هفت مدال طلایی کشتی از روی تشک محرومیت
عاطفه سالاری| در این گود همیشه دست جوانمردی و گذشت بالاست. اسم ورزش کشتی که به میان میآید ناخودآگاه پهلوانانی همچون پوریای ولی و جهان پهلوان تختی در ذهنم تداعی میشود. با اینکه کشتی جزو ورزشهای باستانی است، اما هنوز از گود بیرون نرفته است و به عنوان ورزش اول کشور، طرفداران پروپاقرص خودش را دارد. محله ما هم از قافله عقب نمانده و چند کشتیگیر کارکشته پرورش داده است. یکی از این کشتیگیران تازهنفس، حسن نظامی است که مدالهای رنگارنگش در سطح استانی و کشوری مایه افتخار اهالی محله ماست.
شروع از یک رودربایستی
سراغش را که از دوستانش میگیرم نشانی باشگاه حاج غدیر را میدهند. وارد باشگاه که شدم، حسن را در میان دیگر ورزشکاران دیدم که سخت مشغول تمرین بود، مزاحمش نشدم تا تمرینش تمام شود و بعد تمرین میان هیاهوی ورزشکاران در گوشهای از باشگاه گپوگفتی صمیمی را با او شروع میکنم.
خاطراتش را اینگونه آغاز میکند: رفیق صمیمیام مجتبی خاوری، کشتیگیری حرفهای بود، خیلی دوست داشت من هم وارد تشک کشتی شوم و حریف تمرینیاش باشم ولی من به ورزشهای رزمیمثل بوکس و ووشو بیشترعلاقه داشتم، به خاطر رودربایستی که با او داشتم بالاخره قبول کردم و به اصرار دوستم در سالن کشاورز که تازه مجهز به تشک کشتی شده بود و مربیهای سرشناسی از جمله حاجی عبدالهی و علی کهندل داشت، ثبتنام کردم. او به یاد میآورد: شبهای اول بیانگیزه بودم، تمرینات هم سخت و نفسگیر بود، کم آورده بودم ولی همه میگفتند استعداد دارم. کمکم از این ورزش خوشم آمد و از اجرای فنون آن لذت میبردم، قیافهها و بدنهای آماده و ورزیده هممحلهای هایم مرا به هیجان میآورد و به نوعی به من انگیزه میداد.
این کشتیگیر جوان ادامه میدهد: هنوز یک هفته نگذشته بود که دوستم مجتبی تصادف کرد و دیگر نتوانست کشتی بگیرد، ولی من بهخاطر او با انگیزه بیشتری ادامه دادم تا جایی که توانستم خیلی زود اولین مدالم را در سطح مسابقات محلات کسب کنم و به همین ترتیب عنوان نایبقهرمانی باشگاهها و قهرمانی استان را به دست آوردم، اما به دلیل نبود امکانات کافی و نداشتن حریف تمرینی در باشگاه کشاورز، کشتی را در باشگاه سعدآباد و آستان قدس هم تجربه کردم و تمرینات را جدیتر ادامه دادم به صورتی که هر روز دو ساعت و نیم در باشگاه و ۶ساعت در اردوهای استانی تمرین میکردم.
او کشتی را سختترین ورزش دنیا میداند و میافزاید: در این رشته ورزشکار باید آمادگیجسمانی بالایی داشته باشد، برای همین در کنار کشتی، بدنسازی و کوهنوردی هم انجام میدهم.
شگرد؛ لنگکاری و زیرگیری
وقتی از او در مورد سبک و سیاق کشتیگرفتنش میپرسم، میگوید: بیشتر کشتیگیرها مرا با زیرگیریهایم میشناسند، به یادماندنیترین زیرگیری من در فینال مسابقات محلات رقم خورد که با گزارشگریهادی عامل از تلویزیون پخش میشد که در ثانیههای پایانی زمان سوم، از حریفم یک امتیاز عقب بودم، اما با یک زیرگیری خاکش کردم و پیروز مسابقه شدم. نظامیخاطرنشان میکند: کشتیگیری موفق است که در زیرگیری مهارت داشته باشد، هرچند سختترین راه برای کسب امتیاز است. همه میگویند شباهت زیادی به رضا یزدانی کشتیگیر خوب و مطرح تیم ملی دارم، این تشابه برای خودم نیز شیرین است، چون یزدانی الگویم در تاکتیک و مرام است.
نداشتن اسپانسردلیل پیشرفت نکردن
تا بهحال خانوادهام هیچکدام از مسابقات مرا از نزدیک ندیدهاند، به دلیل مصدومیتهای فراوان، نداشتن اسپانسر و شرایط مالی نامناسب، خانوادهام از همان ابتدای راه با کشتی گرفتن من مخالف بودند، اما با وجود تمام این سختیها به تلاشم ادامه میدهم، چون بیشتر دوستان کشتیگیرم همین شرایط را دارند و با اینکه با استعدادند به دلیل نداشتن حامیمالی پیشرفتی که باید داشته باشند را ندارند، اما به تازگی یکی از دلسوزان کشتی مشهد به نام آقای «کفایتی» تمام هزینههای رفت و آمد و لوازم ورزشی مرا متقبل میشود که جا دارد به خاطر این محبت از او تشکر کنم.
هفتِ دوستداشتنی
کشتیگیر بااخلاق محله ما تاکنون، هفت مدال در سطح استانی و افتخارات با ارزشی در سطح کشوری به دست آورده است که به گفته خودش برای رسیدن به این قهرمانیها سختیها و مصدومیتهای زیادی را متحمل شده است.
بدترین خاطره؛ مصدومیت
برای مسابقات کشوری در اردو بودم، تمرینات سخت و فشرده بود، حریف تمرینی پایم را خلاف کشید که باعث پارگی رباط و مینیسک پایم شد به همین دلیل به مسابقات کشوری نرسیدم و از این میدان مهم جا ماندم.
مدالهای با ارزش
مدالهایم را با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم، چون برایشان خاک میدان خوردهام، اما نذر کردهام که به لطف امام رضا (ع) اگر در مسابقات جهانی مدالی کسب کنم آن را به موزه آستان قدس امام رضا (ع) اهدا کنم.
مدالهایم را با هیچ چیز در دنیا عوض نمیکنم، چون برایشان خاک میدان خوردهام
آرزوی عجیب
آرزو زیاد دارم از کدامش شروع کنم؟ بعد از فرج آقا امامزمان (عج) و سلامتی خانوادهام، دوست دارم تمام حریفانی که شکستم دادهاند را ضربه فنی کنم و آرزوی دیگرم این است که جهانپهلوان تختی را ببینم و با او عکس یادگاری بگیرم بعد دلیل اصلی مرگش را سوال کنم، چون او به گردن کشتی ایران حق دارد!
دلایل درجا زدن کشتی مشهد
نبود اتحاد و همدلی بین مربیان، استفاده نکردن از تجربیات کشتیگیران باتجربه و صاحبنام، نبود سالن ورزشی مناسب و بها ندادن به ورزش محلات از دلایل درجا زدن کشتی مشهد است.
کشتی برای دل
من تا زمانی کشتی میگیرم که به خودم مدیون نباشم، چون در این ورزش از جایزه و پاداش خبری نیست. باید برای دلت کشتی بگیری، یک فرش ۹ متری ۲۵۰هزار تومانی بهترین پاداش من در این دوران بوده است.
باروس آمریکایی
کینه بزرگی هم نسبت به باروس، کشتیگیر آمریکایی دارم که در مسابقات جهانی دوبار صادق گودرزی را شکست داد.

مدیون مربیان
موفقیتم را مدیون مربیان دلسوز و زحمتکشم آقایان محسن موحدیان، حسین و حامد تاتاری و مسلم نادری هستم و جا دارد که از برادران خوشدل مربیان بدنسازیام تشکر کنم که امیدوارم با قهرمانی در میدانهایی که پیشرو دارم بتوانم بخش ناچیزی از زحماتشان را جبران کنم.
مربیگری برای هممحلهایها
بعد از پایان دوران کشتیگیریام دوست دارم باشگاه بزنم و برای هممحلهایهای خودم مربیگری کنم، چون این محله استعدادهای خوبی در کشتی دارد.
* این گزارش در شماره ۵۱ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۱۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ منتشر شده است.