نقاشیهای مائده محمدزاده برای کودکان حاضر در اجتماعات شبانه
اجتماعات شبانهای که از آغاز جنگ تحمیلی سوم و در حمایت از وطن آغاز شد، شور و حال خاصی در اقشار مختلف ایجاد کرد. کودکان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و سالمندان، هرکدام نقشی در این تجمعات دارند. دراینبین، مائده محمدزاده، نوجوان هفدهساله محله هاشمیه، از آغازین روزهای جنگ، هرشب در اجتماعات محلهشان حضور دارد و روی صورت متقاضیان، تصویر پرچم، موشک و... نقاشی میکشد.
مائده با پولهای توجیبی خودش این کار را شروع کرد و در ادامه، خانواده، همسایههایشان و سایر مردم همراهش شدند.
-چه شد که تصمیم گرفتی در اجتماعات روی صورت افراد نقاشی بکشی؟
در راهپیماییهای ۲۲بهمن که شرکت میکردم، دیده بودم افرادی این کار را انجام میدهند و بچهها خیلی از آن استقبال میکنند. بعداز جنگ تحمیلی سوم که اجتماعات شبانه شکل گرفت، تصمیم گرفتم این کار را در اجتماعاتی که حضور دارم، انجام دهم.
-مواد اولیه را چطور تهیه کردی؟
چندتایی گواش و قلممو در خانه داشتیم. آنها را برداشتم. هرچه هم کم بود، با پول توجیبی خودم خریدم.
-بیشتر چه نقاشیهایی میکشی؟
اولش با نقاشی پرچم شروع کردم ولی چند شب بعد، خانمی به نام الهام شهرستانی که در این زمینه تجربه داشت و هرشب به اجتماع میآمد، روشهای کاربردی و خوبی یادم داد. ایدههای جدیدی داشت که از آن استفاده کردم و کشیدن پاپیون و پروانه را نیز از اویاد گرفتم.
-بین طرحهایی که گفتی، کدام پرطرفدارتر است؟
بزرگترها معمولا متقاضی نقاشی پرچم هستند. پسربچهها موشک فتاح مشکی دوست دارند. دختربچهها هم عاشق پاپیون با رنگبندی پرچم و موشک صورتی هستند.
-خاطرهای از این شبها داری؟
یک شب روی دست یک دختر تقریبا هفتساله عکس پرچم کشیدم. گفت دوست دارم این را به رهبر نشان دهم. چطور میتوانم این کار را انجام دهم؟ کمی فکر کردم تا بتوانم جواب درستی به او بدهم. از آخر گفتم من از دستت عکس میگیرم و در گروهها پخش میکنم. خودت هم این کار را بکن تا بالاخره به دست رهبر برسد. خوشحال شد و رفت.
-دوستان جدید هم پیدا کردهای؟
بله، خیلی زیاد. یکی از برکات این اجتماعات برای من همین بود که با مجتمع فرهنگی منتظریه و حوزه هنری آشنا شدم و با دوستان خوبی که در این مراکز پیدا کردم، درحال یادگیری کارهای جدید هنری، دستی و تولید محتوا هستم.
-چیزی بوده که توجهت را جلب کرده باشد؟
زیاد. هرشب در این اجتماعات پر از صحنههای همدلی و عشق به میهن است. اما یکی از اتفاقاتی که خیلی برای من جالب بود. هواداری بچهها از یکدیگر است. هرشب میبینم بچههایی هستند که با پول توجیبی اندک خودشان برای بقیه بچهها خوراکیهایی همچون شکلات، چوبشور و... میخرند.
-از حضور هرشب در اجتماعات خسته نشدهای؟
نه اصلا. این جنگ باعث شد ولایتمدارتر شوم و بیشتر ارزش وطنم را بدانم. اگر قبلا بهعنوان مثال هفتهای یکیدو ساعت برای کارهای فرهنگی وقت میگذاشتم، حالا هر شب و بیشتر از این وقت میگذارم و نهتنها خسته نمیشوم.
* این گزارش چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۱ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.