سیده اقدس حقانی موسوی میگوید: از همان روزهای اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم بهجای اینکه در این شرایط جنگی، صفهای نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.
راضیه طهرانیان میگوید: دیدم شهر آنطور که باید، رنگ عزا ندارد و فضاآراییها، بیشتر در حد حماسی است. من معلم مدرسه هستم و با عیدیای که دولت داد، پارچه خریدم و با دو نفر از خانمها کار دوخت پارچههای مشکی با عکس رهبر شهید را شروع کردیم.
مردم همیشه در صحنه هر شب در خیابانهای منطقه ۷ برای رهبر شهید عزاداری میکنند. یکی از ساکنان قدیمی محله مقدم میگوید: کشور ما هیچگاه شروعکننده جنگ نبوده است، اما اینبار تا نابودی کامل رژیم غاصب اسرائیل از پا نمینشینیم.
پس از اعلام خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، اهالی منطقه ۶ هم مثل مردم دیگر نقاط شهر در غمواندوه فرو رفتند و به سوگواری پرداختند و حالا پس از باز کردن روزه و جمع کردن سفرههای افطاری، در جهاد علیه دشمن آمریکایی و صهیونی نقشآفرینی میکنند.
در این شبها نمازگزاران دیگر مساجد نیز به مسجدالزهرای احمدآباد میآیند تا با هم یکصدا باشند. این هزاران نفر، یک بیانیه زنده هستند برای جهانیان و فریاد میزنند: «ما فرزندان این خاکیم. زیر سایه این پرچم، با یاد رهبر شهیدمان، تا آخرین نفس خواهیم ماند.»
خبر ناگهانی، تلخ و برای خیلیها شوکهکننده و باور نکردنی است. اینبار نیز چشم امید همه به مساجد محله هست و مسجد جوادالائمه (ع) و کانون بسیج سردار شهیدمحمدحسین بصیر مثل همیشه پیشگام است.
فرزاد پورفائز میگوید: غیرت ملی و دینی ما، این روزها تمام وجودمان را به جوش آورده است ولی حیف که نمیتوانیم کاری بیش از این انجام دهیم. پس در میدان هستیم تا بگوییم پشت نظام و ایران و نیروهای نظامی میایستیم.