارمند یکی از دستگاههای دولتی است.
علی محمد جمالی بهنام متولد ۱۳۲۸ است و از سال ۹۲ تاکنون دیالیز میشود، اما او یک کوهنورد و طبیعتگرد است. جالب اینجاست آشتی او با کوه و طبیعت درست زمانی اتفاق میافتد که کلیههایش به جبر زمان با او قهر کردهاند.
علی نیازپور پدر خانواده چندین سال است که کوهنوردی را شروع کرده و به تشویق او شش فرزندش هم پایشان به کوه و کوهنوردی باز شده است.
هزارمسجد، پیش از آنکه کلنل یت بخواهد در خاطراتش آن را توصیف و به دنیا معرفی کند، بهدلیل توصیفهای حکیم ابوالقاسم فردوسی، نزد اهل عالم شناختهشده بود.
داستان سه دوست لوکوموتیو ران قطار که وقتی به اقتضای کارشان سفر میروند، کوله کوهنوردی جزو ضروریات فراموشنشدنی مسافرتشان است.
۱۱ سال ماه بیشتر ندارند و از یکسالگی بهخاطر حرکات و جستوخیزهای تند و تیز و حرفهای موردتوجه پدر ورزشکار خود قرار گرفتهاند. علیآقاییفر دلش میخواسته دخترانش وارد رشتۀ ووشو شوند، اما دوقلوها سر از رشته کوهنوردی درمیآورند.
علی نصیری، جانبازِ ورزشکار محله چهاربرج، اولین باشگاه کوهنوردی منطقه ۱۲ را راهاندازی کرده است. او با اینکه از ناحیه هر دو پا ترکش خورده، کوههای بسیاری را فتح کرده است.
این انتظار برای اینکه کسی دچار مشکل شود و نتواند ادامه حیات دهد، خیلی دردناک بود. فکر کردن به این داستان باعث میشود یا خودت را ببازی و انگیزهای نداشته باشی.
امیرمسعود اسماعیلی درباره دیوارنوردی در طبیعت میگوید: سنگنوردی در سالن پرهیجان و ارزشمند بود اما من را راضی نمیکرد؛ احساس میکردم سنگنوردی در طبیعت و بالارفتن از دیوارهای طبیعی، برایم لذتبخشتر است.
بینالود؛ بام خراسان. رشته کوهی به بلندای تاریخ که در جنوب دشت چند هزار ساله توس گسترده شده و نامش با تاریخ جغرافیای مشهد گره خورده است. یکی از تبار گردنفرازان که قلههایی چون شیرباد، زرگران، فلسکه و قوچگر با بیش از 3هزار متر ارتفاع را در خود جای داده و سالهاست تأمینکننده آب شهرهای مشهد، نیشابور، چناران و روستاهای کوهپایهاش است. همچنین سه رودخانه دائمی کشفرود، اترک و کالشور از رودخانههای حوضه آبخیز آن هستند.
احمد جهانگیرنژاد بیش از نیمقرن است کاسب خیابان پاستور در محله کوی دکتراست.
او شاگرد پدرش بوده است و حالا پسرهایش کنار دست او در مغازه کار میکنند. یعنی سه نسل است که این خانواده مغازه تجهیزات لوله و بهداشتی را میگردانند. احمدآقا که در آستانه 67سالگی عمرش قرار دارد، تاریخی زنده از خیابان پاستور و محلات اطرافش است.
سعید دولابی، کسی که در بیستودو سالگی دچار نابینایی میشود وبعد از گذران یک دوره افسردگی تصمیم میگیرد بهترین خودش باشد. 30سال مدیریت نمونه مدرسه نابینایان امید، کارشناسیارشد رشته روانشناسی، تألیف و ابداع در حوزه روشهای نوین آموزش ریاضی و هندسه برای نابینایان برای نخستینبار در کشور، صعود به بلندترین کوه ایران دماوند از افتخارات شهروند محله فرامرزعباسی است که نابینایی را به سخره گرفته است.
علی دهقانپور درباره برنامه فعلی زندگیاش میگوید: من نسبت به آن روزها بیشتر ورزش میکنم و سعی میکنم با ثبت تصویر و فیلم گشتوگذارهایم با دوچرخه یا در مسیر کوهنوردی از این تفریح مستندسازی کنم.امسال تصمیم گرفتم به خواستههای خودم در ورزش کوهنوردی برسم. ابتدا دماوند را فتح کردم، بعد از آن به سبلان صعود کردم و در پایان هم علمکوه را در یک شرایط سخت جوّی فتح کردم.
فرشته تقیزاده، مدیرعامل انجمن «دیدهبان آب، هوا و زمین» کفش آهنین به پا کرده تا سربازی باشد برای دفاع از ذره ذره خاک وطن.
کار در ارتفاع هم علاقه و عشق است و هم اوج ترس و هیجان؛ چون هیچ تکیهگاه و دست آویزی در هوا وجود ندارد فرد باید بر خودش تکیه کند و با اعتماد به نفس تصمیم بگیرد و با توجه به اینکه ذات انسان هیجان طلبی است بر ترس خود غلبه میکند تا پرواز را تجربه کند، به همین دلیل چتربازی اعتماد به نفس بالایی به آدم میدهد چون باید برای جان خودت تصمیمگیری کنی!
این کوچه به طور قطع یکی از باصفاترین کوچههای مشهد که به غیر از اهالی شاید کمتر کسی گذرش به آن افتاده باشد. کوچهای که انتهای آن به کوه میرسد و فاصله کمی تا پلکان باباکوهی دارد. البته بسیاری از کوهنوردان حرفهای مسیر این کوچه را برای رسیدن به قله زو انتخاب میکنند چون تردد کمتری در آن وجود دارد و بکرتر است. بیشتر خانهها در این کوچه قدیمی قولنامهای هستند اما به نسبت بسیاری دیگر از محدودههای مسکونی پهنه صابر، وضعیت مطلوبتری به لحاظ دسترسی به خدمات شهری دارند.
علی دهقانپور دوچرخهسواری را از کودکی شروع کرده است: پنجساله بودم که پدرم برایم یک سهچرخه خرید که زین چوبی داشت و با برادرم سوارش میشدیم. بزرگتر که شدم فاصله مدرسه تا خانهمان زیاد بود و آن را با دوچرخه میرفتم. چون پدرم نظامی بود و به اقتضای کارش زیاد مأموریت میرفت، وقتهایی که او نبود من با دوچرخه تمام خریدهای خانه را انجام میدادم تا اینکه دیپلم گرفتم و وارد دانشگاه افسری شدم. از این پس بهدلیل شرایط شغلی کمتر سوار دوچرخه میشده اما ورزش را هیچ وقت ترک نمیکند.