ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روزها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
بیش از نود شب است که اهالی و کسبه محله سرشور در میدان گنبد سبز حضور دارند تا بگویند راه رهبر شهید ادامه دارد و آنها همچنان پای آرمانهای نظام ایستادهاند.
بیشاز هشتادشب است که، زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان روبهروی مسجد ۷۲تن محله گاز گردهم میآیند، تا نشان دهند این سرزمین هنوز بر عهد خود ایستاده است.
از روز اول نوروز مردم پای کار آمدند و با حضور مقابل مسجدالرضا(ع) در محله احمدآباد جمعیت بیشتر شد. این مسجد در اجتماعات شبانه ایستگاههای متفاوتی برپا کرد تا پاسخگوی نیازهای مختلف مردم باشد.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دلبستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
حنانه باوفا شبهای محله سیدی را با رنگ و قلممو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرحهای نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگوبوی دیگری داده است.
خیابان هنرور که از ۱۰ اسفند سال ۱۴۰۴ پایگاه اجتماعات مردمی شده، در شب سالگرد ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) شاهد مراسمی است که نهتنها دل رهگذران را گرم میکند، بلکه تصویر تازهای از شور زندگی را به نمایش میگذارد.
رزمندگان دیروز هشتسال دفاع مقدس با حضور فعال در تجمعات شبانه و راهاندازی موکب میخواهند نشان دهند جنگ همان جنگ است، فقط شکل و شمایل خاکریزها عوض شده است.
ریحانه نظری میگوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جاییکه هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره میخورد. بچههای مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشتهاند.
کلیپهای فاطمه کبیر از اجتماعات شبانه، رتبه اول را در سطح پایگاههای حوزه ۷ حضرت زینب (س) کسب کرده است. او میگوید: به نظرم هر تصویری نشاندهنده حسوحال یک انسان منحصربهفرد است.
محمدمهدی موسوی هرشب همراه خانواده در اجتماعات مردمی شرکت میکند. گاهی پرچم دستش میگیرد یا کنار موکب مشغول نقاشی پرچم میشود، گاه لیوان میشوید و به نظمدهی مسیر کمک میکند. او از سالهای کودکی پای ثابت مسجد بوده است.
رسم خوب همسایهداری در خیابان نوزدهبهمن یک، به کوچه و خیابانهای دیگر هم رسیده است. بعداز آغاز جنگ تحمیلی سوم، تعدادی از همسایهها نهتنها با هم راهی اجتماعات شبانه میشوند، بلکه افرادی را نیز که به این اجتماعات نمیآمدند، همراه خود کردهاند.
مائده محمدزاده از آغاز جنگ تحمیلی سوم هر شب با گواش و قلممو در اجتماعات حضور دارد. میگوید: بزرگترها معمولا متقاضی نقاشی پرچم هستند. پسربچهها موشک فتاح مشکی دوست دارند. دختربچهها هم عاشق موشک صورتی هستند.
کارگروه رسانه محله بلال، در زمره سربازان بینامونشانی هستند که بدون چشمداشت مادی، به تاریخنگاری خیزش مردم میپردازند. ابزار این روایتگران، قلم است و دوربین و با هنرمندی، به تولید محتوا و نشر آن در فضای مجازی مشغولاند.
لابهلای حرکت تراکتورها و تجهیزات کشاورزی در رژه تراکتوری محدوده منفصل توس، مردانی از توس هستند که پرچمهای زیبای سهرنگ وطن را توزیع میکنند. باوجود جبر کار و زندگی، وقتی صحبت از میهن شده، آمدهاند که بگویند با همه داشتههایشان پای وطن ایستادهاند.
ابوثائر و یک گروه چندنفره از همان روزهای اول هجمه دشمن به ایران، تصمیمشان را گرفتند. کمکهای مردمی را جمع کردند، با هزار زحمت از مرزها عبور کردند و خودشان را به مشهد رساندند و حالا عربها در موکبشان در سنگر خیابان هستند.
سیدجعفر ستاری، یکیدو شب بعداز شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن۵۰ جمع میشوند، چای بدهد. او با گذشت بیشاز چهل شب، پای نذرش ایستاده است و میگوید: تا هروقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه میدهم.
سکینه فضلخدا از همان شب نخست اجتماعات، همراه با دیگر هممحلهایها در خیابان ایثارگران حضور دارد. میگوید: تا جان در تن دارم، کنار وطن میمانم و لحظهای از حمایت دست برنمیدارم.
موکبهای فرهنگی و پذیرایی، شبهای میدان تختی را پرشورتر کردهاند؛ موکب مردمی «جوانان امام شهید» سمت راست ورودی مجموعه ورزشی تختی و موکب «بانوان محله همدلی» سمت چپ این مجموعه برپا شده است.