کد خبر: ۱۴۳۱۵
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۵
سنگرهمدلی روزهای جنگ رمضان در دبستان شهیدمطهری

سنگرهمدلی روزهای جنگ رمضان در دبستان شهیدمطهری

با آغاز جنگ تحمیلی، مدارس تعطیل شد، اما مدیر دبستان شهیدمطهری با خوش‌فکری شرایطی فراهم کرد تا کار تربیتی در دل جنگ نیز انجام شود و دانش‌آموزان، تجربه خوبی از همدلی در این شرایط کسب کنند.

این روز‌ها که بیشتر مدارس تعطیل هستند، درِ دبستان شهیدمطهری در محله آیت‌الله عبادی باز است و دانش‌آموزان به‌همراه والدینشان به آنجا رفت‌وآمد دارند. این رفت‌وآمد نه برای درس‌خواندن، بلکه برای کمک‌رسانی در پشت جبهه مبارزه در برابر جنگ تحمیلی آمریکایی، صهیونیستی است.

‌ایرج سالاران، مدیر خوش‌فکر دبستان، شرایط متفاوتی برای دانش‌آموزان و والدینشان ایجاد کرده و مدرسه آنها این روز‌ها شبیه سنگر همدلی و مقاومت شده است. تبیین مسائل روز برای دانش‌آموزان، هماهنگی با اهالی برای اسکان رایگان زائران، ایجاد تعاونی در مدرسه برای فروش ارزاق عمومی بدون واسطه، کمک به خانواده‌ها درصورت نیاز و به‌سرپرستی‌گرفتن موقت کودکان بی‌سرپرست، از کار‌هایی است که در این مدرسه انجام می‌شود.

دبستان شهیدمطهری این شرایط را فراهم کرده است تا کار تربیتی در دل جنگ نیز انجام شود و دانش‌آموزان، تجربه خوبی از همدلی در این شرایط کسب کنند.

 

یک تعاونی برای یک محله

با آغاز جنگ تحمیلی، مدارس تعطیل شد، اما مدیر این دبستان نمی‌توانست دست روی دست بگذارد و بی‌تفاوت بنشیند تا ببیند نتیجه جنگ چه می‌شود. برای همین در ابتدا مدیران مدارس محله آیت‌الله عبادی را دعوت و با آنها در‌این‌باره صحبت کرد. درنهایت ۱۰ مدرسه پای کار آمدند تا خدماتی به مردم محله ارائه دهند.

ایرج سالاران می‌گوید: ابتدا برای دانش‌آموزان و خانواده‌ها محتواسازی کردیم تا متوجه مسائل روز شوند. پس‌از مدتی از آنها خواستیم پای کار بیایند. دانش‌آموزان هم از این اتفاقات استقبال کردند و با ما همراه شدند.

اولین کاری که این مدرسه انجام داده، تشکیل تعاونی و بازارچه محلی بوده است؛ بازارچه‌ای که در آن ارزاق عمومی مردم مانند گوشت، مرغ، ماهی و تره‌بار را به‌صورت کلی خرید کنند و بدون واسطه به مردم محله بفروشند.

‌دانش‌آموزان مدرسه برای فروش محصولات پای کار آمده‌اند و برای جابه‌جایی ارزاق به مسئولان مدرسه کمک می‌کنند. مدیر دبستان می‌گوید: مدرسه ما هر‌روز باز است. سعی کرده‌ایم هر کالایی را از منبع خودش تهیه کنیم. به‌طور مثال، گوشت را از کشتارگاه می‌گیریم، ماهی را از جنوب سفارش می‌دهیم، نمک را از معادنی که تولید می‌کنند و می‌فروشند تهیه می‌کنیم. مهم‌ترین هدف ما حذف واسطه‌هاست. وقتی ماشین یخچال‌دار گوشت می‌آید، در گروه‌های مردمی اطلاع‌رسانی می‌کنیم و مردم برای خرید می‌آیند.

 

سنگرهمدلی روزهای جنگ رمضان در دبستان شهیدمطهری

 

حمایت از بچه‌های بی‌سرپرست در بحران جنگ

کاری که خدمات این مدرسه را از دیگر مدارس متفاوت کرده، نگهداری از فرزندان بی‌سرپرست توسط خانواده‌هاست

کاری که خدمات این مدرسه را از دیگر مدارس متفاوت کرده، نگهداری از فرزندان بی‌سرپرست توسط خانواده‌ها در این ایام است.

سالاران توضیح می‌دهد: ماجرا از آنجا شروع شد که شنیدیم شیرخوارگاه آمنه، از جمله مراکز آسیب‌دیده در حملات وحشیانه اخیر بوده است. این اتفاق برای همه دردآور و سنگین بود. در مشهد تصمیم گرفتیم کاری برای این بچه‌ها انجام دهیم. ابتدا قرار بود تعدادی از بچه‌های جنگ‌زده تهرانی را به مشهد بیاوریم، اما خوشبختانه برایشان سرپرست پیدا شد و آنها را از پرورشگاه بردند؛ بنابراین ما تصمیم گرفتیم بچه‌های مشهد را به سرپرستی بگیریم.

او ادامه می‌دهد: در گروه مدرسه اطلاع‌رسانی کردیم و والدین استقبال کردند. طی این سال‌ها خانواده دانش‌آموزانم را می‌شناختم. به همین‌دلیل آنهایی را که تمایل داشتند، برای گرفتن فرزند به بهزیستی معرفی کردم و بعد‌از گذراندن مراحل قانونی، ۱۰‌کودک را به والدین مدرسه ما سپردند. این بچه‌ها به‌طور موقت، شش‌ماه در‌کنار این خانواده‌ها هستند تا شرایط جامعه آرام شود. بعضی‌ها می‌پرسند اگر بچه‌ها وابسته شوند چه می‌کنید؛ باید بگویم در حال حاضر ایمنی بچه‌ها اهمیت بیشتری دارد.

 

ارمغانی از دل جنگ

الهه شایسته که دوپسر دارد، وقتی موضوع را متوجه شد، بدون تردید، درخواست پذیرش فرزند کرد. الهه‌خانم می‌گوید: خوشبختانه به‌خاطر تلاش‌های آقای سالاران، پس‌از گرفتن عدم سوء‌پیشینه و کار‌های اداری، بچه‌ها را سریع به خانواده‌ها دادند.

او ادامه می‌دهد: من دختر ندارم. فکر نمی‌کردم داشتن دختر تا این اندازه شیرین باشد. در حال حاضر او به‌صورت موقت بین ماست؛ برای همین تلاش می‌کنم طبق دستوراتی که به ما داده‌اند رفتار کنم. از یسنا خواسته‌ایم به من و همسرم خاله و عمو بگوید. امیدوارم پس از این اتفاقات اجازه بدهند او را برای همیشه پیش خودمان نگه داریم. از روزی که وارد خانه ما شده، احساس می‌کنیم خدا نعمت‌های بسیاری به ما داده است. همسرم می‌گوید حالا که دختر داریم تازه می‌فهمم چقدر وجودش شیرین است.

 

«باران» عضوی از خانواده ما

زهرا سالار سه پسر دارد. او هم از این ایده استقبال کرده است و در پاسخ به پیشنهاد مدیر مدرسه به‌همراه همسرش، یک دختر را به سرپرستی گرفته‌اند. سالار می‌گوید: برای دختر‌ها سخت‌گیری می‌کنند، اما چون ازسوی مدرسه معرفی شده بودیم، خیلی سریع او را به ما دادند. در این یک هفته که باران به خانه ما آمده است، از کنارم تکان نمی‌خورد و آن‌قدر ارتباط صمیمی با ما و خانواده‌ام دارد که همه فکر می‌کنند درکنار ما بزرگ شده است. پسرانم ارتباط خوبی با باران دارند و مشکلی پیش نیامده است. یک ساعت که باران بیرون باشد، دلشان برای او تنگ می‌شود و می‌گویند زودتر بیاید. خیلی دوست داریم او را پیش خودمان نگه داریم.

 

* این گزارش شنبه ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۰ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام