ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روزها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
سیدجعفر ستاری و همسرش فاطمه رضایی، همایون خانم کامیاب و آمنه رضایی، همسایههایی هستند که درکنار هم میزبانی از مردم را در اجتماعات شبانه به دوش میکشند. آنها با همراهی و همدلی، چهره متفاوتی از همسایگی را در کوچه ابرار ۹ رقم زدهاند.
اینجا اجتماع شبانه طبرسی شمالی۴ است و مردم، چشم به هنرنمایی نوجوانی دوختهاند که با زبان هنر، ارادتش به انقلاب اسلامی را بیان میکند. نادیا درودی در سه شب چهره رهبر شهید انقلاب را در میان حاضران تکمیل کرده است.
اواسط بهمن سال گذشته، مدیریت هنری شهرداری مشهد، سفارش نقاشی با موضوع «ما ایران را میسازیم» را به فرهاد رضاییفر، هنرمند مشهدی، داد. این نقاشی دیواری که در آن، بانوان ایرانی در لباس و اقوام مختلف، فرشی را با طرح ایران میبافند، در یک زمان بیستوپنجروزه به پایان رسید.
امیررضا کریمی از روز بعد شهادت قائد امت اسلامی، بخش زیادی از اوقات فراغتش را در اجتماع مردمی گذرانده است. او تنها به تعداد انگشتان دست نتوانسته به اجتماع برود و بیش از نود شب در میدان بوده است.
فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
بیش از نود شب است که اهالی و کسبه محله سرشور در میدان گنبد سبز حضور دارند تا بگویند راه رهبر شهید ادامه دارد و آنها همچنان پای آرمانهای نظام ایستادهاند.
بیشاز هشتادشب است که، زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان روبهروی مسجد ۷۲تن محله گاز گردهم میآیند، تا نشان دهند این سرزمین هنوز بر عهد خود ایستاده است.
از روز اول نوروز مردم پای کار آمدند و با حضور مقابل مسجدالرضا(ع) در محله احمدآباد جمعیت بیشتر شد. این مسجد در اجتماعات شبانه ایستگاههای متفاوتی برپا کرد تا پاسخگوی نیازهای مختلف مردم باشد.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دلبستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
حنانه باوفا شبهای محله سیدی را با رنگ و قلممو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرحهای نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگوبوی دیگری داده است.
معلمان باغیرت مدارس در اقدامی جهادی آستین بالا زدهاند و در گوشهوکنار شهر بهخصوص مساجد، کلاسهای رفع اشکال برگزار میکنند، درست مثل مسجد حاجاحمد محله جلالیه که میزبان دانشآموزان ابتدایی مدرسه زهرا ارباب شده است.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمهخانم در خانه کوچک و پرمهرش نزدیک شلوغبازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچههایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
رضا رکجان، شهید ناو دنا سال ۹۷ در نوزدهسالگی، با جستوجوهای فراوان، مادرش را پیدا کرد. فاطمهخانم سالها بود ازدواج کرده و آنموقع چهارمین فرزندش را باردار بود.
خیابان هنرور که از ۱۰ اسفند سال ۱۴۰۴ پایگاه اجتماعات مردمی شده، در شب سالگرد ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) شاهد مراسمی است که نهتنها دل رهگذران را گرم میکند، بلکه تصویر تازهای از شور زندگی را به نمایش میگذارد.
بعداز موافقت اولیای مدرسه، کلاسهای چندین مدرسه محله خاتمالانبیا(ص) به مسجد فاطمهالزهرا (س) در توس۷۴ منتقل شده و بهقدری از این طرح استقبال شده که در بسیاری از روزها و ساعات، مسجد دراختیار دانشآموزان و معلمانشان است.
دورهمی شاد برای خانوادهها در فرهنگسرای خانواده بخشهای متنوعی دارد که هم برای بزرگترها و هم بچهها در نظر گرفته شده است. برنامهای که از دو هفته گذشته در فرهنگسرای خانواده دوباره روشن شده است.
رزمندگان دیروز هشتسال دفاع مقدس با حضور فعال در تجمعات شبانه و راهاندازی موکب میخواهند نشان دهند جنگ همان جنگ است، فقط شکل و شمایل خاکریزها عوض شده است.
ریحانه نظری میگوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جاییکه هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره میخورد. بچههای مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشتهاند.