ناصرالدینشاه قاجار در طول حکومت و فرمانرواییاش دو سفر به مشهد دارد. اولی در بیستویکمین سال سلطنتش است که شرح آن را علینقیخان حکیمالممالک به رشته تحریر درآورده است.
مرتضی نظریان، از جوانی رویای نوشتن داشته و حالا حاصل سفرها و تجربیاتش را در قالب داستانهای کوتاه مذهبی، تاریخی و اجتماعی مینویسد و چهار کتاب دستنویس نیز دارد که به تجربه روزهای شیرینش پرداخته است.
فن عکاسی اگر چه در اواخر حکومت محمدشاه قاجار به ایران رسید، پس از به قدرت رسیدن ناصرالدینشاه که علاقهای بسیار به هنر داشت، فراگیر شد و با آغازبهکار عکاسخانه همایونی و تربیت عکاسان در زمان این شاه قاجار، آهنگی پرشتاب به خود گرفت.
سفرنامه سیدحسن موسویاصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمینهای مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهمترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.
ناصرالدینشاه قاجار، در مجموع، سه بار به مشهد سفر کرد و برای بار سوم، سفرنامه مفصلی نوشت. برای بهبود اوضاع فرمانهایی صادر کرد و دستورهای سفر قبل را نیز با دقتی فراوان ارزیابی و از اجرای آنها مطمئن میشد.
آرتور کانولی مدتی را در مشهد گذراند. همزمانی این حضور با سکونت عباسمیرزا نایبالسلطنه در مشهد از یکسو و آغاز ماه محرم از دیگرسو عاملی شد تا او بتواند گزارش کاملی از آیینهای مردم مشهد در ماه محرم تهیه کند.
قاری رحمتالله واضح اهل سنت است؛ بااینهمه عاشق امامان شیعه است، آنچنانکه پس از زیارت مشهد به عتباتعالیات میرود و چند صباحی را هم در جوار کربلا، نجف و سامرا گذرانِ عمر میکند.
الکس بارنز نظامی بریتانیایی است که در دوران تاجداری فتحعلیشاه قاجار توفیق پیدا میکند تا به بهانه دیدن عباسمیرزا، نایبالسلطنه، به مشهد بیاید. او برای ورود به حرممطهر مجبور میشود از لباس مبدل استفاده کند.
محمد مهدیان در سال گذشته سفری ماجراجویانه را با موتورسیکلت تجربه کرد و در ۱۷۶روز به دور اروپا بسیار ساده و سبک سفر کرده است.
روایتی از سفرنامههای تصویری بهجامانده از روزگار کهن که سندی برای زیارت امامرضا (ع) بوده است.
سفر کردن در زندگی «امین جوشش» اولین اولویت است. او که تحصیل در رشته برق را کنار گذاشته، با ثبت این سفرها در مجلات و شبکههای مجازی بهدنبال تامین درآمد است.
دغدغه حجت الاسلام سیدمحسن موسوی زاده جزایری و دیگر طلبههایی که در شعبههای مرکز اسلامی زامبیا فعالیت میکنند، این است که از تاریخ عاشورا بگویند.
پوپ، ایران شناس آمریکایی نقش مهمی در معرفی هنر ایران به جهان داشت.
زائری که به زیارت میآید باید ابتدا از بازار عبور کند. از زنجیر بگذرد تا وارد بست شود. سپس از گذرگاه طاقدار بلندی عبور کند و به محوطۀ وسیع چهارگوشی که از آثار شاهعباس کبیر است، برسد.
بهنظر من مردم دنیا، کشور شما را نمیشناسند. من تلاش خواهم کرد به همه بگویم ایران آن چیزی نیست که دربارهاش تبلیغ میشود.
کار ساخت راه آهن سراسری هنوز تمام نشده بوده که دستور می رسد نخستین خطی که باید احداث شود، گرمسار-مشهد است. 24 اسفند 1316 کار زیرسازی و ریل گذاری این خط با تشریفات رسمی آغاز می شود. هم زمان با رسیدن ریل ها به شاهرود و تکمیل شدن 315 کیلومتر از خط گرمسار- مشهد، آتش جنگ جهانی دوم دامن ایران را هم می گیرد و کار راه آهن مشهد نیمه تمام می ماند.
خیلی از مشهدیها هنوز بعد از گذشت سی و چندسال وقتی میخواهند از قاسمآباد حرف بزنند، میگویند اینجا بیابان لمیزرع بیآب و علفی بود که کمکم آباد شد! این گزاره سالهاست که دهان به دهان چرخیده و همه باورشان شده است که تا قبل از طرح تفصیلی معروف مهندس خازنی که در آن پایه و بنیان قاسمآباد گذاشته شد، اصلاً اینجا وجود خارجی نداشته است.
گزارهای که از بیخ و بن غلط است و شواهد بسیاری برای اثبات اشتباه بودن آن وجود دارد.
7 سال اول زندگی نه تنها همه توانشان را روی کارشان می گذارند بلکه توی محیط کارشان زندگی هم می کنند. نه از جهیزیه چیدن خبری بوده و نه از چشم و هم چشمی های مرسوم. مهمان که برایشان می آمد، او را روی پشت بام می بردند و چادر می زدند. بعدها که شرکت حیاط دار شد از فضای حیاط هم برای مهمانداری استفاده می کردند و به رؤیایشان که زندگی در سفر بود فکر می کردند.
پیچ و خم زندگی انسیه و مهدی به همین جاها ختم نمی شود. فقط یک قدم تا رسیدن به آرزویشان مانده بوده که سرطان مثل یک بمب روی سرشان آوار می سازد، ولی باز هم کارشان جنگیدن بوده است و تسلیم نشدن.
درس زندگی محمدعلی خطیب با سفر آغاز شد. از همان روز اول مدرسه، وقتی برای رفتن به کلاس، باید مسافت پنج کیلومتری روستای «کوشه» تا «کاخک» بیرجند را هرروز پیاده می پیمود.
در زمستان سال ۱۲۵۰ شمسی صدها تن از مردم مشهد در زاغهها، کلبهها و کوچهها جان سپردند. حتی کار به جایی رسید که اجساد مردگان که در سرمای هوا یخ زده بودند.