کد خبر: ۱۴۳۹۵
۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
پینه‌دوز محله عبادی از بیست سال پوشیدن یک گیوه می‌گوید

پینه‌دوز محله عبادی از بیست سال پوشیدن یک گیوه می‌گوید

محمدجواد ذاکرزاده، پینه‌دوز قدیمی محله عبادی ۶۱‌سال است که به تعمیر کفش می‌پردازد و با ظرافت خاصی آنها را روبه‌راه می‌کند.

هنوز یک ماه نگذشته که باز هم کفش‌هایم پاره شده‌اند، دیگر از جنس کفش‌های دوران کودکی‌ام پیدا نمی‌شود، کودکی که نه حتی از دوران دبستانم، کفش‌هایی دارم که هنوز هم نو مانده و فقط برایم تنگ شده‌اند. گاهی اوقات باور ندارم کفش‌های قرمز آن دوران هنوز هم سالم است و درخشش خود را حفظ کرده است، حتما بعضی از شما هم این تجربه را داشته‌اید، شاید هم می‌گویید: «شانسی بود که کفشت خوب مانده است» ولی نظر من چیز دیگری است، کفش‌های قدیم چیز دیگری بود، مادربزرگم می‌گوید: یادش به‌خیر، گیوه‌های قدیمی را هرچقدر می‌پوشیدی پاره نمی‌شد، اما اگر الان آن گیوه‌ها را داشتم حتما می‌پوشیدمشان و پز راحتی و شیک‌بودنشان را به همه می‌دادم. حالا کفشی که می‌خرم هنوز یک ماه نمی‌گذرد که باید آن را پیش کفاش محل ببرم تا تعمیرش کند. تازه اگر در این دوره و زمانه بتوانی پینه‌دوز پیدا کنی.

در محله عبادی پینه‌دوزی قدیمی کار می‌کند که نامش محمدجواد ذاکرزاده است و ۶۱‌سال است که به تعمیر کفش مشغول است، مغازه‌ای کوچک و قدیمی دارد که در محله عبادی واقع شده است. می‌روم تا با او که سخت مشغول کار است گفتگویی داشته باشم. پیرمرد همان‌طور که کفشی برای تعمیر در دست دارد، می‌گوید: هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو و بعد می‌خندد.

 

گیوه‌هایی از جنس پارچه‌

می‌خواهم از گیوه‌هایی که مادربزرگ برایم تعریفش را کرده بگوید و او از زمانی‌که خودش و پدرش گیوه‌دوزی می‌کردند، می‌گوید: حدود ۵۰‌سال قبل چند مدل گیوه وجود داشت. گیوه‌ها از پارچه‌های با‌دوام لباس‌های دست‌دوم دوخته می‌شد و برای دوختشان باید زحمت و زمان زیادی صرف می‌کردیم. آن موقع دستمزد گیوه‌دوزی به زحمتی که داشت نمی‌ارزید، اما چاره‌ای نبود، چون تنوع کفش بسیار کم بود و بیشتر مردم به خصوص در فصل تابستان گیوه می‌پوشیدند.

همان‌طور که صحبت می‌کند، دست‌هایش با ظرافت خاصی به تعمیر کفشی که پیش رو دارد مشغول است و می‌گوید: گیوه‌ها مانند کفش‌های امروزی که از قیمت‌های متفاوتی برخوردارند، با توجه به نوع پارچه و تزیینات آن طبقه‌بندی می‌شوند و قیمت‌های مختلفی دارند.

 

گیوه‌هایی برای تابستان

با صحبت‌هایی که او از زحمت گیوه‌دوزی می‌کند، به این فکر می‌کنم که اگر امروز پوشیدن گیوه هم مثل کفش رواج داشت، پاهایمان در تابستان دیگر در کفش عرق نمی‌کرد.‌ می‌پرسم بچه که بودید مردم بیشتر چه نوع کفشی می‌پوشیدند، در جوابم می‌گوید: آن زمان بهترین کفش، کفش چرمی، شبرو یا پادوش (از پوست گاومیش یا گاو درست می‌شد) بود. در واقع این نوع کفش‌ها از پوست حیوان حلال گوشت درست می‌شد که اگر آن را حتی مدتی طولانی می‌پوشیدیم، باز هم نو می‌ماند.

از او درباره مشتری‌های قدیمی‌اش می‌پرسم، می‌گوید: بیشتر افراد قدیمی این محل مشتری من هستند و حتی فرزندان و نوه‌هایشان نیز برای تعمیر کفش پیش من می‌آیند.

می‌پرسم چرا کار پدر را ادامه ندادید و به تعمیر کفش روی آوردید، با خنده جواب می‌دهد: اوایل که وارد کار شدم، شاگرد بودم و پدرم کفش‌دوز بود و کفش نو دست مردم می‌داد. من هم کفش تعمیر می‌کردم. بار‌ها پدرم کار کفاشی را به من پیشنهاد کرد، اما من کار خودم را انتخاب کرده بودم.

 

کار پرزحمت

در حال دوختن کفش است که سوزنش می‌شکند و مجبور می‌شود آن را عوض کند. از او می‌پرسم، سوزن کفش‌هایی که می‌دوزید، زیاد می‌شکند؟ در جواب می‌گوید: سوزن اگر فولاد هم باشد، می‌شکند، قبلا سوزن‌ها بلند بودند، اما الان کسی با آنها کار نمی‌کند، کفش‌های معمولی، سوزن معمولی نیاز دارند و برایم شعری می‌خواند:

«هر که باشد کار او دوزندگی / مردنش بهتر بود تا زندگی!»

از او می‌پرسم شاعر این شعر کیست، می‌گوید: نمی‌دانم، دهان به دهان گشته تا به من رسیده است. می‌پرسم معنای آن چیست، می‌گوید: این بیت شعر را کسی گفته که تجربه زندگی داشته، حتما می‌خواسته بگوید که کار دوخت‌و‌دوز پر‌زحمت و کم‌درآمد است. حالا چه لباس‌دوز باشد چه کفش‌دوز...

قدیم برای ساخت یک جفت کفش ۱۲‌ساعت وقت می‌گذاشتند

 

تفاوت از زمین تا آسمان‌

می‌گویم: ولی حالا خیاط‌ها خیلی پول می‌گیرند. همین‌طور که کفش تعمیر شده را روی زمین می‌گذارد و کفش دیگری را برمی‌دارد، خاطره‌ای نقل می‌کند: در گذشته دوستی داشتم که از شهری دیگر می‌آمد و مشتری‌ام بود، باورتان نمی‌شود یک کفش را ۲۰‌سال پوشیده و هر سال آن را می‌آورد تا خودم تعمیرش کنم.

از او می‌خواهم برایم از تفاوت کفش‌های قدیم و کفش‌های جدید بگوید، او می‌گوید: سؤال خوبی کردی، تفاوت کفش‌های قدیم با الان از زمین تا آسمان است! زیرا قدیم برای ساخت یک جفت کفش ۱۲‌ساعت وقت می‌گذاشتند. اما امروز در یک ساعت کفش می‌دوزند. کفش‌های امروزی معمولا از مواد پلاستیکی ساخته شده‌اند، اما آن موقع کفش‌ها بیشتر چرمی بود و از ریشه و بنیاد خوب ساخته می‌شد.

آهی می‌کشد و سوزن مانده در کفش را بیرون می‌آورد و می‌گوید: جنس‌ها و کفش‌های چینی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده و کسب و کار کفش‌دوزی را فلج کرده، دیگر آن دوران برنمی گردد.

 

بیمه نداریم

او گلایه‌مند است از متولیانی که برای مشاغل مختلف امکانات مساوی قائل نیستند و ادامه می‌دهد: کفاش‌ها بیمه ندارند. معمولا پیر که می‌شوند ضرورتش را بیشتر احساس می‌کنند. من هم تا حالا به فکرش نیفتاده بودم. حالا بعد از این سال‌ها می‌بینم اگر بخواهم بیمه باشم و بازنشسته شوم باید کلی هزینه بپردازم. ذاکرزاده در پایان می‌گوید: توان پرداخت بیمه برای بازنشسته شدن را ندارم. به همین دلیل باید تا روزی که توان دارم کار کنم. از بازنشسته شدن هم خبری نیست.

 

*این گزارش شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ در شماره ۴۷ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام