یکی از مستشاران بلژیکی که برای اداره امور پستی ایالت خراسان راهی مشهد شده بود، در این شهر دست به اقدامی خارج از حدود وظایفش زد که تبعات سنگینی برایش بهدنبال داشت.
محمد رئیسی ۱۱سال موتورسواری در پیچوخم گلشهر را تجربه کرده است. او حالا آنقدر راهبلد و استاد شده که کوچهها را چشمبسته میرود. حتی نشان روی پاکت را که ببیند، میفهمد دستخط کدامیک از اهالی میتواند باشد.
علی معلومی قدیمیترین نامهرسان منطقه 3 مشهد میگوید: اوایل دهه پنجاه اداره پست مرکزی در خیابان ارگ قرار داشت اما محدوده کاری من، روستاهای پایین کشفرود، چاهش، زیرکَن، کلاتهبوغا، خواجهربیع، دروی و سیسآباد بود.
نامهرسان در مرحله اول باید انسان سالمی باشد. امانتداربودن نیز از ویژگیهای اصلی و مهم یک پستچی خوب است و درنهایت دقت، سرعت و امنیت از دیگر ویژگیهای کارمندان پست است.
مهدی رأفتیزاده، پستچی محله المهدی میگوید: نامههایی داشتم که فرستنده و گیرنده نامه یک خانه بوده است. بهعنوان مثال زوجی بودند که نمیتوانستند حرفشان را رودررو بیان کنند، فرستنده نامه، آقا بوده، گیرنده هم خانمش.
ابراهیم قلمائی نامهرسان محله چهنو میگوید: آدم انتظارش را ندارد، اما خیلی از مردم میدانند روز پست در تقویم چه روزی است، هنگام تحویل بسته به ما تبریک میگویند و خداقوتی میگویند. همین به ما انرژی میدهد.
سیداسماعیل جعفریان از قدیمیهای پست مشهد است. از نظر او برخلاف تصور عموم مردم، پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای ارتباطی، کار پست را کم نکرده و هنوز هم نامهنگاری بین مردم رواج دارد.
رسول اسداللهی، ۳۸ سال شرح حال مردم را برایشان مینوشت.پیرمرد خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد که بیشتر به سالهای جنگ و نامهنویسی برای رزمندگان برمیگردد.
محسن استادرودمعجنی میگوید: مردم همیشه دعا میکنند و میگویند «خدا خیرتان بدهد» یا مثلا میگویند «خدا پدر و مادرت را رحمت کند.» این دعاهای قشنگ یک دنیا میارزد.
خانواده طاقت دیدن شرایط جسمیام را نداشتند. پس دوباره به بیمارستان امدادی انتقالم دادند تا تحتنظر باشم. به شب نکشیده، خبر مرگم به خانواده داده شد.
کافی است اهالی خیابان دانشگاه، علیاصغر وفاییمهر را با آن موتور قدیمیاش ببینند، آنوقت است که صدای سلام سلام و خداقوتشان بلند میشود.
ناصر دیانتی کلیددار تمام صندوقهای زرد کنار خیابانهای محله آبوبرق بوده است آن هم زمانی که کار و زندگی مردم با پست و همین صندوقهای زردرنگ کنار خیابان گره کوری داشت.
در ایام انقلاب و جنگ دو نوجوان نامههای مردم گلشهر را به دستشان میرساندند بدون اینکه استخدام اداره پست باشند.
منوچهر اسپهبدی، مدیرکل بازنشسته وزارت پست، تلگراف و تلفن که همان سالها به همراه چند نفربرای گذراندن دورههای تخصصی به انگلستان اعزام میشود، از نامهنویسهای قدیم میگوید: هر کدام از این نامهنویسها بهعنوان سرقفلی مکانی برای خودشان داشتهاند که گاهی از پدر به پسر ارث میرسیده است. این حال و هوا تا سال 1338به چشم میخورد، درست زمانی که ساختمان جدید پشت ساختمان قدیمی ساخته شده و پس از تکمیل آن، بنای قدیمی به طور کامل تخریب میشود.
این ماجرا را که تعریف میکنم مربوط به اسفند سال 92 است. مقصد خانهای پشت یک کال بود. در زدم و منتظر ماندم. پیرزنی در را باز کرد. بسته را دادم دستش. یک لحظه با بوسه پیرزن بر دستم غافلگیر شدم. نمیتوانستم هیچ حرفی بزنم. کنجکاو شدم ببینم داخل بسته چیست که او را تا این اندازه شاد کرده است. پیرزن خمخم داخل خانه رفت و با یک سینی کهنه و قدیمی برگشت. کنارش یک شیرینی بود، احتمالا مال چند سال قبل. کهنه به نظر میرسید، کهنه کهنه. یک اسکناس دویستتومانی هم کنار شیرینی گذاشته شده بود که تا نخورده بود، نو نو.
همانند بسیاری از خیابانهای قدیمی مشهد این کوچه نیز مزارع و باغ بوده و با ساختوسازهایی که شکل میگیرد معنای خیابان پیدا میکند. خیابان امام خمینی50 در بین مردم به کوچه پست معروف است و دلیل این موضوع قرار گرفتن ادارهکل پست خراسان رضوی در این معبر است. به گفته قدیمیها در گذشته به کوچه پست و تلگراف شناخته میشده است، کوچههای فرعی تا چندی قبل به نام شهید محمود تولائی بود اما از ابتدای امسال کوچهها نیز به نام پست تغییر یافته است.
بازار سرشور پیرزنی زندگی میکرد که بچههایش استرالیا بودند و هر 10روزی یک پاکت از خارج برایش میآمد. بنده خدا روز در میان که من را میدید سراغ بستهاش را میگرفت. میدانستم خیلی چشم به راه است، چون بعضی وقتها در این پاکتها عکسهای بچهها و نوههایش بود. خودم میرفتم و از قسمت نامههای وارده خارجی کارش را پیگیری میکردم تا سریعتر بسته را به دستش برسانم. هر وقت پاکتها را به دستش میرساندم خیلی خوشحال میشد و کلی دعایم میکرد.
مهمترین ویژگی یک نامهرسان امانتداری است که اگر این خصلت را در وجودش نداشته باشد، در کارش به مشکل میخورد. پستچی وظیفه دارد مرسولات پُستی را بیکم و کاست به دست مردم برساند. جدای از تعهد کاری، این یک تعهد اخلاقی است. الگوی همه نامهرسانها شهید قانعی است. آن زمان حقوق بازنشستگان را به نامهرسانها میسپردند و ایشان در مقابل سارقانی که میخواستند پول مردم را بدزدند مقاومت کرد و با گلوله همانها کشته شد. خوشبختانه مردم به قدری به پست و نامهرسانها اعتماد دارند که بستههای بسیار ارزشمندشان را به دست ما میسپارند.