بانو مریم کارگر عزیزی پنج شهید به انقلاب تقدیم کرده است. او مادر شهید علی غفاریدوست، همسر شهید محمدعلی غفاریدوست، دختر شهید محمد کارگر عزیزی و خواهر شهیدان حسن و مهدی کارگر عزیزی است.
محله
فرامرز عباسی
محله فرامرزعباسی همراه با محلههای سجاد و زیباشهر، در گذشته بخشی از مزرعه «زرگران» بوده است؛ مزرعهای سرسبز و خوشآبوهوا، متعلق به آستان قدس رضوی که در گذشته محلی برای فرار مردم مشهد از گرمای تابستان بوده است.سکونت خانواده شهید عباسی در این محله دلیل نامگذاریاش بهنام شهید فرامرزعباسی است.
علی نیکخواه، نوجوان ۱۵ ساله ساکن محله شهید فرامرزعباسی، در ادبیات و شاعری هم دستی توانا دارد. آثارش ابتدا نثری ساده داشت و به تدریج به صورت شعرهایی درآمد که وزن و قافیه در آنها رعایت میشد.
طاهره فتوحی، بانوی فعال محله فرامرزعباسی است که علاوه بر فعالیت در زمینه ورزش به عنوان نماینده در امور اجتماعی محله نیز نقش مفیدی ایفا میکند.
علی قانعشریف جوان، مخترع محله فرامرزعباسی سالهاست به تحقیق و پژوهش و اختراع میپردازد. به قول خودش یاد گرفته همیشه به جای گفتن چرا از واژه «چگونه» و «چطور» برای پیدا کردن راهحل استفاده کند.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زنهایی است که با خاطرات زندگی کردهاند.
مکتبالزهرا (س) در محله شهید فرامرز عباسی، یک مجتمع فرهنگی - مذهبی است که با همت مردم شکل گرفته و امروز میزبان هزاران نفر در جلسات اخلاق، قرآن و مشاوره است.
الهه قاسمینژاد، در دوران دبیرستان با جشنواره خوارزمی و موضوع اختراعات آشنا شد و از سال ۸۶ با عضویت در کانون مخترعین ایران توانست فعالیتهایش را بهصورت علمی و هدفمند دنبال کند.
آزاده خدیویزند، آرایشگر محله شهید فرامرزعباسی از ۲۰ سالگی وارد حرفه آرایشگری شد و در کنار آن به کارآموزان و هنرجویان علاقهمند به آموزش تخصصی در این زمینه میپردازد، زیرا معتقد است در هر زمینه از زیبایی به متخصص آن نیاز است.
سردارشهیدهاشم ساجدی، مدرک فوقدیپلم تکنسین سازمان پنبه داشت و بعد از پیروزی انقلاب در کمیته اسلامی و مسئول جهاد گنبد فعالیت میکرد؛ درست زمانی که تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به دانشگاه علوم اسلامی رضوی برود جنگ شروع شد و او به جبهه رفت.
سیدمحمد محمدی بهعنوان یک خبرنگار و فعال خبری، همواره انعکاسدهنده مشکلات محله زندگیاش بوده و نقش بسیاری داشته است. شعار او داشتن محله و شهری بهتر و زیباتر با مشارکت همه شهروندان است.
مجید خروشی، کار ش بهعنوان کتابدار آغاز کرد، اما گردش روزگار او را به تحریریه روزنامه خراسان کشاند. همانجا بود که استعدادش شکوفا شد و با تشویق همکارانش خبرنگاری را بهعنوان یک حرفه، برگزید.
با اینکه کشتی گرفتن در گود کشتی و حتی بردن قند، زیر زبان مرتضای جوان مزه شیرینی داشت، اما او اصلا کشتی را برای این میگرفت که قویتر بشود و بتواند علم بزرگ روستا را بر دوش بکشد.
بعد از اهدای عضو؛ شادی کاظمی خواب پدرشوهرش، مرحوم محمدجواد ادبی، را میبیند که به او میگوید: من ۲۹روز است دوباره زنده شدهام و چندباری این جمله را تکرار کرد.
ثمانه تا ۴۵ سال قبل، پوشیده از زمینهای مزروعی و باغات میوه بود. این املاک به آستان قدس رضوی تعلق داشت. سال۱۳۶۰ قطعهبندیها شروع و بهتدریج مسکونی شد. آن زمان این محدوده به «بند جیم» معروف بود.
غلامرضا بصیریپور ۲۶ سال است که در «مؤسسه خیریه حمایت از بیماران آسیبپذیر طوس» خدمت میکند. تعریف میکند: این مجموعه روز اول، کارش را با بیستنفر آغاز کرد و اکنون ۱۴۰۰ نفر از خیران با این مؤسسه در ارتباط هستند.
احمد سوداگر هشت سال از دوران سی ساله خدمت در نیروی زمینی ارتش را در جبهه و در واحد مخابراتی گذرانده است. ارتباط گردان رزمی۱۵۳ لشکر۷۷ برعهده احمدآقا بوده تا پیامهای لجستیکی را از آبادان به مشهد ارسال کند.
خیابان فرامرزعباسی ۵ معبری آموزشی است که مجموعهای از مدارس و مراکز وابسته به آموزشوپرورش در آن قرار دارد. نام دیگر این خیابان بهدلیل قرارداشتن مرکز آموزشی پسرانه نابینایان، «امید» است.
سروری میگفت روزی که به منطقه برگشتم قرار بود فرامرز، ۴۸ ساعت دیگر با هواپیما به مشهد برگردد. من به دخترش گفته بودم بابا همین روزها برمیگردد. فرامرز دومین افسری بود که در لشکر به شهادت میرسید.
ابوالفضل محمدزاده ورزش کونگفو و هاپکیدو را بهصورت حرفهای از پنجسال قبل شروع کرده است. او درکنار کسب موفقیتهای ورزشی در جذب دوستانش به ورزش حرفهای بسیار مؤثر بوده و باشگاه ورزشی محله به پاتوقی دوستانه برای آنها تبدیل شده است.
کمتر نوجوانی در پانزدهسالگی، مسیر زندگیاش را پیدا میکند، اما «قاسم عاقلینیک» توانست علایق خودش را در همان سن و سال پیدا کند و مسیری را که منتهی به این علایق میشود، پیش بگیرد.