دغدغه اصلی حسین صادقی حفظ محیط زیست و مراقبت از فضای سبز شهری است. این شهروند چهلوهفتساله میگوید اگر از کنار مشکلات بگذریم بخش زیادی از فضای سبز و درختانی که با هزینه و زحمت فراوان کاشته میشوند، ممکن است از بین بروند.
محله
سرافرازان
محله سرافرازان از سال ۷۹ بدلیل سکونت شمار زیادی از خانوادههای ایثارگر و شاغلان در سپاه به نام شهرک آزادگان و جانبازان معروف شد. وجود مجتمعهای مسکونی چند طبقه در این محله، تراکم جمعیت آن را افزایش داده است. در این محله، شش مسجد فعال مانند مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد موسی بن جعفر (ع)، مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و ... وجود دارد.
محمدرضا کیانینسب بدنبال اجرای ایدهای بود که اثر طولانی داشته باشد و به درختکاری رسید! حالا طول محدوده سبزی که آقامعلم در انتهای کوهپارک، معروف به باغ معین برای آن تلاش کرده به یککیلومتر امتداد پیدا کرده است.
معبر نماز ۲۱ که به نام شهیدعارفی مزین شده است. این کوچه تصویری دوگانه از زندگی شهری را به نمایش میگذارد، از یکسو وجود مسجد حجتبنالحسنالعسکری (ع) و دو بوستان خطی، رنگوبو و حال و هوای خوبی به این معبر داده است.
در موزه زمینشناسی محله سرافرازان بیش از ۱۵۰۰نمونه زیبا و جالب از سنگ، کانی و فسیل بر اساس دستهبندیهای علمی در ۴۰ویترین به نمایش گذاشته شده است.
زمین ورزشی روباز محله سرافرازان بعد از ۴ سال همچنان با استقبال ورزشکاران روبهرو است. انگار همین دو تا تیر دروازه و زمین والیبال بدون تور همه دلخوشی بچههایی شده است که در محلهشان امکانات دیگری ندارند.
خیابان پیروزی ۲۰ که به نام شهیدعلیزاده نامگذاری شده، هرروز میزبان رفتوآمد پرشمار دانشآموزانی است که مسیر مدرسهشان از این معبر میگذرد. درکنار مدارس، وجود دو بوستان محلی، فضایی را برای اوقات فراغت و تعامل اهالی فراهم آورده است.
مسیر موفقیت خانواده زاهدیراد از شانزده سال پیش و یک توصیه برای ثبت نام در کلاس چرتکه برای افزایش تمرکز فرزند اول کلیدخورد و به مسیری رسید که حالا راهگشای بیشتر والدین است.
براتعلی دهستانی میگوید افتخار میکند که در عملیات فتحالمبین اسیر شده است؛ عملیاتی که در آن بیشتر خاک ایران آزاد شد و همه یا شهید شدند یا اسیر و مجروح. اسارتی که هشت سال طول کشید.
خیابان زیتون یکی از گذرگاههایی است که حالوهوای متفاوتش جلب توجه میکند، کوچهای نزدیک به بوستان بزرگ کوهپارک با آبوهوای خنک و پاکیزه که امکاناتی مانند مسجد و پارک بازی و تجاریهای محله به آن روحی زنده و اجتماعی بخشیده است.
معلولیت هیچگاه سهیلا اسحاقنیا را از جاده موفقیت دور نکرد؛ از روزی که پای صفحه مانیتور نشست از طراحی پوستر و لوگو شروع کرد تا اکنون که با ظرافت و حساسیت زیاد، نقشهای سوزندوزی را طراحی میکند.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایهها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایهها شده است.
بسیار پیش آمده است که وقتی در پارکها قدم زدهام، درختهای پوسیده وخشکی را دیدهام که مصرفی جز برای تبدیل شدن به زغال، تخته و... نداشتهاند و آنها را به شکلهای زیبایی در آوردهام که همه از آن استقبال کردهاند.
علی میگوید: کلاس نهم که بودم در دوره «بینهایت شو» آستان قدس شرکت کردم. این دوره به لحاظ معرفتی و سبک زندگی، من را متحول کرد و همه موفقیتهایم را نتیجه آن میدانم.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاسهای بازیگری و کارگردانیاش را خودش اداره میکند.
بسیاری از همسایههای خیابان دلاوران۱۳ یکدیگر را میشناسند و احوالپرس هم هستند. نزدیکبودن آنها به مسجد سیدالشهدا (ع) باعث شده که خیلی وقتها آنجا دور هم جمع شوند و برنامههای مختلف بریزند.
محسن موسویزاده مانند دوران بچگیاش به دنبال این است که چندتکه کاغذ را بدون برش به شکلهای مختلفی درآورد. برایش فرقی ندارد که این تکهکاغذ، پروانه، ماشین کوچک بازی یا هر چیز دیگری باشد.
کوچه دلاوران ۷ در محله سرافرازان به نام شهیدحقشناس مزین شده است. این معبر تا سال ۱۳۷۰ جزو محدوده شهری نبود و پس از آن بهتدریج وارد بافت شهر شده است.
این کوچه بهخاطر همجواری با بوستان وفا، حالوهوای خوبی دارد.
در دل سرافرازان، بوستان وفا به نقطهای داغ و هیجانانگیز برای کنارهمبودن خانوادهها تبدیل شده است. اینجا، جایی است که شور و هیجان فوتبال با خندههای دوستان و همسایهها درهممیآمیزد و حال و هوای محله را گرمتر میکند.
پدر متین میگوید: برای همهمان ثابت شد که یک خانواده ارتشی هم میتواند رتبه تکرقمی داشته باشد، بدون آنکه خرجهای میلیاردی برای انواع مؤسسات بدهد. بعضیها میگفتند ما بیشتر از خودت خوشحال شدیم.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.