فرزندآوری - صفحه 2

اگر عروس و داماد‌ها در مدت حضورشان در ساختمان شهدای قرقی، چشمشان به نورسیده‌ای روشن و افتخار مادر و پدر‌شدن نصیبشان شود، مدت حضورشان در این منازل، به سه‌سال افزایش پیدا می‌کند.
ستاد ازدواج آسان مسجد المهدی (عج) شهرک مهرگان زوج‌ها را پس از عقد تنها نمی‌گذارد؛ به همین منظور کمیته تسهیلگری را برای زوج‌هایی که توانایی مالی خوبی ندارند، تشکیل داده است.
هدی اخلاقی و همسرش با اینکه یک پسر ۱۰ ساله داشتند، تصمیم می‌گیرند دوباره بچه دار شوند، غافل از اینکه سه قلو‌ها در راه هستند و به یک باره خانواده سه نفری آن می‌شود، شش نفر.
یک خانه اجاره‌ای  ۵۰ متری در خیابان رستگاری، یک دکه در بازار ابریشم قاسم‌آباد و وجود نام «امیررضا عامری» در برگ وسط شناسنامه علی و شبنم، حقیقت فعلی زندگی این زوج معلول است.
نام حاج‌حسن شاهدی این روز‌ها با پسوند «پدربزرگ» روی زبان ۱۰۱ زن و مرد پیر، جوان، نوجوان و کودک می‌چرخد تا کسی که هنوز هم خودش را رعیتِ حاج‌حسین ملک معرفی می‌کند، آقای خیلی از وکیل‌آبادی‌ها باشد.
راضیه جعفری تعریف می‌کند: هجده‌ساله بودم که ازدواج کردم، خدا تنها‌فرزندم را ۲۳‌سال بعد به من و همسرم هدیه داد، درست فردای شب چله. نمی‌دانید آن شب در خانه پدرم چه خبر بود.
خانواده حاج‌احمد مصطفوی‌تهرانی که به مشهد آمدند، تنها ۷ نفر بودند، اما رفته رفته تعدادشان به ۷۰ نفر رسید، حاج احمد پایه‌گذار یک خانواده اسلامی و آسمانی بوده که بیشتر آن‌ها در علوم قرآنی پیشتاز هستند.
در این گزارش با زوجی آشنا می‌شویم که ۷ فرزند دارند و هنوز هم به ادامه فرزندآوری فکر می‌کنند.
ما کاملا برای خودمان هضم کردیم که این یک راه بچه‌دارشدن است و این بچه‌ها را خدا به ما داده است. پیشینه خانوادگی بچه‌ها برای ما دو نفر مهم نیست و اصلا پیگیر سابقه خانوادگی آن‌ها نشدیم.
حجت‌الاسلام بیاتی می‌گوید: هدف قرارگاه ازدواج آسان و فرزندآوری، حذف موانع ازدواج درراستای ترویج ازدواج آسان است.
راحله‌خانم مادر چهارقلوها می‌گوید: بچه‌ها وقتی مدرسه می‌روند، هزینه‌هایشان به‌طور سرسام‌آوری زیاد می‌شود؛ بچه در یکی‌دو‌سالگی که هزینه‌ای ندارد.
«حمیده مشارالسلطنه قدیمی نوائی» معروف به «حمیده برقعی» یکی از قدیمی‌ترین ماما‌های دوره‌دیده و تحصیل‌کرده آلمان ساکن در مشهد، به گفته خودش ۴ هزار و ۶۳۵ کودک را طی ۵۰ سال به دنیا آورده است،
حجت‌الاسلام‌والمسلمین رضایی، زمینش را فروخت تا هزینه آن را صرف ترویج و تشویق فرزندآوری کند.
قابلگی را از مادر خدا بیامرزش به ارث برده است. خودش مامای دخترهایش بوده و مادرش مامای او. فاطمه سلطان صفاری فرشته نجات بیش از  ۱۰۰ زن و نوزاد محله بلال بوده است.
خواهر و برادرهایم در نگهداری بچه‌ها خیلی کمکم می‌کنند. کلا مامان بچه‌ها شده‌اند. انگار که سه قلوها پنج مامان دارند.
زوج ساکن محله خاتم‌الانبیا (ص)، در حالی صاحب فرزندان چهارقلو شدند که به گفته خودشان، با وجود داشتن کوثر و اسما، اصلا هیچ قصدی برای بچه‌دارشدن نداشتند.
امین بهشتیان و فاطمه مشهدی زوج ساکن محله شهید رضوی هستند که یک فرزند دختر و یک فرزند پسر دارند، با این حال آن‌ها می‌خواستند سقف خانه، مهر مادری و حمایت پدری‌شان را با کودک دیگری به اشتراک بگذارند. امین و فاطمه در سامانه ملی فرزندخواندگی ثبت نام میکنند، سه چهار هفته بعد با آن ها تماس می‌گیرند و دختری زیبا به نام «محدثه» را از شیرخوارگاه حضرت علی اصغر(ع) به فرزندی قبول می‌کنند.
خدیجه رسایی حسین متولد سال ۱۳۰۵ و اصالتا اهل غازیان بندرانزلی است، خدیجه خانم که فرزندانش او را عزیز خطاب می‌کنند در ۱۵ سالگی به عقد پسر خان درمی‌آید. عزیز می‌گوید: «محمود خلق و خوی خان‌زاده‌بودن نداشت و از اینکه بخواهد در آینده جا پای پدرش بگذارد و رویه او را ادامه دهد، بیزار بود، همین شد که تصمیم بر استقلال گرفت و راهی ورامین در اطراف تهران شد». عزیز در حدود یک قرن زندگی‌اش 5فرزند، 15نوه، 21نتیجه و 3 نبیره خود را درآغوش گرفته و نوازش کرده‌است.
آبان1400 خبر تولد چهارقلوهای مشهدی در خبرگزاری‌ها منتشر شد و این رویداد شادی‌آور،‌ توجه خیلی‌ها را جلب کرد. بین این‌همه خبر مرگ و رفتن در روزهای تلخ کرونایی، آمدن محمد، مهدی، رضا و فاطمه‌زهرا اتفاقی شیرین بود که زندگی پدر و مادر آن‌ها را دگرگون کرد. حدود 10ماه پیش، وقتی فاطمه‌خانم احساس کرد حال خوشی ندارد، برای تشخیص علت به سونوگرافی رفت وفکرش را نمی‌کرد تا این اندازه غافل‌گیر شود. خبر این بود: به‌زودی به خانواده کوچک سه‌نفرشان 4نفر دیگر اضافه می‌شوند. حالا فاطمه امیری و محسن سلیمانی‌فر، زوج جوان مشهدی، که ساکن محله میثم شمالی(رده) بودند،‌ صاحب 4فرزند دیگر شده‌اند و گرمای زندگی‌شان چندبرابر شده است.
عشق و محبت همه زندگی زوج جوان محله پنجتن را پر کرده است و جایی برای دل‌گیری و ناراحتی نگذاشته است. یک‌سال‌وسه‌ماه از آمدن سه‌قلوه‌ها می‌گذرد و هربار پدر و مادر نگاهشان به بازیگوشی پسربچه‌ها می‌افتد، قند در دلشان آب می‌شود. گاهی حرف‌هایشان آن‌قدر شبیه هم می‌شود که انگار یک نفر دارد حرف می‌زند و بعد هردو لبخند می‌زنند و خدا را برای این نعمت بزرگش شکر می‌گویند. سال سختی بر خانواده میانبندی گذشت و کرونا شدت آن را بیشتر کرد، اما با شیطنت پویان و ماهان و عرفان همه‌چیز شیرین و قشنگ است