درختان توت حاج حسین ملک در مشهد زبانزد بود
تورق تاریخ یک شهر برای کسانی که اصالت و پیشینه تاریخیشان را مهم میدانند همیشه جذاب است، به ویژه وقتی بخواهی لابهلای برگههایی که رنگ و روی کاهی تاریخ را با خود تا سالها یدک کشیدهاند، دنبال چیزی بگردی که مزه آگاهی از آن مثل خودش شیرین است. توت را میگویم. این سوژه زمانی به ذهنم رسید که با درختان تنومند و قطور محله وکیلآباد مشهد و آدمهای قدیمی ساکن این محله روبه رو شدم؛ آدمهایی که هرکدامشان برگی از تاریخ محله اصیل حاج حسین آقا ملک بوده و هستند.
شاید این قدیمیترین درخت توت باشد!
«درختان خیابان زورخانه قدیمیترینند، زیرا تنههایشان قطورتر از همه درختانی است که در این محله کاشته شدهاست.» این را از زبان اهالی میشنوم و راهی محله زورخانه در وکیلآباد ۸۹ میشوم. وقت نماز است. همانطور که همراه با عکاس از درختان تنومند عکس میگیریم، یکی از اهالی که گرد کهنگی زمان بر موها و محاسنش پاشیده شده، از یکی از منازل خارج میشود و قصد دارد به مسجد برود.
آنطور که دهانبهدهان در محله پیچیده درختان کنار آبانبار پربارترین و قطورترین درخت توت محله بود
رضا نداف، سی سال ساکن محله زورخانه (آبانبار تاریخی محله) است، بنابراین اطلاعات دقیقتری دارد. وی من را با خود میبرد زیر درخت تنومندی که تنهاش از بار و برگ فراوان، کج شده است و میگوید: «آنطور که دهانبهدهان در محله پیچیده این درخت پربارترین و قطورترین درخت توت محله است.»
قناتی که مرکز درختان توت محله بود
وی توضیح میدهد: «ما از پیشکسوتان ساکن محله چیزهای زیادی از تاریخ اینجا آموختهایم، اما اکنون بعضی از آنها کسالت دارند و برخی هم به رحمت خدا رفتهاند. طبق روایتهای آنها در گذشته در محل این درخت مورب، قناتی وجود داشته که باعث پر بار و برگ شدن این درختان شده است.»
وجود قنات در محله زورخانه همچنین باعث کاشت بیشترین تعداد درخت در این محله شده است. سالها سایر درختان توت در کوچه پسکوچههای محله قد میکشیدند و بزرگ میشدند، اما هیچکدام آنقدر رشد نکردند تا مثل درختان کنار قنات شوند.
در گذشته بسیاری از مردم از مشهد و روستاهای اطراف، به قلعه وکیلآباد میآمدند تا توت جمع کنند زیرا درختانی که باغبانان حاج حسین آقا ملک میکاشتند به ویژه توتهایش در بین تمام محلهها زبانزد بود.
هر خانه یک کرباس نخی مخصوص توتتکانی داشت
آن زمان پارچهها با تنوع رنگ و طرح امروزی وجود نداشت، فقط پارچههای سفید سادهای بود که جنسشان از نخ و پنبه بود و به آن کرباس میگفتند و دوختن چهار تکه از آن به هم چادر بزرگی برای توت تکانی درست میشد. بعضی از این پارچهها طرحدار بود، اما در نهایت پارچههای سفید بودند که طعم شیرین توت را مزهمزه میکردند.
چادری که تا ۴۰، ۵۰ سال پیش در گوشه حیاط یا در انبار هر خانهای چشم به راه اردیبهشت و خرداد خاک میخورد. اردیبهشت و خرداد که میآمد، توت میتکاندیم و زیر درخت مینشستیم و یک دل سیر توت میخوردیم؛ بقیهاش را هم نگه میداشتیم برای فصلهای بدون توت. مادر پس از مراسم توتخوری داخل خیک، ماست و دوغ میکرد و به هر کدام یک لیوان میداد بخوریم تا مزه شیرین توت ملایمتر شود.
پارچههای سفید سادهای بود که به آن کرباس میگفتند و برای توت تکانی درست میشد
خاطرم هست آن زمان پارچه فروش و بزاز زیاد نبود. پدر و مادرها با دستگاه فلزی بزرگی که معمولا در خانهها برای پارچه بافی وجود داشت پارچهها را میبافتند. طریقهاش هم زیاد سخت نبود. تار و پودها در هم تنیده میشدند و کرباس به دست میآمد.
قرارمان زیر درخت توت قدیمی
وقت نماز است و نداف هم به قدیمیهای دیگر در تنها مسجد محله میپیوندد. قرارمان با ریشسفیدان محله میشود زیر همان درخت توت قدیمی محله، در محل قناتی که حالا دیگر هیچ ردی از آن نمانده است.
همه میآیند. کاردان، شریعتی، غلامی، حسین ازهری، غلامعلی فضائلی. حیدر نیمروزی هم سر قرارمان آمده تا به قدیمیهای محل کمک کند. امروز همه قدیمیها آمدهاند تا یادی از توتخوریهایشان بکنند. پارچهای آماده میشود تا ما هم با خاطره یک روز قدیمیهای محله و شادی توت خوریشان سهیم باشیم.
مصرف توت در قدیم از زبان پیشکسوتان قلعه وکیلآباد
در بین حرفهای ریشسفیدها و پیشکسوتان محله کاربردهای زیادی از توت در قدیم میتوان شنید: «توت را میتکاندیم روی پارچه مخصوص. ابتدا شیره آن را به روش آفتابی میگرفتیم و سپس توتها را روی پشتبام پهن میکردیم تا خشک شود.
از شیره برای چاشنی شیربرنج، برف و شیره زمستان و پختن حلوا استفاده میکردیم. توتهای خشک، آجیل عیدمان بود که آن را با چای هم میخوردیم. بعد از گندم و جو این محصول برای ما حرمت داشت، مثل نان بود و تشریفات خاصی برای تکاندن و نگهداشتن آن انجام میدادیم.»
اکنون میدان حاج حسین آقا ملک بدون درخت است
فضائلی میگوید: یادم میآید روزهایی را که اینجا آب هم به سختی پیدا میشد. همانی هم که برای خوردن بود از نهر قاسمآباد، آن هم با کوزه میآوردیم. یادش بخیر جوان بودیم و شیوه توتخوردنمان هم با امروز فرق داشت. توت خوردن همان بالای درخت میچسبید.
کاردان ۷۹ ساله از قدیمیهای اصیل محله است. پدرش از اولین کسانی بوده که وارد این محله شده و به عنوان باغبان چند درخت توت نیز در محله کاشته است. او معتقد است؛ آن طور که پدرش نقل کرده قدمت این درختان به یک قرن پیش میرسد. وی حرفهایش را اینطور ادامه میدهد: ملک خیلی درختدوست بود، اما حالا درمیدانی که به نام او ساختهاند جای حتی یک درخت که تمام علاقهاش بود خالی است.
توتهایی برای سپاسگزاری از همسر
شریعتی، روحانی محل متولد ۱۳۰۸ است. او هم دوست دارد به خاطره توتخوریهایش اشاره کند. وی میگوید: هنوز هم با این سن و سالم گاهی با نردبان بالای درخت میروم و برای همسر و فرزندانم توت میچینم. درخت روبهروی خانهام شاتوت دارد و خدا را شاکرم که میتوانم توتهای آن را به رسم سپاسگزاری از خوبیهای همسرم بچینم و به او تقدیم کنم.
حسین اظهری خاطرات زیادی از توت تکاندنهایش از درختهای این محله دارد، اما ترجیح میدهد از مشکلات بگوید. از کمبودهای این محله میگوید و از سفر شاه که از اینجا بازدید کرده و قول آسفالت را داده و به گفته وی، هنوز حرفش تمام نشده گفتهاند بودجه کم آوردهایم و هنوز هم این بودجه تامین نشده است!
اسباب آشتی با درخت توت
حیدر نیمروزی همانطور که بالای درخت است تا شاخهها را بتکاند و توتها را در پارچهای که زیر درخت نگهداشته شده است بریزد، میگوید: سه سال پیش در هنگام بالا رفتن از یک درخت توت به زمین افتادم و حادثه بدی برایم رخ داد. سرم به شدت آسیب دیده بود و همه اهالی هم مطلع شدند. اما من هیچگاه نمیتوانم از توت دل بکنم برای همین هم پس از سه سال حالا تصمیم گرفتهام بار دیگر برای پیشکسوتان محلهمان توت بتکانم و احساس خوبی دارم که دوباره با درختان توت آشتی کردهام.
حرف آخر
حیدر درخت را میتکاند و قدیمیهای محله پارچه را در دست دارند. تصویری زیبا درست میشود وقتی که قدیمیهای محل دور چادر توت مینشینند و سینی چای داغ حیدر که از خانه آورده است میشود چاشنی این توت خوری که خیلی در دل این محله قدیمی میچسبد.
*این گزارش پنج شنبه، ۲۵ خرداد ۹۱ در شماره ۸ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.
