جواد نباتی مقدم، جوان ۱۷ سالهای است که در جریان تظاهرات سال۱۳۵۷ دستگیر و به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. در جریان شورشی در زندان آتشسوزی رخ میدهد و این جوان محله چهنو در میان شعلههای آتش به شهادت میرسد.
سال۱۳۵۲مصادف با روز میلاد امامحسین(ع)، در حال کار بودم که شخصی آمد و به بهانهای که میخواهد ساختمانی را نشانم دهد، مرا با خود به یکی از کوچههای خلوت اطراف برد. بعد دو نفر بهسرعت آمدند و دستبند زدند و چشمانم را بستند.
بانوان فعال محله جاهدشهر در نوترین اقدام خیرخواهانه خود، آزادی و آبرو را به یک بانوی هممحلی هدیه دادند. آنها مبلغی حدود ۴۰میلیونتومان، تأمین کردند تا یک همسایه که سرپرست سه دختر است، پایش به زندان باز نشود.
این پویش همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی و از ۲۵آبان شروع شد. ابتدا قرار بود با پایان هفته کتاب در دوم آذر، پویش نیز به پایان برسد، اما بهدلیل استقبال بسیار خوبی که صورت گرفت، تحویل کتاب به زندانیان تا ۱۵آذر تمدید شد.
کنیزرضا علیجانی تعریف میکند: دو دختر هشتساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت میکشند اسکناس ۵ هزارتومانیشان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.
عالیه تقوی از خانواده شهیدان الحدادی و از بانوان تاثیرگذار آزادهای است که ساکن مشهد است. او پس از تحمل اسارت و شکنجه آبان ماه سال ۶۱ درحالی که تنها بود راهی ایران شد.
زندان وکیلآباد، یا زندان مرکزی مشهد را میتوان قدیمیترین بنای محله تربیت و حتی منطقه۱۱ نامید. این زندان در دهه۲۰ توسط یک مهندس خانم آلمانی طراحی شده است.
دلیل حبس فاطمه؛ دادن چک سفیدامضاست. هفت ماه است به جرم نکرده، اسیر این دیوارها شدهام. میخواهم فرزندانم را ببینم و بغلشان کنم.
«ابراهیم عبداللهی» یکی از اولین روحانیانی که برای تعلیم مجرمان و بزهکاران، پا به پشت دیوارهای بلند گذاشت. او روحی لطیف و طبعی شاعرانه دارد و میخواهد روزی اشعارش را به چاپ برساند.
۲ معلم جوان محله استادیوسفی با همراهی دانشآموزان، پویشی را برای آزادی زندانیهای غیرعمد راه انداختند.
رشید پسندیدهرهورد میگوید: شب به شهر عشقآباد رسیدیم. آنجا دو تا زندان داشت؛ یکی مربوطبه افراد خطرناک که در داخل شهر بود و دیگری برای زندانیان عادی بود که در مسافتی نزدیک به شهر قرار داشت.
ابراهیم ذاکری میگوید: شرایط رفاهی اسرای ایرانی در مقایسه با اردوگاههای عراق صد به صفر بود. من این را بهعنوان کسی میگویم که هم فرماندهی اردوگاه اسرای عرقی را برعهده داشتم و هم در لباس اسیر چهار سال در عراق در بند بودم.
صدف ۳۰ از سرسبزترین معابر محله تربیت است که تا پشت زندان مرکزی کشیده شده است؛ به همین دلیل برخی اهالی آن را با نام «کوچه پشت زندان» میشناسند.
دل گشاده و قلبی مهربان باید داشته باشی که حاضر شوی پا به زندان بگذاری و به سارق، قاچاقچی، قاتل و... دوختودوز یاد بدهی تا در زندان و پس از آزادی، راه کسب پول حلال برایش باز باشد و دوباره در مسیر جرمهای قبلی قرار نگیرد. مینا سبحانی با همین یک جمله که از استادش یاد گرفت، تاکنون استقامت به خرج داده و ناجی دهها بانوی خودسرپرست شده است.
قرارمان با نفیسه فاضلزاده (تهرانی) در منزلش است. خانهای که از سال96 در روزهای شنبه و یکشنبه محل قرار بانوان نیکاندیش و دغدغهمندی است که برای تهیه جهیزیه و سیسمونی به آنجا میآیند. البته خانم تهرانی سالهاست که دستش به کار خیر است و تا کنون حدود 50زندانی را آزاد کرده است. او برای انجام نیکوکاریهایش خیریه «حضرت نجمه خاتون» را تأسیس کرده است. مجید گچکار تهرانی، پسر این بانوی نیکاندیش نیز در بخشی از خانه که به او تعلق دارد در زمینه مشاوره خانوادهها فعالیت میکند. به عبارتی افرادی که مشکلی در زندگیشان دارند از سمت مادر برای مشاوره به پسر معرفی میشوند. امروز آمدهایم تا بیشتر با او و کارهایش آشنا شویم.
دکتر مهسان اخوان مهدوی سال1400 در حالیکه مدرک دکترای روانشناسی بالینی را گرفته بود، کانون «یاریگران زندگی» را در محله تربیت تأسیس کرد.
او طی یکسال گذشته با همراهی دوستانش با تهیه 580جلد کتاب، کافه کتاب رایگان دایر کردهاند، به درمان بیماران دارای اختلالات جنسی و کارآفرینی برای آنها پرداختهاند. به شهرک صنعتی رفته و به کارگران و کارفرمایان خدمات مشاورهای رایگان دادهاند و اکنون هم چند ماهی است که با زندان مرکزی مشهد ارتباط گرفتهاند و کتابهایشان را برای مطالعه به دست زندانیان میرسانند.
بعثیها پل زده بودند و تانکها و نفربرها را وارد شهر کرده بودند. راه افتاده بودیم که چشمم به یک نفربر افتاد. خیال کردم نیروهای خودی هستند خوشحال شدم و تا به همسرم گفتم نیروی کمکی فرستادهاند، ما را زیر بار آتش گرفتند.
از سمت شاگرد که من نشستهبودم تیراندازی میکردند. اسلحه را محکم در بغل گرفتهبودم و فریاد «یاحسین» میزدم. سرم را خم کرده و پایین گرفتهبودم. بعثیها لاستیکهای ماشین را زدند و ما را متوقف کردند. وقتی ایستادیم، تازه متوجه شدم پهلویم پرخون است و وقتی پیاده شدیم، دیدم استخوان قلم پای شوهرم زده بیرون و خونریزی شدیدی دارد. در حالی که خیال میکردند من هم مثل همسرم سپاهی هستم، ما را سوار یک آمبولانس کردند و به العماره عراق بردند. یک شب در راه بودیم و این شب آخرین شبی بود که من در کنار حبیب بودم.
مینا سبحانی بانوی کارآفرین محله تربیت در 32 سالگی توانسته است در 3سال گذشته برای 200 نفر کارآفرینی کند. او که 8سال است در عرصه تولید پوشاک فعالیت دارد، میگوید: ابتدا پوشاک و مانتو زنانه تولید میکردم اما بهدلیل شرایط بازار ترجیح دادم وارد عرصه تولید لباس بچه شوم. در همین گفتوگوهای روزمرهای که با مردم داشتم بارها میشنیدم افرادی هستند که از زندان آزاد شدهاند اما چون کسی به آنها کار نمیدهد دوباره به خلاف و فروش مواد مخدر و مانند آن رو بردهاند. برای همین تصمیم گرفتم خودم کارگاهی بزنم و در آن با زندانیان کار کنم. همین ایده من را راهی زندان وکیلآباد کرد.
جواد غفاریان طوسی میگوید: سال گذشته با کمک نیکوکاران، 21 میلیارد تومان جمعآوری شده است و به این وسیله 550 زندانی آزاد شدهاند. او شاکیان را بزرگترین نیکوکاران میداند و توضیح میدهد: کنار 21 میلیاردی که از سوی خیران جمعآوری شد، شاکیان هم از 43 میلیارد تومان حق خود گذشت کردند. به همین دلیل، میتوان آنها را بزرگترین خیران دانست.بیشتر زندانیان جرائم غیرعمد به دلیل مشکلات مالی، چک برگشتی، ضمانت و ... به زندان افتادهاند و بیشتر آنها پدران سرپرست خانواده هستند. مدیر نمایندگی ستاد دیه خراسان رضوی ادامه میدهد: با مساعدت نیکوکاران، در نیمه شعبان امسال، بیش از 60 زندانی آزاد شدند.