میرزامحمد صادقی پانزدهسال آزگار است که هر صبح، در سرما و گرما، مسیر خانهاش در محله فجر را تا مغازه نقلیاش عصازنان طی میکند، به امید مشتریهایی که به معجزه دستهای سالخورده و لرزان او برای نوکردن کفشهای کهنهشان اعتماد دارند.
دکان کفاشی «علی خاکساری» در خیابان دریادل که طول و عرضش از دو متر بیشتر نمیشود و اگر ویترین آن پر است از کفشهای کهنه، دیوارش پر است از عکسهای زورخانه و گود و پهلوانها.
محمدجواد ذاکرزاده، پینهدوز قدیمی محله عبادی ۶۱سال است که به تعمیر کفش میپردازد و با ظرافت خاصی آنها را روبهراه میکند.
سید حسین فروغی، صاحب این کارگاه از اعضای هیئت امنای مسجد امام رضا(ع) در خیابان شهید صدر ۷ است که با انتقال کارگاه کفاشی خود به این مکان، سعی کرده درآمد مسجد نیز تا حدودی تامین شود.
بازار طلاب یکی از دو بازار بزرگ عرضه مواد اولیه کفش در مشهد است که هر روز بیش از ۸۰ درصد تولیدکنندگان سرتاسر مشهد به این مکان میکشاند.
هاشم راک معروف به آقای علوی بههمراه همسرش زهرا رحیمینسب، کارگاه تولیدی کفش در مسجد موسیبنجعفر (ع) راهاندازی کردهاند و با هممحلهایهایش آن را میگردانند. آنها از هفت سال پیش لباس خادمی در این مسجد را به تن کردهاند.
حسینیه کفاشان سال ۸۳ و به همت حسین ماهرویی که از بچههای ۴۴ ساله هیئت امام حسین (ع) بوده، تأسیس شد. اکنون این حسینیه توسعه یافته و حالا یکی از پرجمعیتترین هیئتهاست.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشههایش با خط نستعلیق و بهرنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفشهای خود را از حاج حسن میخرند. میگوید: کفش هم دوره دارد.
سیدرضا حسینی، کفاش ۶۸ساله محله مطهری، پنج دهه است که با سوزن و درفش کار میکند. او که امروز تنها در مغازهاش به تعمیر کفشها میپردازد، روایتگر اصالتی فراموششده است.
محمد نقیب مشهدی ثانی کفاش قدیمی محله سرشور است او میگوید: کفشها همه دستدوز بود. چرم و شبرو را از بازارهای اطراف حرم میخریدیم و پوست گاو را از روستاییهای پایین خیابان.
سرای «کفش» هفده شهریور مشهد یکی از اصلیترین باراندازهای کفش کشور است. علاوهبر تأمین نیاز بازار کفش مشهد، شاهراهی برای ارسال کفش به استانهای مجاور همچون یزد، کرمان و حتی بوشهر به شمار میآید.
محمد جواندهقان یکی از کفاشهای قدیمی مشهد در محله صاحبالزمان(عج) است. همان مغازه دودهنهای که از دهه۵۰ تا حالا برای پیدا کردن کفش خیلی از عیدها و مراسمهایمان، کفشهایش را دانه به دانه برانداز کرده و پا زدهایم.
علیاکبر خسرویراد تعریف میکند: تأمین آب اینطور بوده که سقاها آب را با دو تین هفدهکیلویی که با طناب به چوبی میبستند و روی دوش حمل میشد، به خانهها میآوردند و دو ریال دریافت میکردند.
محدثه نادی؛ زنی است که کارآفرینی را با خلاقیت پیوند زده تا بتواند همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد. او از همان روز اول دو هدف را برای خودش ثبت کرد؛ کارآفرین باشد و چرم را به دست همه برساند.
جرقه کارآفرینی سمیرا نوربافی، پنجسال پیش به دعوت یکی از همسایگانش زده شد. جنس کارآفرینیاش با سبک زندگی اهالی محله جور درمیآید. آنها در خانه، با وصلکردن رویه و زیره کفش به هم یک کار خانگی را پیش میبرند و کسب درآمد میکنند.
کفاشی، هنریاست که میرزاحسین ۹۰ ساله با خودش از کاشمر به مشهد آورده است. از وقتی به خاطر دارد، همدم کفشهای کهنه و نخ و سریش بوده است. مغازهاش در خیابان فداییان اسلام است و حالا پیرمردها خوب میشناسند.
حسین داوودی، یکی از پوستفروشان دور میدان عدالت (اعدام سابق) است. میگوید: کوچه حسنقلی بازار بزرگ پوستفروشها بود درآنزمان در کوچه حسنقلی روزانه هزاران پوست رد و بدل میشد، اصلا دنیایی داشت.
حاجی مهرعلی ۴۰ سالی میشود که میدوزد و سوزن میزند، نخ میکند و دوباره سوزن میزند، دوختودوز کفشهایی که شاید چند سالی است با صاحب خود همراهند.
از بچگی آنقدر به ترمیم کفشهای پاره علاقه داشتم که حتی پس از اینکه به استخدام آموزش و پرورش درآمدم، در وقتهای خالی کفشهای اهالی محل را میدوختم!
حبیبالله، پینهدوز خیابان سرخس است. روایت او از بوی عید و کفش نو و خاطراتی غریب از نوروز آن روزگار است. میگوید: کرسیها اولین چیزی که قبل نوروز جمع میشد و بعد آن فرشها شسته میشدند.