ابراهیم رضوانی وقتی به مشهد آمد، در کوچهای به نام ادیب صابر ساکن شد؛ این استاد قالیبافی از تبریز به مشهد آمده و با حدود چهلدستگاه کارگاه بزرگی راه انداخته بود.
ابراهیم رضوانی یکی از بازماندههای قالی بافی کوچه ادیب صابر است.
رنگرزی امروز بیشتر شبیه نمایش است. مثل گذشته سخت نیست. در گذشته باید دستهایمان را داخل آب داغ و جوش پاتیل میکردیم تا نخها را بالا بکشیم.
غلامحسین ابراهیمآبادی حتی زمان مصاحبه هم طاقت نمیآورد که بنشیند و دستش به قالی بند نباشد؛ دست بر پشت قالی روی دارش میکشد. شصت سال همنشینی با فرش آنقدر به او آموخته است که نتواند در روزگار کهنسالی هم دست از آن بشوید. یک دار قالی 2در3 که از کف تا سقف خانهاش را گرفته، جلو یکی از پنجرههای خانهاش برپا کرده است تا شاید جبران کارگاههای دیجور و نمور کودکیاش بشود.
بررسی سفرنامه ها و کتب تاریخی نشان می دهد که پیشینه استفاده از فرش در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه بازمی گردد.
آتنا هفده سال دارد و دانشآموز سال یازدهم رشته طراحی و رنگآمیزی فرش است. چهار سالی میشود که ساکن محله خاتمالانبیاشده است. پدر و مادرش اصالتا کاشمری هستند و سالها در شهرستان کاشمر به هنرجویان، بافت فرش را آموزش دادند.کسب مقام سوم در رشته مواد اولیه و رنگرزی در چهاردهمین المپیاد فرش دستباف ایران سال 1401 و کسب مقام سوم در رشته طراحی و نقاشی فرش در چهاردهمین دوره المپیاد ملی فرش هنرستانهای کاردانش استان خراسانرضوی سال1400 نشان میدهد دنیای آتنا پر از رنگ و زیبایی است.
کاروانسرای عباسقلیخان در حاشیه خیابان شهیدنوابصفوی قرار دارد. یکی از آدمهای قدیمی این بازار، حسن صابری 55ساله است که خودش میگوید 34سال در کار تولید و فروش نخ قالی بوده است؛ کسی که شغلش ارث پدر مرحومش است و حتی در این روزهای سوتوکور به عشق فرش هر روز در مغازهاش را بازمیکند و یکی از دغدغههای اصلیاش این است که باوجود رفتن نخفروشها از این کاروانسرا، این سرای تاریخی را حفظ کنند.
به روزگاری که اینجا نه از فرش خبری بوده نه از فرش فروش ها. در گذشته های دور اینجا پاتوق نمدمال ها بوده با چند پرنده فروشی کوچک. تنها جایی که در آن اثری از گلیم های رنگی پیدا می شده انبار بازرگانی ابوالفتح غلامزاده در میانه خیابان بوده است. زنان ترکمن به پشت درهای بزرگ آهنی گاراژ می رفتند، فرش های ترکمنی تحویل می گرفتند و به دیار خودشان می رفتند. کم کم اما اینجا رونق پیدا می کند و سال به سال به تعداد فرش فروش ها اضافه می شود.
مهشید خرسندی بعد از انتخاب رشته طراحی فرش پیشرفتهای خوبی در این زمینه به دست میآورد. او بعد از موفقیت در مسابقات استانی طراحی فرش در مسابقات دانشآموزی کشور نیز شرکت و رتبه برتر مسابقات را به دست میآورد. میگوید: یکی از دوستانم که رشته طراحی فرش را انتخاب کرده بود چند کتاب درباره هنر فرشبافی و سابقه تاریخی آن در ایران برایم آورد. من هم بعد از مطالعه این کتابها و جستوجوهایی که در اینترنت و فضای مجازی داشتم به هنر طراحی و بافت فرش به عنوان کهنترین و اصیلترین هنر ایرانی علاقهمند شدم.
علی ذریه حبیب تبریزی با ۷۰ سال سابقه در خلق آثار نفیس تابلوفرش در تازهترین اثرش تابلویی چشمنواز بافته است. این تابلوفرش عزیمت امام رضا(ع) به خراسان و توقف ایشان در نیشابور را روایت میکند.
همه آنهایی که از سر ارادت هدیهای به امامرضا(ع) میدهند، خودشان هم میدانند اگر قرار به استفاده از آن هدیه در حرم مطهر است، باید بهنحوی تبدیل به احسن شود. فرقی هم نمیکند هدیه طلا باشد یا تکه پارچه دستباف. هدیه هرچه باشد بعد از جمعآوری و قیمتگذاری بهنحوی فروخته میشود تا پول آن صرف حرم مطهر شود. از زبان حسین حاجیزاده روایتهایی خواهیم خواند که از هدیههای متبرک در مغازه او آغاز میشود و در نهایت به خانه علاقهمندان میرسد.
این روزها مغازهها بیشتر فرشهای ماشینی، موکت و تابلو فرشهای مختلف ماشینی را عرضه میکنند. او علت این تغییر را افزایش قیمت نخ، پشم و رنگ طبیعی برای تولید فرشهای دستبافت میداند و میگوید: این شرایط کارگاههای تولید فرش بسیاری را به حالت نیمهتعطیل و تعطیل درآورده است. دیگر تولید فرش دستبافت بهصرفه نیست. از یک طرف بافندگان سنتی فرش که بیشتر روستائیان فقیر بودند توان خرید وسایل و مواد اولیه فرش را ندارند از سوی دیگر نیز مشتریها به دلیل افزایش قیمت فرش دستبافت تغییر ذائقه دادهاند و به خرید فرش ماشینی روی آوردهاند.
فاطمه و معصومه هر دو نفر پشت دار قالی نشستهاند، دخترعموهای دیروز و عروس و خواهر شوهر امروز که اصالتی یزدی دارند. به یاد قدیمها که قالیبافی را از مادر فاطمه آموختند و امروز باید وارث این هنر برای نسلهای بعدی خانواده «نظامی» باشند تا اسباب درآمد و البته سرگرمیهای بچههای خانواده را تأمین کنند. فاطمه نظامی میگوید:«28سال است که به بافت فرش مشغول هستم اما بهترین فرشی که تا به حال بافتهام، فرشی بود که برای حرم امام حسین(ع) بافته شد. چند سال قبل، در جریان بازسازی ضریح حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، مفروشکردن بخشی از صحن حرم حضرت را بافندگان یزدی تقبل کرده و من هم بهعنوان یکی از بافندگان در خلق این اثر بیبدیل، افتخار نقشآفرینی داشتم»
زینب یوسفی رتبه دوم رقابتهای «جاجیمبافی» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی آرزوی راهاندازی کارگاه قالیبافی برای زنان آسیبپذیر را دارد.
اسماء میرکی یکی از بافندههای ماهر فرش دستباف در بولوار شاهنامه است. او 22سال دارد و سال دوازدهم، در رشته «بافت فرش» جشنواره هنرهای تجسمی استان آذربایجان شرقی مقام نخست را به دست آورد. اسماء میگوید: «در جریان سفر به تبریز راننده وسیله نقلیه ما در راه تصادف کرد و به همین دلیل چندساعتی دیرتر به محل مسابقه رسیدیم. از طرفی استرس تصادف بر من تأثیر گذاشت به طوری که در ابتدای بافت و نشستن پشت دار قالی دچار اشتباه شدم و ترتیب تاروپودهای قالی را رعایت نمیکردم. بعد از چند دقیقه که متوجه این موضوع شدم، با وجودی که وقت زیادی نداشتم، عزم خود را جزم کردم و رتبه نخست را به دست آوردم».
میترا مرامی، یکی از دانشآموختگان رشته صنایع دستی، گرایش بافت فرش دستباف در دبیرستان راهنور است. او با اینکه تنها 20سال دارد، چندین بار در رقابتهای کشوری «بافت فرش» و «بافت زیلو» رتبه برتر را به دست آورده و از بافندههای متبحر بولوار شاهنامه و محله چهاربرج به حساب میآید. او سال 97 در جشنواره کشوری هنرهای تجسمی که در استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، شرکت کرده و رتبه اول مسابقات را در رشته «بافت فرش» از آن خود کردهاست.
«زرینه» مردی که چهارراهی به نام اوست؛ فرشفروش با اخلاق مشهدی بود که منشش؛ نامش را برای همیشه در تاریخچه اسامی معابر مشهد ماندگار کرد، تا جایی که با گذشت ۶۳ سال از فوتش نامش بر روی یکی از چهارراههای اصلی شهرهمچنان پابرجاست.
چهارراهی که در زمان حیات «حاجامین زرینه» به نامش میشود و حال با نداشتن تابلو و تغییر اسم آن در طول دورههای مختلف هنوز هم مشهدیها و حتی زائران در نشانی دادن از نام قدیمی و اصلی آن یعنی «زرینه» استفاده میکنند.
مستنداتی باقیمانده از قرن ۱۱ و ۱۲ در عمق کف فعلی بازار قدیمی فرش مشهد نشان میدهد این بازار که این روزها با نام فرش شناخته میشود، به احتمال زیاد در دوره تیموری ساخته شده است، البته با تفاوت زیاد در عمق.
مرحوم حاج غلامحسین بااخلاق، پدر شهید هادی بااخلاق یک قطعه زمین ۱۰ هزارمتری در حاشیه بولوار شاهنامه و در اراضی مهدیآباد را برای ساخت مدرسه، حوزه علمیه، زینبیه و درمانگاه وقف کرد. بخشی از این مکانهای وقفی مانند درمانگاه که بعدها به خانه بهداشت تغییر کاربری پیدا کرد و به نام شهید «هادی بااخلاق» نامگذاری شد، در زمان حیات حاج غلامحسین بااخلاق و با هماهنگی و نظارت شخص وی ساخته شد و به بهرهبرداری رسید، اما عمر مرحوم کفاف نداد و فرزندانش در ادامه، جا پای پدر گذاشته و راه او را ادامه دادند.
داستان زندگی عباسقلی صابر که صاحب بزرگترین و معتبرترین برند فرش در کشور و دنیا بود، از همین کارگاه در نزدیکی حرم مطهر آغاز میشود و بعدها به بافت فرشهای نفیس برای بارگاه منور رضوی میرسد. داستانی که احمد بزمیمقدم که اکنون ادامهدهنده راه صابر و برند اوست، آن را از ششسالگی خود، یعنی همان موقع که مشغول به بافندگی در کارگاه صابر میشود شروع میکند و تا آخرین روزهای او و خدماتش برای مشهد که بخشی از آن در حرم مطهر خلاصه میشود، روایت میکند.