کد خبر: ۱۴۷۵۷
۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
حنانه باوفا «خاله نقاشی» اجتماعات شبانه محله سیدی است

حنانه باوفا «خاله نقاشی» اجتماعات شبانه محله سیدی است

حنانه باوفا شب‌های محله سیدی را با رنگ و قلم‌مو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرح‌های نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگ‌وبوی دیگری داده است.

حنانه باوفا، هفده‌ساله، شب‌های محله سیدی را با رنگ و قلم‌مو متفاوت کرده است. این دختر هنرمند از همان سحری که خبر شهادت قائد امت، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، را شنید، به فرمان رهبرمان، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، همراه خانواده‌اش به خیابان آمد.

او که بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد، برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرح‌های نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگ‌وبوی دیگری داده است.

حالا بچه‌ها او را به نام «خاله رنگی» می‌شناسند؛ دختری که با حمایت خانواده‌اش، نقاشی روی صورت دویست کودک را در یک شب بر عهده می‌گیرد و معتقد است خنده این بچه‌ها نذر گره‌گشایی از مشکلات زندگی خودش است.

 

-چطور به فکر نقاشی روی صورت بچه‌ها افتادی؟

چند شب اول حضورم متوجه شدم بچه‌هایی که همراه خانواده‌هایشان می‌آیند، سرگردان هستند و گاهی خسته می‌شوند. به فکرم رسید که برای سرگرم‌کردن بچه‌ها در اجتماعات روی صورتشان نقاشی پرچم بکشم.

-قبلا هم این کار را انجام داده‌ای؟

در برنامه‌هایی که به مناسبت دهه آخر صفر یا سایر اعیاد در ایستگاه استقبال از زائر شرکت می‌کردم، همراه دیگرافراد برای بچه‌ها سرگرمی‌های مختلفی ازجمله نقاشی روی صورت را اجرا می‌کردیم.

-چه نقاشی‌هایی می‌کشیدی؟

آن زمان گل و طرح‌های عروسکی می‌کشیدم، اما حالا با توجه به اجتماعاتی که در آن شرکت می‌کنیم، روی صورت بچه‌ها پرچم ایران و موشک نقاشی می‌کنم.

-نظر بچه‌ها چه بود؟

آنها مرا به اسم خاله رنگی، خاله پرچم و خاله نقاشی می‌شناسند. از اینکه می‌بینم شاد می‌شوند و می‌خندند، انرژی و حس خوبی می‌گیرم. شب‌ها که به خانه برمی‌گردم، صدای خنده‌هایشان هنوز در گوشم است. خانواده‌ها هم بابت سرگرم‌شدن بچه‌هایشان خوش‌حال هستند و تشکر می‌کنند.

-هر شب چه تعداد از بچه‌ها برای نقاشی دورت جمع می‌شوند؟

صف طولانی برای نقاشی تشکیل می‌شود. با توجه به جمعیت زیادی که در تجمعات شبانه محله سیدی شرکت می‌کنند، شب‌هایی بوده است که روی صورت دویست بچه نقاشی کرده‌ام؛ بعضی شب‌ها هم کمتر.

-هزینه‌های این کار را خودت تأمین می‌کنی؟

والدینم بسیار مشوقم هستند. آنها هزینه‌های رنگ و قلم مو را پرداخت می‌کنند. البته گاهی چندبار هم کیک یا شکلات خریدم و بین بچه‌ها توزیع کردم. روز دختر هم بادبادک صورتی خریدم و به دختر‌ها هدیه دادم. همه این هزینه‌ها را پدرم پرداخت می‌کند.

-چرا کیک و شکلات بین بچه‌ها توزیع کردی؟

وقتی در کارم به مشکلی برمی‌خورم، برای شادی بچه‌ها نذر می‌کنم. معمولا گره از کارم باز می‌کند.

-در اجتماعات غیبت هم داشته‌ای؟

پنج شب به‌دلیل بیماری در اجتماعات شرکت نکردم. یک دختر و پسر از خود بچه‌ها داوطلب شده‌اند و آنها کار را انجام می‌دهند. اما شب بعدی که می‌روم، حسابی دلشان تنگ شده است و سراغم را می‌گیرند.

-از اجتماعات شبانه مردمی چه درسی گرفتی؟

به‌نظرم اتحاد و همدلی که مردمانمان نشان دادند، بزرگ‌ترین درس است.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۵ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام