شب چله

احمد رضایی برای کسانی که به اشتباه فکر می‌کنند نیکوکار‌بودن، جیب پرپول می‌خواهد و خاطری آسوده از تنگنا‌های اقتصادی، می‌گوید: غرفه‌ام اجاره‌ای است و خانه‌ای دارم هشتاد‌متری در محله دروی که خودم و زن و بچه‌هایم زندگی می‌کنیم.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زن‌هایی است که با خاطرات زندگی کرده‌اند.
در منطقه یک مشهد، خاطرات هندوانه‌های حاج‌محمد و کرسی‌های نشیمن، امروز با نوای روضه و صله‌رحمی سیاه‌پوش درآمیخته تا تولد دوباره‌ای از خورشید را نوید دهد.
مهدیه قاسمی هنرمند میوه آرای محله هاشمیه است که شب‌های چله شلوغی دارد و تاکنون بیشتر از ۵۰ دختر مشهدی را دراین حرفه آموزش داده است.
قدیم رسم بر این بود که در شب چله بزرگ‌تر فامیل گوسفند می‌کشت و آن شب همه دور کرسی بزرگ قورمه می خوردند.این رسم امروز شاید به علت گرانی و دلایل دیگر به فراموشی سپرده شده است.
منيره كياني‌ن‍‍ژاد هنرمند میوه‌آرا است. او می‌گوید: باید اهل ذوق و هنر باشی که بتوانی باحوصله بنشینی پوست‌های هندوانه را با چاقوی آشپزخانه به شکل زیگزاگ درآوری تا سفره شب‌چله‌ات رنگین شود.
عده‌ای از کسبه خیابان سرخس روزشان را با الک‌کردن و آب و نمک‌زدن به خشکبار می‌گذرانند تا بزم دیگران را شیرین کنند. آنها کامشان را با شوری آجیل شیرین می‌کنندو سال‌هاست در این گوشه دنج با همین کار روزشان را به شب سنجاق می‌کنند.
حاج‌عباس از خاطره شب چله‌ای عروس می‌گوید: محمدحسین پسرعمه داماد هندوانه‌ها را روی زمین گذاشت. یکی از هندوانه‌ها شروع کرد به قل‌خوردن. خانه عروس هم در سربالایی بود. هندوانه می‌چرخید و محمدحسین هم که چاق بود، دنبالش می‌رفت.
ملا‌محمد به وقت گفتن از شب یلدا، کلمه «چله» را بیشتر استفاده می‌کند و تأکیدش بر این است که مشترکات شب چله‌های قدیم در جمع‌شدن در خانه بزرگ‌تر، فال‌حافظ گرفتن و خوردن هندوانه و انار خلاصه می‌شد و بقیه در هر قومی متفاوت بود.
معصومه نوایی‌طرقی چهار دختر و یک پسر و ۵۸ نوه و نبیره دارد. او بزرگ فامیل محسوب می‌شود و در شب یلدا در خانه شصت‌متری‌اش، میزبان حدود ۱۰۰ مهمان است.
یکی‌دو‌هفته پیش از آمدن شب یلدا، گوسفند را می‌کشتند و گوشتش را به‌عنوان آذوقه زمستان قورمه می‌کردند. من و خواهر و برادرهایم، دائم روزشماری می‌کردیم که شب چله زودتر بیاید.
در سال ۴۳ سخنگوی شهرداری اظهار می‌کند: «۴ هزار کامیون برف و یخ به وسیله مأموران برزن‌های هشت گانه شهرداری از داخل شهر به خارج آن حمل و تخلیه شده است».
راضیه جعفری تعریف می‌کند: هجده‌ساله بودم که ازدواج کردم، خدا تنها‌فرزندم را ۲۳‌سال بعد به من و همسرم هدیه داد، درست فردای شب چله. نمی‌دانید آن شب در خانه پدرم چه خبر بود.
به گفته مامان‌خدیجه، زمان نوجوانی او هفت‌دختر مجرد، وسیله‌ای مانند انگشترشان را در کوزه می‌انداختند و بعد یک دختر‌بچه یکی را در‌می‌آورد.آ‌ن‌ها معتقد بودند صاحب انگشتری که از کوزه درآمده، به زودی ازدواج می‌کند.
یلدا در خراسان به «شب چله» یا «چله نشینی» معروف است و دور هم نشستن در این شب و خواندن شاهنامه فردوسی و گرفتن فال حافظ از سنت‌هایی است که در گذر زمان سینه به سینه محفوظ مانده است.
مرکز نگه‌داری و توان‌بخشی سالمندان «پروین» در حاشیه بولوار وکیل‌آباد قرار دارد، شب چله در این مرکز برنامه‌های متنوعی برگزار می‌شود.
چله امسال را میهمان پیر محله فردوسی شدیم. حاج‌عبدالله ابهری، کهن‌سال‌ترین فردی است که در اسلامیه متولد شده و عمر صد ساله‌اش را همین‌جا سپری کرده است.
چهارراه‌ورزش قاسم‎ آباد، راسته میوه‌فروشی‌هاست؛ هر ساله، شب چله قاسم‌آبادی‌ها به این چهارراه گره می‌خورد و پایشان حتما به این نقطه باز می‌شود.
در زمان قدیم کمتر کسی پیدا می‌شد که یخچال داشته باشد. در باغچه گودالی به عمق یک متر می‌کندیم و چغندر و هویچ‌های یلدا را توی آن می‌انداختیم.
در باور گذشتگان، رنگ سرخ، رنگ رفتن و فراز آمدن روشنایی در غروب آفتاب و سپیده‌دمان است که در آیین مهر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.