ایده سبز محمدرضا کیانینسب برای درختکاری در کوهپارک
صبحهای زود که به کوهپارک میرسد، هوای خنک را استشمام میکند و صدای آبی را میشنود که از میان سنگها در جریان است. این هوای مطبوع بهدلیل وجود پوشش سبز درختان و آبشاری است که او با همت بلند خود در یک محیط عمومی ساخته است.
طول محدوده سبزی که آقامعلم در انتهای کوهپارک، معروف به باغ معین برای آن تلاش کرده، حالا به یککیلومتر امتداد پیدا کرده است. عرض مسیر در جایی ۱۰ متر و در جای دیگر ۴۰ متر است؛ این درحالی است که تا ۱۰ سال گذشته، خبری از درخت و آبیاری قطرهای و آبشار در آن نبود.
اندیشه نیک معلم کوهنورد
محمدرضا کیانینسب، معلم بازنشسته زبان انگلیسی است و بهخاطر علاقه به شغلش همچنان تدریس را دنبال میکند. او باتوجهبه روحیات یک معلم، همیشه توصیههایی برای فرزندان معنویاش، یعنی دانشآموزان خود دارد و میگوید: با بچهها صحبت و آنها را نصیحت میکردم در زندگی کارهای نیک انجام دهند. به جز آن، همیشه در فکر کاری بودم که اثرش حتی بعد از زندهماندنم باقی بماند.
او که سیسال سابقه کوهنوردی دارد و در این سالها پیوند خود با طبیعت را حفظ کرده است، از ایدهای میگوید که روزی به ذهنش رسید؛ «حالم گرفته بودم. در فکر کار مفیدی بودم که اثر طولانی داشته باشد. حدود چهار ماه فکر میکردم که به ذهنم رسید درخت بکارم. گفتم فعلا میکارم تا ببینم چه میشود.»
کاشت درخت به پانصدتا رسید
کیانی که بسیار طبیعتدوست است، با اشارهبه ایده اولیهاش میگوید: اول بهدلیل آشنایی با چشمه معین، در انتهای کوهپارک، دو نهال کاشتم. بعد از آن، یک روز رفتم خدمت مدیر پارک. گفتم با آبی که در اینجا موجود است، بهتر است درخت بکارید. او گفت با توجه به اعتبار شهرداری، این کار فعلا در اولویت نیست. ما نهال دراختیار شما میگذاریم، شما درخت بکارید.
از آن ایده تا امروز، با وجود سختیهای کاشت هر نهال، انگیزه کار در وجود این معلم نیکاندیش نه تنها کم نشده که افزون هم شده است. او میگوید: در شرایطی که شهرداری بخواهد درخت بکارد، باید هزینه کارگر بدهد که ابتدا بیاید گود بکَنَد، نهال تهیه کند، بکارد، آبیاری کند. من پذیرفتم بیشتر این کارها را خودم انجام دهم، آنها هم انصافا همراهی کردند.
او ادامه میدهد: ابتدا ۳۵ نهال را گرفتم. تعدادی توت و زیتون تلخ و اقاقیا بود. سال بعد ۱۵۰نهال کاشتم که در طول سال گودبرداریهایش را انجام میدادم. حالا خداراشکر کار به جایی رسیده است که پانصد درخت کاشتهام که بیشترشان را خودم خریداری کردهام.

مناسک ویژه کاشت درخت
این معلم طبیعت دوست، نهالها را از طرق میگیرد و به اینجا میآورد. تعریف میکند: همیشه نهالها رایگان نبوده است. روزهایی که میخواهم نهال بخرم، باید تقریبا صبح زود بروم. خیلی هفتهها بوده است که رفته و در صف ماندهام و آخرش هم دست خالی برگشتهام.
از او درباره نیتش هنگام کاشت هر نهال میپرسیم؛ «هر دفعه که درخت کاشتهام با نیت بوده است. پای هر درخت، زیارت عاشورا و دعای ظهور امام زمان (عج) را خوانده و صلوات فرستادهام.»
کار نیکی که باقی میماند
این معلم بازنشسته با یاری خداوند توانسته است حدود یک کیلومتر را در انتهای کوهپارک، درخت بکارد. کیانینسب درباره خاطراتش در رویارویی با شهروندان قدرشناس
میگوید: آخر هفتهها شهروندان بسیاری برای کوهنوردی و تفریح به اینجا میآیند. بیشتر افرادی که من را دیدهاند یا میشناسند، دعا میکنند. مثلا یکی میگفت رفتم مکه و آنجا برایت دعا کردم. یا خانمی میگفت هرروز که برای پدرم قرآن میخوانم، برای گذشتگان شما هم فاتحه میفرستم. بعضی هم صلوات میفرستند. بعضیها به درختکاری آنقدر ترغیب میشوند که میگویند میخواهند برای عزیزانشان درخت بکارند. بعضیها هم هزینه نهالها را میپردازند و بهاینترتیب اندک حمایتهای مردمی هم جذب میشود.
او فیلمها و تصاویر زیادی از گوشیاش نشان میدهد که در فصلهای بهار و تابستان، جمعیت زیادی از شهروندان آمدهاند و از طبیعت سرسبز اینجا لذت میبرند.
ایرانگرد و طبیعت دوست
کیانینسب میگوید: همه استانهای ایران را دیدهام و هر بار که قصد سفر میکردم، طوری میرفتم که یک ماه ایرانگردی کنم. اما بعد از اینکه پروژه کاشت درخت در کوهپارک را شروع کردم، دیگر سفرها را متوقف کردم و تمام وقت خودم را صرف این کار میکنم. این کار برای من یک مشغولیت ذهنی و فکری و پناهگاهی امن در طبیعت است.
او با گفتن علاقه زیاد ش به درختکاری اضافه میکند: طول منطقهای که در آن درخت میکارم، میتواند تا ۱۸۰۰ متر هم برسد. برای همین هر سال تعداد گودهایی را که برای نهالها ایجاد میکنم، افزایش میدهم.
پنبه کردن تلاش طبیعت دوستان!
کیانینسب با همت بلندی که داشته، توانسته است درکنار نهالکاری، فضایی برای آبشار و لذت بردن شهروندان از طبیعت هم ایجاد کند. او میگوید: به یاد دارم در یکی از سفرهایم، به تماشای آبشاری زیبا و دیدنی رفتم و از این پدیده طبیعی خیلی شگفتزده شدم و لذت بردم. این تجربه، خاطرهای خوش و ماندگار در ذهنم ثبت کرد و دوست داشتم شهروندان نیز چنین تجربهای در کوهپارک داشته باشند.
طول منطقهای که در آن درخت میکارم، میتواند تا ۱۸۰۰ متر هم برسد
او ادامه میدهد: در شرایطی که نیازمند رسیدگی به مسائل و مشکلات موجود هستیم، تلاش میکنم با بهرهگیری از امکانات و منابع دردسترس، خلاقیت و ابتکار هم داشته باشم. بهعنوان مثال، با جمعآوری سنگها، سکویی برای استراحت درست میکنم. سیستم آبیاری قطرهای هم پای نهالها ایجاد کردم که درباره آبیاری نگرانی وجود نداشته باشد. بااینحال متأسفانه، در برخی موارد، شاهد آسیب و تخریب این فضاها بودهایم که ناراحتم میکند.
همچنین در گذشته، سقوط درختان کهن و سرسبز به چشم دیدهام که متأسفانه منجر به شکستن آنها شده است. این اتفاقات، یادآور آسیبپذیری طبیعت و ضرورت مراقبت و نگهداری از آن است. ازطرفی با دخالتهای غیرمجاز و خرابکاری در این مناطق هم روبهرو بودهام که نهتنها به محیط زیست آسیب میرساند، بلکه باعث ایجاد نارضایتی و نگرانی طبیعتدوستان میشود.
آسیب به طبیعت برای چند تکه چوب!
یکی از دوستان کیانینسب، اکبر مختاری است که کاشیکار بوده و اکنون بازنشسته است. او هم در منطقهای دیگر از کوهپارک، همتش را خرج نهالکاری و ایجاد طبیعت سبز کرده است. با اینکه از زانودرد شکایت میکند، میگوید: خودمان نهال میخریم، گود ایجاد میکنیم، میکاریم و آبیاری میکنیم.
او از شهروندانی شکایت میکند که قدر این زحمات را نمیدانند؛ «برخی واقعا بیانصاف هستند. نهالها را میشکنند برای چند تکه چوب که چای درست کنند. متأسفانه برخی افراد به طبیعت احترام نمیگذارند و باعث تخریب آن میشوند که این یک مشکل جدی است.»
مختاری میگوید: سال گذشته ۵۰ نهال توت کاشتم. همین یک هفته پیش ۲۵ نهال دیگر کاشتم. من شخصا در محدوده چشمه غار، صدها گود را حفر کرده و مسئولیت آبیاری درختان را هم برعهده داشتهام.
شاهد زحماتش هستم
ناصر سرابی، کوهنورد باسابقه
رفیقی در صداوسیما دارم که زمانی با او در ارتباط بودم. صحبت کرده بودم که آقای کیانی بزرگوار را برای تهیه مصاحبه و گزارش از کارهایش معرفی کنم، اما آقای کیانی متواضعانه هربار یک بهانهای میآورد، یک بار میگفت نهالها هنوز کوچک هستند و بار دیگر میگفت نباید به سمت تبلیغات برویم.
راستش را بخواهید کاری که آقای کیانی انجام میدهد، خیلی مهم است. من شاهد بودم که تنهایی سنگهای بزرگ را در دل این کوه، برای ساخت آبشار، به این طرف و آن طرف منتقل میکرد. من که کوهنورد هستم، وقتی یک کولهپشتی سبک پشتم دارم، در مسیر کم میآورم، ولی او با عشق و علاقه زیادش، هیچوقت دربرابر مشقتهای این مسیر کم نمیآورد.
او بیشتر کارهایش را با هزینه خودش انجام داده است. حدود ۱۰ سال پیش، فقط برای رنگآمیزی یک قسمت، مبلغ ۶۵۰ هزارتومان پرداخت کرد تا آبشار بیشتر به چشم بیاید و همه هزینه را هم از جیب خودش پرداخت کرد.
با اینکه آقای کیانی زحمت زیادی برای طبیعت کوهپارک میکشد، متأسفانه شاهد کارشکنیهایی ازسوی عدهای بودیم. منظورم این است که درباره همت ایشان، هرچه بگویم کم است و من شاهد کار و زحماتش هستم.
* این گزارش چهارشنبه ۱۳ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۵ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.