اکبر و محمد برادران برگشاهی آبروی ورزش خیابان رسالت هستند که سالهای زیادی در ورزش کشتتی باچوخه فعالیت داشتهاند، حتی اکبر دبیری هیئت چوخه شهر را هم عهدهدار بوده است.
محله
رسالت
بخشی از محدودهای که امروز محله رسالت نامیده میشود، پیش از انقلاب اسلامی روستا یا قلعه صحرایی نام داشته است. این روستا پیشترها چهار قلعه به نامهای خُردو، کرمانیها، کاشانیها، قاینیها (یا کل برات) داشته و در آن صد خانوار زندگی میکردند. آنها در دو صحرا و ۹۰ هکتار زمین آن زراعت میکردند.
در مجتمع دینیفرهنگی منتظرالمهدی (عج) مسجد، حسینیه، مدرسه علمیه، کتابخانه و بنیاد نیکوکاری فعالیت دارند، کلنگش سال ۷۲ بر زمین خورده و ۴ سال بعدش هم گشایش یافته است.
از سال ۶۸ اعضای خانواده پیوندیان دورهم جمع میشوند و مراسم عزاداری و اعیاد را برگزار میکنند. اعضا این خانواده که حالا به ۶۰۰ نفر میرسند، انجمن «مجمع امامصادق (ع)» نامیده میشود.
مهیار و ماهان رفیعی، برادران رزمیکاری هستند که در طول فعالیتهای ورزشیشان تا به امروز نشانهای رنگارنگی از رقابتهای گوناگون به دست آوردهاند. مهیار از ۱۵ سالگی هم سر کار میرود، هم درس میخواند و هم ورزش میکند.
رضا عابدینزاده، «کامپیوتر قرآنِ جهان اسلام»، شهروند محله رسالت است. او از معدود افرادی- کمتر از ۱۵نفر در کشور- و قهرمان بنامی است که توانایی مسابقهدادن با رایانه را دارد.
مسعود تقیآبادی، جوان ۲۵ سالهای سال ۱۳۹۳ خبر کسب رتبه اول کنکور کارشناسی ارشد در روزنامهنگاری و رتبه دوم در کنکور علوم ارتباطات، توسط او، محلهای را ترکاند و پای رسانهها را تا دل خیابان مقداد کشاند.
راهنمای زائران خیابان شیرازی معروف به «حاجعباس»، فقط سواد قرآنی دارد. حتی نمیتواند بنویسد، اما به خوبی به زبان عربی صحبت و ارتباطی قوی با زائران و صاحبان خانهها و هتلها برقرار میکند.
این زوج نیکوکار سه بچه را در شرایط مختلف به فرزندخواندگی قبول کردند اما دست بر قضا اولی به رحمت خدا رفت؛ دومی پس از طلاق قطع ارتباط کرد و تنها فرزندخوانده سوم غمخوار این روزهای تنهایی آقای حسینزاده است.
مادر شهید مهدی کرمانی میگوید: بعداز شهادت مهدی، میگذاشتم خانه خالی شود؛ آن وقت میرفتم به اتاقی که توی آن صندوقچه لباسهای مهدی بود. لباسهایش را برمیداشتم و آنقدر گریه میکردم تا عقده دلم باز شود.
محمدحسین حاتمی میگوید: همیشه سعیم بر این بوده که با افرادی که مراجعه میکنند، بهدرستی برخورد کنم و تا حد امکان تا حصول نتیجه کار، اربابرجوع را همراهی میکنم.
گوینده جوان رادیو میگوید: من عاشق کار گزارشگری و ارتباط با مردم هستم و اینکه در محلههای مختلف شهر بهسراغشان بروم و احوالشان را بپرسم. لذتبخش است که وقتی در خیابان با کاسب و راننده و مردم عادی حرف میزنم، میگویند «چقدر صدای شما آشناست!»
محمداسماعیل حیدری یکی از ساکنان خیابان طلوع در محله رسالت است که در نبرد ظفار حضور داشته است. او روایتی متفاوت از آن روزها دارد.
یزدانپناه استاد قلاویزکاری است که ۱۴ سال با پیچ و مهرهها و وسایل دورریز، انواعواقسام وسایل از لوازم خانه تا قطعات خودرو و دوچرخه و هر چیزی که فکرش را بکنید، با علاقه تعمیر میکند.
فرصت شهادت در نوجوانی از سید محمد حسینی دریغ میشود؛ جاییکه او را در اتوبوس اعزام رزمندهها پیدا میکنند و مانع پیوستن به برادر شهیدش میشوند، اما درِ شهادت سالها بعد به رویش گشوده میشود.
این هنرمند میگوید: کارم در دوبی گرفته بود اما یک شب قبل از اینکه بروم روی صحنه، برادر بزرگترم زنگ زد و ورق زندگیام برگشت. وقتی شنیدم پدر و مادرم از دوری من گریه میکنند، برنامههایم را در دوبی لغو کردم.
محمد و علی بیگزاده دو برادری هستند که سالها است در خیابان رسالت با کار صادقانه برای خود اسم و رسمی پیدا کردهاند، آنها صداقت در کار را رمز موفقیت خود میدانند.
کوچه رسالت۳۹ در گذشته جزو قلعه صحرایی بوده و اکنون به نام شهیدجواد ابراهیمی مزین شده است. یکی از ویژگیهای این کوچه، همدلی و رابطه قوم و خویشاوندی اهالی آن است.
حبیبه حمیدیفیاضی هنرمند محله رسالت است که با رنگ و نخ آثار هنری شگفت انگیزی خلق میکند او علاوه بر آموزش قالیبافی به ایرانیها، هنرجویانی از سایر کشورها مثل ژاپن هم داشته است.
پوریا قدمیاری، حافظ خردسال قرآن در محله فاطمیه است که خانواده نقش مهمی در تربیت او داشته است.
سیفالله عسکری نزدیک به ۸۰ سال دارد و روزگاری خبرنگار بوده است. اما سالها چاقو تیزکرده و از همین راه چرخ زندگی را چرخانده است.