جواد تیماجی که در اجتماعات شبانه پرچمدار بود، در بولوار وکیلآباد به شهادت رسید. با شهادت او، نهفقط خانوادهاش، بلکه بسیاری از مسجدیها و همسایهها و اقوامش عزادار شدند.
برای علی فریمانیان، فرقی ندارد شاگردانش اعضای خانواده باشند یا جمعی از دوستان و آشنایان و همکاران؛ ذات معلمی در او چنان ریشه دوانده که هرجا باشد، آموزگاری خوب و دلسوز است.
حسین جنتی هر روز بین ۷ تا ۷:۲۰ صبح با ون سفید در مسیر چهارراه احمدآباد به سمت ملکآباد، نزدیک تقاطع متوقف میشود، چند لیوان شربت میریزد، به دست پرچمداران و خادمان پرچم میدهد و دوباره سوار میشود.
فاطمه دهنوی دوازدهساله، یکی از نوجوانانی است که به برکت اجتماعات در نقاشی توانمند شده و حالا به سایر دختران زبان انگلیسی آموزش میدهد.
مجید دولتی بیش از ۱۷۰ شب است که با قلم و دوات در تجمعات حضور پیدا میکند. او از سال۱۳۷۰ خطاطی را آغاز کرده و حالا پس از سال ها، همچنان معتقد است هنر نباید در خانه بماند.
در کوچه شهید فارسی ۵، همسایگی فقط به سلام و احوالپرسیهای روزمره خلاصه نمیشود. سالهاست ساکنان این کوچه در روزهای مختلف، از دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گرفته تا اتفاقات امروز، کنار هم ایستادهاند.
زهرا بخشی هر شب به اجتماعات شبانه میرود و برای بچهها برگه نقاشی، مداد رنگی، وسایل کاردستی و حتی جایزه میآورد. جایزههایی که گاهی یک مداد است، گاهی گلسر و یک دستبند اما همین کار برای بعضی از بچهها آنقدر مهم شده که برای فرارسیدن شبهای اجتماع به انتظار مینشینند.
محمدرضا ضیاءالدینی دشتخاکی، جوشکار پنجاهوهشتساله محله گاز سازنده موشکی است که تصویر علم و اراده و مقاومت را در ذهن مشهدیها ماندگار کرده و هرشب خاطرهای تازه برایشان میسازد.
در پویش «آهوانه»، دختران با دستان کوچک و نیتهای بزرگ میخواهند سهمی در شادکردن زائران خردسال امام مهربانیها داشته باشند. از نوجوانان تا بانوان هنرمند همه به عشق امام هشتم(ع) شبهایشان را پای دوخت میگذرانند!
یونس قلیزاده یکی از نوجوانهایی است که دلش مانند چشمانش به رنگ دریاست. او پای ثابت تجمعات خیابانی است و در قرعهکشی این تجمع، جایزهاش را به دیگری بخشید. میگوید: فقط در دلم نیت کردم قرعه بهنام کسی دربیاید که زیارت نرفته است.
تشکل طلبگی «ربیون» گروهی بیستنفره از طلاب هستند که بعداز شهادت قائد امت اسلامی، پای کار آمدند و تلاش کردند این تجمعات، فقط به حضور فیزیکی محدود نباشد و به فرصتی برای گفتوگو، روشنگری در فضای پرالتهاب سیاسی کشور تبدیل شود.
اینجا خیمه عزای آلطاها، تقاطع طبرسی شمالی۴ و میدان فجر است؛ جایی که دقیقا چهارماه است هیچ شبی، اجاق کتری و آتش سماورهایش خاموش نشده است و نوجوانان از حاضران در اجتماع شبانه پذیرایی میکنند.
روستاییان محدوده توس، هر شب با مینیبوس، خود را به میدان هفت خان میرسانند. مجید سمندی میگوید: مشکل بزرگ ما دوری راه و نبود وسیله نقلیه بود که برخی «نذرکرایه» میکردند و هزینه رفتوبرگشت مسافران را به صاحبان مینیبوسها میدادند.
در منطقه ۹ شهرداری مشهد؛ خودرو ون سفیدرنگ ساده که با خطی درشت بر بدنه آن نوشته شده: «واحد سیار خبر» در چهارماه اخیر در اجتماعات شبانه پاتوق تیم جوانی شده که از روز شهادت رهبر در بیشاز صداجتماع حضور داشته و با ۱۵۰سوژه، روایتی تازه ساختهاند.
بعد از اینکه زینبخانم نجمی به مناسبت ماه محرم، با اجازه همسایهها پنجروز روضه در خیابان برگزار کرد، همسایهها اینقدر از این موضوع استقبال کردند که آنها هم بانی شدند و قرار است کل سیروز محرم در این خیابان روضهخوانی برپا باشد.
حضور در اجتماعهای مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازهای نیست. حالا نهتنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کردهاند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.
حمید قربان پور، هنرمند شناخته شده مشهدی را این شبها میتوان در تجمعات مردمی و در متن رویدادهای اجتماعی دید. او به تازگی عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی خراسان رضوی را از آن خود کرده است.
ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روزها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
بیشاز دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سیدمحمدطاها اعتمادی، مداح دههنودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شبها در خیابان حضور مییابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کردهاند.
سیدجعفر ستاری و همسرش فاطمه رضایی، همایون خانم کامیاب و آمنه رضایی، همسایههایی هستند که درکنار هم میزبانی از مردم را در اجتماعات شبانه به دوش میکشند. آنها با همراهی و همدلی، چهره متفاوتی از همسایگی را در کوچه ابرار ۹ رقم زدهاند.