آرامگاه خواجه ربیع

نقاشی «پل سرخس» را فاطمه سادات صفاری کشیده است. صفاری نقاشی این پل را خلاصه شده شهر مشهد می‌داند و می‌گوید: «پل سرخس» سه سطح دارد. بخش داخلی که بیشتر در دید است با موضوع حرم امام‌رضا (ع) طراحی شده است.
اگر بخواهیم درباره آثار تاریخی شهر مشهد سخن بگوییم، نخستین‌بار در ۱۵‌دی‌۱۳۱۰ چند اثر تاریخی شهر در زمره آثار ملی قرار می‌گیرند؛ آثاری، چون حرم امام‌رضا (ع)، آرامگاه خواجه‌ربیع، مصلای پایین‌خیابان و گنبد هارونیه.
گفت‌و‌گو با اسماعیل راست‌کردار فرزند محمد به شماره شناسنامه یک و متولد سال ۱۳۳۲ که به اندازه مو‌های سرش قبر ساخته و اتفاقا همین امسال بازنشسته شده، تا حد زیادی ترس شما را از مرگ خواهد ریخت.
علی‌اکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامه‌های آزادی، فکر‌آزاد و مهر‌منیر.
فتحعلی‌خان قاجار، جد سلسله قاجاریه؛ حمدحسن‌خان‌سالار، فتنه‌گر دوران ناصرالدین‌شاه و امیرکبیر؛ نورالله میرزای قاجار از نوادگان فتحعلی‌شاه؛ پروفسور عبدالله بولوَن، جراح زبده بلژیکی از افرادی هستند که در این آرامستان به خاک سپرده شده‌اند.
۳۰ تیر سالگرد ارتحال «شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی» آن روحانی خوش‌فکر است که در آرامگاه خواجه‌ربیع آرمیده. خانواده‌اش بعد از رحلت او در محله شهید هاشمی‌نژاد ساکن و پنج‌فرزندش در همین محله بدون سایه گرم پدر، بزرگ می‌شوند.
محمداسماعیل حیدری یکی از ساکنان خیابان طلوع در محله رسالت است که در نبرد ظفار حضور داشته است. او روایتی متفاوت از آن روز‌ها دارد.
پروفسور روش بولوَن پزشک بلژیکی که در آرامستان خواجه‌ربیع به خاک سپرده شد، زمینه‌ساز و مسبب تحولی بزرگ در تاریخ پزشکی مشهد و به‌ویژه بخش جراحی بیمارستان امام‌رضا (ع) شد.
نخستین یگان‌های نظامی ایران که عمدتا سربازان لشکر ۷۷ خراسان و تیپ ۲ قوچان بودند، ۲۹‌آذر‌۵۱ از راه هوا و دریا عازم عمان شدند.
دکتر حسین خلیلی‌یزدی فقط چهره ماندگار رشته تخصصی پوست در کشور نیست؛ جدا از شخصیت علمی، وجهه مردمی و ویژگی‌های اخلاقی آن مرحوم نیز بسیار درخور درنگ است.
استاد صمد مدی تابلو‌های نقاشی را مثل تکه‌ای از وجودش می‌دانست و برای همین هیچ‌گاه تابلو‌های نقاشی‌اش را نفروخت.
«روغن‌جوشی» چراغ‌برات، آن‌قدر برای ما مشهدی‌ها خاطره ساخته است که نمی‌توانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانی‌ها در این روز و شب‌ها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمی‌کنند.
غلامرضا زعفرانیه می‌گوید: هر روز همدرد کسانی هستم که عزیزی از دست داده‌اند. خودم عزیزان زیادی از دست داده‌ام که همین‌جا آرام گرفته‌اند؛ پدر و مادرم و معصومه، همسرم.
یکی از افراد ملک‌محمود که اوضاع را رو به افول می‌دید، حاضر شد درمقابل دریافت پول، دروازه «نوغان» را بر روی نادر و سپاهیانش بگشاید و بالاخره، نادر توانست مشهد را فتح کند.
روستای حسین‌آباد خواجه‌ربیع جزو موقوفه مزار خواجه‌ربیع بوده و اکنون مجموعه باغ خواجه‌ربیع توسط آستان قدس رضوی اداره می‌شود.
خیابان خواجه‌ربیع یک تا تقاطع شهید ناصری، یکی از معابر پرترافیک منطقه ۳ به‌شمار می‌رود که سال‌هاست تعریض آن و عقب‌نشینی مغازه‌هایش در دستورکار شهرداری است.
خرید قبر ۲۰-۱۰ میلیونی در آرامستان خواجه ربیع کمی عجیب و سؤال‌برانگیز است. آیا نمی‌توان این هزینه را صرف رفع گرفتاریِ گرفتاران و یاری‌رساندن به محرومان و ثوابش را به روح درگذشته هدیه کرد؟
خاطرۀ شیخ احمد کافی برای بیشتر آن‌هایی که او را درک کرده‌اند و می‌شناسند، خلاصه‌شده در نوارکاست سخنرانی‌هایش که آن روز‌ها حسابی طرف‌دار داشت و دست به دست بین مردم می‌چرخید.
خیابان خواجه‌ربیع‌۲۹ به‌دلیل آرامگاهی که محل زیارت زائران و مجاوران است، همیشه شلوغ و پر‌تردد است و بسیاری از افراد که برای زیارت اهل قبور به آرامستان می‌آیند.
در گشت‌وگذاری ساده، نوشته روی یک سنگ قبر در آرامستان قدیمی خواجه ربیع توجه ما را به خودش جلب کرد: میرحسین حسینی؛ فرزند میرزاکوچک خان جنگلی! درحالیکه شنیده بودیم که میرزا اصلا هیچ بچه‌ای نداشته است.