فرشته میرزابیگی میگوید: اگر خودم برای افطار مهمان داشتم، با آنکه پهنکردن سفره افطار در منزل بهمراتب آسانتر از اینجاست، بیشتر خسته میشدم؛ اما کار که برای اهلالبیت (ع) باشد، انرژی میگیرم.
امسال بهمناسبت میلاد امامحسن مجتبی (ع)، سفره افطاری ششکیلومتری در خیابان امامرضا (ع) پهن شد. قرار بود از ۱۲هزار نفر روزهدار میزبانی شود اما سهبرابرونیم جمعیت، پای این سفرهها اطعام شدند.
سمیه نجاتزادگان از اتاق دو لَتی میگوید که سفره بزرگی از این سر اتاق تا آن سرش پهن میشد، اما درِ این اتاق تا شب و بعداز افطار و آمدن میهمانها بسته بود.
فاطمه تقیزاده خاطره اولین سالی که روزه گرفته است را تعریف میکند: خدابیامرز پدرم برای اینکه من را تشویق کند، نزدیک افطار یکقران پول میداد و میگفت برو برای خودت خوراکی بخر.
اهالی محله فردوسی ماه رمضان امسال دیگر صدای گرم و گیرای سحرخوانشان را نمیشنوند.
از روزی که امیرعلیشیر نوایی در دوره تیموریان دستور داد میهمان سرای حضرتی با نام «غلورخانه» حرممطهر را احداث کنند تا امروز غذادادن به زائران تعطیل نشده است.
نوروز طبق اسناد از پانصد سال قبل تا همین امروز در حرممطهر مهم بوده و بزرگ داشته میشده است. این سنت سالبهسال در این مکان مقدس پررنگ شده و امروز شاهد اتفاقات مبارک در این بارگاه منور هستیم.
زهرا شفاهی تعریف میکند: در همان لحظاتی که پرچم در دوره قرآن میچرخید، یکی از خدام دست به جیب برد و برگههای افطاری را بین حاضران توزیع کرد. هنگامیکه به من و دخترم رسید، لبخندی زد و یکی از کارتهای غذا را روی پتوی دخترم بهاره گذاشت.
هادی طالبی تعریف میکند: هر سال چند بانی داریم که هرکس چیزی خیرات میکند و سفره افطاری روزهداران را در مسجد پهن میکنند.
چندسالی است سنت حسنه برگزاری افطاری ساده در گوشهوکنار شهرمان برقرار شده است. سفرههایی معمولی و ساده، اما باصفا که فقیر و غنی هم نمیشناسد. این مهمانی بیریا امسال هم در محلات منطقه۵ برپا میشود.
سر کوچه میایستادیم و به محض آمدن کفشدوز میگفتیم: «عمو کفشدوز، روزهمونو دوختی؟» او هم یکییکی به ما اطمینان میداد که روزهمان را دوخته و ما با خیال راحت به خانه برمیگشتیم.
از برادرم پرسیدم چطور برای اذان صبح بیدار میشوی؟ جواب داد: آیه ۱۱۰ سوره کهف را میخوانم تا برای سحر، مناجات و اذان بیدار شوم، بزرگتر که شدم، خودم هم برای اینکه بهموقع بیدار شوم، این آیه را میخواندم.
ساکنان مجتمعهای مسکونی «امیرالمومنین (ع)» و «ایمان» نشان دادند هنوز برپایی سفرههای افطاری ساده، طرفداران خود را دارد. رسم همسایه داری در این ماه برای آنها از همیشه پررنگتر است.
اهالی محله اکبرآباد براتعلی هدایت را به سحرخوانیهایش میشناسند، او کسی بود که شبهنگام فانوسش را برمیداشت، روی بام میرفت و بر پیت حلبیاش مینواخت تا مبادا کسی برای سحر خواب بماند.
محبوبه آخوندزاده از ساکنان محله خلج، هر روز به بوستان بانوان ریحانه میآید و سه جزء از قرآن را در سایهسار درختانی میخواند که میزبان پرندگان خوشآهنگ شدهاند.
اهالی محله فردوسی «امینالله خانزاده» را به نام «مُلّاامین» میشناسند و این لقب را بهدلیل ۷۰ سال سحرخوانی، کنار نامش نهادهاند.
مسجد ابوالفضلی در فلکۀ دوم، مسجد محمدرسولالله آخر شلوغ بازار، مسجد جوادالائمه و مسجد مدافعان حرم، مراکز اصلی اجتماع مهاجران افغانستانی در ماههای مبارک رمضان و محرم است.
موذن و سحرخوان قدیمی شهرک شهید بهشتی بیش از ۳۰ سال است که هر روز در وعدههای مختلف نماز اذان میگوید.
حضور در برنامه ماهعسل برای رضا لنگری شبیه کابوسی است که قایق کوچک زندگیاش را در مسیر تندباد قرار میدهد و خاطره تلخش هر لحظه برایش تکرار میشود.
۱۰ خواهر و برادر با فرزندانشان در ساختمان پنجطبقهای در محله مجیدیه زندگی میکنند، ساکنان این ساختمان در شادی و غم و در سختی و راحتی کنار هم هستند.