کلاسهای رایگان آقا معلم در مسجد
ساعت حوالی۱۵ است و ساکنان خانههای چفتدرچفت بولوار پنجتن، آرامش و سکوت عصرگاهی را تجربه میکنند. مسجد قائمیه در محله شهیدقربانی اما، این ساعت از روز، آغاز دایرشدن کلاس و برپاشدن بساط علم آموزی است، برای معلم و پسران نوجوانی که هیچچیز، حتی سایه جنگ و مجازیشدن ناگزیر مدارس، نمیتواند آنها را از ارادهشان برای یاددادن و یادگرفتن، دور نگه دارد.
از دانشگاه به مدرسه
دوشنبهها، نوبت پسران کلاسهفتمی است. سهشنبهها کلاس هشتمیها میآیند و چهارشنبهها هم به کلاس نهمیها اختصاص پیدا کرده است. در کلاسهایی که حمزه پاسبان برای تقویت علمی دانشآموزان بهرایگان برگزار میکند، به همهچیز فکر شده است؛ اینکه چه روزهایی، برای چه مقطعی و تدریس چه دروسی مناسبتر است. او متولد سال۱۳۶۶ است و عشق به دنیای پررمزوراز علم را همین حالا هم میتوان در چشمهای جستوجوگرش دید.
او دکترای زیستشناسی دارد از دانشگاه شهیدباهنر کرمان. با اکراه از اینکه مبادا گفتههایش حمل بر برجستهکردن رزومه کاریاش برداشت شود، تنها به یک دلیل، حاضر به گفتن از خود و انگیزههایش برای برگزاری کلاسهای رایگان آموزشی برای دانشآموزان محله شهیدقربانی و التیمور میشود؛ «خبر دارم همکاران زیادی در بدنه آموزشوپرورش دارند کلاسهای جهادی برگزار میکنند. برخی بهصورت گردشی در منازل دانشآموزانشان یا حتی منزل خودشان. کار من، نسبت به دیگران برتری ندارد. فقط از این جهت با شما گفتوگو میکنم که ذهنیت مردم و حس و حالشان در این اوضاع تعطیلی ناخواسته مدارس، روشن و مثبت شود.»
او با این مقدمه، برایمان از حدود یک دهه ارتباط تنگاتنگ خود با هستههای پژوهشی دانشگاههای مختلف میگوید؛ همچنین از معاشرت دائمی با دانشجویان نخبهای که راهاندازی و اداره شرکتهای دانشبنیان، دغدغه اول و آخرشان بود؛ «با استارتاپهای دانشجویی زیادی همکاری کردم و هرچه گذشت، مطمئنتر شدم که برای موفقیت این هستههای علمی، کمبودهایی وجود دارد و جاهایی از کار میلنگد. مثلا اینکه دانشجویان ما درکی از فضای بازار کار واقعی ندارند و در مدیریت استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان، همچنین تبدیل علم به ثروت، دچار چالش هستند.»
بدون دودوتا چهارتا
وجود کاستیهایی جدی در نظام آموزشوپرورش، دغدغهای بود که به چشم پاسبان میآمد و دربارهاش اینطور میگوید: از حدود ۵سال پیش تصمیم گرفتم سمتوسوی فعالیتهایم را از دانشگاه به مدارس، تغییر بدهم. باوجود موقعیت خوبی که در دانشگاه داشتم و تجربههایی مثل مدیریت، مشاوره، مسئول واحد تحقیق و توسعه (R&D) و مسئول آزمایشگاه مجموعههای مختلف، همه را گذاشتم کنار و از سه سال پیش، همکاری رسمیام را با آموزشوپرورش شروع کردم.
دانشجویان ما درکی از فضای بازار کار واقعی ندارند و در مدیریت استارتاپها و تبدیل علم به ثروت دچار چالش هستند
«آقا اجازه سلام!» پسربچههایی که با کیف و کتاب زیر بغل، یکییکی از راه میرسند و با دبیرشان، حال و احوال میکنند، میان گفتوگویمان، وقفههایی کوتاه میاندازند. آنها از انگیزههای معلمی که به پیشنهاد خودش به این مسجد آمده است و برای دانشآموزان پسر مقطع اول متوسطه وقت میگذارد، چیز زیادی نمیدانند. بهطور مثال خبر ندارند که او برای تغییر رسته فعالیتش از دانشگاه به مدرسه، پیه حرف و حدیثهای زیادی را به تنش مالیده است.
تصمیم او هرچند با دودوتا چهارتای حسابگرانه، جور در نمیآید، برای خودش کاملا موجه و مستدل است و این را از جملاتی که لحظاتی بعد، با اطمینان بر زبان جاری میکند، میتوان فهمید.
او امیدوارانه به دانشآموزانش نگاهی میاندازد که آرام، رو به تخته سفید گوشه شبستان مسجد، روی قالیهای سبزرنگ نشستهاند و مشغول گپوگفت با یکدیگرند تا چنددقیقهای که به ساعت۱۵ مانده است، بگذرد و کلاس علوم، شروع شود.

جبران گذشته
سیدعلی مصباح، دانشآموز پایه هفتم مدرسه ایمان
از خانه ما در پنجتن۷۲ تا اینجا که پنجتن۵۴ است، دهپانزده دقیقه راه است. من هر هفته این راه را پیاده میآیم و برمیگردم برای اینکه از کلاس آقای پاسبان استفاده کنم. قبلا به مسجد قائمیه نیامده بودم و گذرم به این سمت نیفتاده بود اصلا. الان که میآیم، کمکم دارم با بچههای این محله هم رفیق میشوم. من از طریق شبکه شاد، باخبر شدم که قرار است آقای پاسبان بیاید اینجا درس بدهد.
مادرم من را به شرکت در کلاسهای حضوری آقای پاسبان تشویق کرد، وگرنه به خودم بود، شاید تنبلی میکردم و مثل الان، منظم نمیآمدم. از وقتی این کلاسها شروع شده است، حتی یک جلسه هم غیبت نداشتهام.
ترم اول، نمره علومم کم شد و مقصر خودم بودم که کم درس خوانده بودم. میخواهم در ترم دوم جبران کنم؛ مخصوصا اینکه فهمیدم آقا معلم بابت این کلاسهایی که در مسجد برگزار میکند برایمان، هیچ پولی نمیگیرد و فقط میخواهد ما درس را یاد بگیریم.
دانشآموز همیشهحاضر
الیاس رحیمیپور، دانشآموز کلاس هفتم مدرسه نیکخلق
هر هفته با آقای پاسبان، سه ساعت کلاس داریم توی این مسجد؛ یکساعتونیم علوم و یک ساعت زبان انگلیسی. من در همین کلاسها آقامعلم را شناختم و قبلا با ایشان آشنایی نداشتم. کلاس خوبی داریم؛ هم درس یاد میگیریم و هم پرانرژی میگذرد و گاهی با چیزهایی که برایمان تعریف میکنند، میخندیم. از خانه ما تا مسجد قائمیه یکربع پیاده راه است ولی همه کلاسها را منظم میآیم؛ چون ارزشش را دارد و از کلاس مجازی بهتر است. همین امروز در وکیلآباد اردو بودم؛ بهخاطر درسهایم اردویم را نیمه رها کردم و قبل از شروع کلاس خودم را رساندم. من جزو هیئت نوجوان این مسجد هستم و اینطوری خبردار شدهام که قرار است کلاس جبرانی برگزار بشود.
همه اینها را به دوستانم در مدرسه نیکخلق هم گفتم. درست است که خانههایشان تا این مسجد، دور است ولی به نظرم اگر درس برایشان مهم بود، میآمدند و شرکت میکردند. ترم قبل معدلم شد ۱۷.۸۶ و سعی میکنم این ترم، بهتر هم بشود. برای همین تا الان هیچ کدام از کلاسهای آقای پاسبان را از دست ندادهام.

لذت فهمیدن درس علوم
سیدمحمدطاها طالبی، دانشآموز پایه هشتم مدرسه ایمان
تخصص آقای پاسبان، درس علوم است، اما من امسال ایشان را با تدریس در کلاس درس تفکر شناختم. وقتی ایشان در گروه کلاس مجازیمان اعلام کردند که میخواهند در مسجد قائمیه، کلاس تقویتی درس علوم را حضوری برگزار کنند، خوشحال شدم؛ چون واقعا از کلاسهای مجازی با اینترنتی که مدام قطع و وصل میشود و... چیزی متوجه نمیشوم. مثلا همین درس ریاضی که قرار است فصل هفتم آن را همین روزها امتحان بدهیم؛ بهخاطر مجازیبودن کلاس، چیزی یاد نگرفتم و نمیدانم باید چهچیزی را امتحان بدهم. کلاس تقویتی آقای پاسبان باعث شد برای اولینبار پایم به مسجد قائمیه هم باز بشود.
آقا معلم بابت این کلاسهایی که در مسجد برگزار میکند برایمان، هیچ پولی نمیگیرد
از تدریس ایشان خیلی راضی هستم و از اینکه کلاس را رایگان برگزار میکنند، فهمیدم قصدشان رضای خداست. با خودم میگویمای کاش بقیه معلمها هم کلاس حضوری برگزار میکردند. آنقدر از تدریس آقامعلم خوشم آمده است که به چندتا از بچههای مدرسه هم پیشنهاد دادم حتما بیایند و شرکت کنند. آنها هم آمدند. واقعا ارزشش را دارد که حوصله کنم و دهدقیقه پیادهروی از پنجتن۵۵ تا مسجد قائمیه را آن هم ساعت ۳ بعداز ظهرانجام بدهم. چون وقتی کلاس یکونیمساعته علوم تمام میشود، مطمئنم که فهمیدهام ماجرای درس از چه قرار بوده است. معدل ترم قبل من ۱۸.۷۱ شد و امیدوارم این ترم، بهخاطر مجازیبودن کلاسها کمتر نشود.
فرصت طلایی
فرزانه نیکدل، مادر امیرحسین کشاورز، دانشآموز پایه هشتم مدرسه صالح
در یکی از کانالهای محلی، پستی را دیدم که خیلی خوشحالم کرد. انگار که خدا این فرصت را پیش پای پسر من گذاشته باشد. نوشته بود قرار است در مسجد قائمیه کلاس تقویتی برگزار بشود برای دانشآموزان متوسطه اول، بهصورت جهادی و رایگان. ازطرفی، با مجازیشدن کلاسها، دغدغه درسهای امیرحسین را داشتم، از طرف دیگر شوهرم یک کارگر ساده است و با داشتن چهارفرزند که سهتایشان دانش آموز هستند، برایمان مقدور نبود بچهها را بفرستیم به کلاس خصوصی.
این را هم بگویم که وقتی شوهرم میرود سر کار، ما در خانه فقط یک گوشی هوشمند داریم و اینکه هر سهفرزندم بتوانند در کلاسهای مجازیشان شرکت کنند، واقعا معضلی بود برای خودش. حالا خاطرم لااقل از دو تا درس اصلی امیرحسین، یعنی زبان انگلیسی و علوم، جمع است. سهشنبهها با اتوبوس یا پیاده، میرود مسجد و سر کلاس، درسش را یاد میگیرد و برمیگردد.
آنقدر از آقای پاسبان و تدریسش خوشش آمده است که فقط همان جلسه اول، پسرم را به رفتن تشویق کردیم. حالا خودش سر موقع در کلاس شرکت میکند، بدون اینکه من یا پدرش، چیزی به او بگوییم. فقط میتوانم بگویم خدا خیر بدهد به این معلم جهادی که از زندگی و وقتش میزند برای درس بچههای ما. همچنین ممنونم از دستاندرکاران مسجد قائمیه بهخاطر طرح خوبی که اجرا میکنند. کاش برای بقیه درسها هم کلاس حضوری برگزار شود. پسرم با معدل بالای ۱۹ و خوب درسخواندنش، جواب این زحمتها را خواهد داد.
فراتر از وظایف سازمانی
پاسبان که خودش ساکن بولوار شهید آوینی است، از دغدغهای میگوید که او را سر کلاس درس دانشآموزان متوسطه آورده است؛ برای شبکردن روزهایم و گذراندن ساعتهای موظفیام به آموزشوپرورش نیامدم. برگزاری کلاسهای جهادی هم با این نیت نبود. تغییر ریل دادم و به این وادی وارد شدم تا فرد مؤثری باشم و سهمی داشته باشم در رفع آسیبهایی که بین دانشآموختههای دانشگاه میدیدم. چه جایی بهتر از متوسطه اول که هنوز شخصیت بچهها، مثل گِل خام است؛ منعطف و شکلپذیر. تأثیرپذیری از محیط و معلم در این سن و سال، حداکثر است و من با یکدهم انرژی که برای دانشجوها میگذاشتم، میتوانم اینجا تأثیرگذاری بیشتری داشته باشم.
او که سوای تدریس در یکی از مدارس تیزهوشان شهر واقع در محلهای برخوردار، تدریس در یکی از مدارس دولتی محله التیمور را هم انتخاب کرده است، میگوید: با مسجد قائمیه که نزدیک دبیرستان ایمان بود، ارتباط گرفتم و درخواست برگزاری کلاس حضوری دادم؛ چون خانه دانشآموزانم همین حوالی است و نمیخواستم رنج مسافت طولانی را متحمل شوند.
او ادامه میدهد: آموزش مجازی، به فرض اینکه دانشآموز ایرانی یا اتباع، بخواهد و بتواند در همه جلسات آن شرکت کند، بههیچ عنوان کافی نیست. درمجموع، حدود ۴۵دانشآموز از مدارس مختلف در کلاسهای تقویتی که از چند هفته پیش اینجا برگزار میشود، شرکت میکنند.
راستش انتظارم استقبالی بهمراتب بیشاز اینها بود و به نظرم اگر خانوادهها اهتمام بیشتری برای ترغیب بچههایشان داشتند، دانشآموزان بیشتری از این فرصت استفاده میکردند. اما حتی اگر بهجای این تعداد، فقط یکنفر هم شرکت کند، باز هم میآیم و درسم را میدهم. چون این کار را در این موقعیت وظیفهام میدانم؛ فراتر از الزامهای سازمانی.
* این گزارش یکشنبه ۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۰ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.