نخستین آگهی فروش کتاب در مشهد سال ۱۲۸۸ منتشر شد
جواد نوائیان رودسری| پنج سال پیش و ضمن مطالعه بر روی بایگانی روزنامه خراسان عصر مشروطیت، به یک آگهی خاص دست پیدا کردم؛ آگهی فروش کتاب که توسط «نوروزعلی کتابفروش»، در روزنامه مورخ ۳۰ فروردین ۱۲۸۸ خورشیدی منتشر شدهبود.
مدتی بعد معلوم شد که این شخص، در واقع مؤسس انتشارات قدیمی «زوار» است و نوادگان او امروزه مدیریت این مؤسسه انتشاراتی شناخته شده را برعهده دارند. در آن زمان و با توجه به مدارک موجود و البته اظهارات آقای مصطفی زوار، نواده «نوروزعلی کتابفروش»، به این نتیجه رسیدم که این کتابفروش قدیمی، همزمان با آغاز دوره مشروطیت وارد شهر مشهد شده و یکی از حجرههای صحن عتیق حرم رضوی را برای کارش اجاره کردهاست. هیچکدام از افراد خاندان زوار و نیز دوستانی که در این زمینه مطالعه داشتند، به معارضه با این دیدگاه برنخواستند.
با این حال، از آنجا که تاریخ را شواهد میسازند و نه حقایق، هر زمان این احتمال وجود دارد که دیدگاه پیشین نقض شود و نظر جدیدی، مبتنی بر شواهد تازه، جای آن را بگیرد. حکایت کتابفروشی «نوروزعلی کتابفروش» نیز، چنین سرنوشتی پیدا کرد. بهتازگی و ضمن مرور و بررسی بایگانی روزنامه «ادب»، به مدیریت ادیبالممالک فراهانی (قدیمیترین جریده انتشار یافته در شهر مشهد) به شواهدی از حضور نوروزعلی کتابفروش، مدتها پیش از سال ۱۲۸۸ خورشیدی دست یافتم.
این شواهد که در ادامه به بررسی آنها خواهم پرداخت، نشان میدهد که حضور این کتابفروش قدیمی در شهر ما، دستکم به یک دهه قبل از آگهی مربوط به روزنامه خراسان دوره مشروطه باز میگردد و به همین دلیل، آنچه توسط خانواده آن مرحوم و راقم این سطور، براساس آگهی جدیدتر به رشته تحریر درآمده به بازنگری اساسی نیاز دارد. مفاد کشف شده در این زمینه و مندرج در گزارش پیشروی شما، برای نخستینبار است که منتشر میشود.
*نکته: اطلاعات این گزارش برای اولین بار است که منتشر میشود.
مروری بر متن آگهی و گزارش «ادب» درباره «نوروزعلی کتابفروش»
آگهی مورخ ۲۵ دیماه ۱۲۸۰ خورشیدی: «اعلان/ کلامالله مجید عکس خط آقامیرزا زینالعابدین خوشنویس شیرازی که هر دو صفحه از آن مشتمل بر یک جزء است و میتوان گفت بدون مبالغه و اغراق تا به امروز قرآنی که از حیث کاغذ و خط و جدول و جلد و محفظه (قاب) و خوانائی و بیغلطی و اعراب و سجاوندی و سبکی وزن و زیبایی طراز دارای این همه امتیاز باشد به طبع نرسیدهاست.
این کلامالله در جعبهای ظریفِ بسیار قشنگی است که درب آن محکم است و در سفر و حضر به واسطه قاب تازه و نو مینماید. عجبتر اینکه در پهلوی این قرآن []قرآن دیگری است به نهایت ظریف و کوچک [که]او نیز عکس همین کلامالله است و هر ورقش محتوی جزئی از مصحف شریف ولی، چون از کثرت ریزکی خط با چشم غیرمسلح خوانده نمیشود برای تسهیل قرائت ذرهبین بسیار خوبی در میان جعبه گذاشتهاند. هر کس طالب هدیه آن باشد به دکان مشهدی نوروزعلی کتابفروش طهرانی درب مسجد گوهرشاد که در میان بازار است رجوع نماید.
اعلان دیگر/ دیوان قصائد و غزلیات ادیب گرانمایه و شاعر بلندپایه سیدالکرام آقاسید تقی کاشانی ملقب به عندلیب که در دارالسعاده اسلامبول با حروف سربی و کاغذ بسیار خوب و جلد ظریف به طبع رسیده است، ایضاً در دکان مشهدی نوروزعلی به فروش میرسد و قیمت آن جلدی شش قران [است]الحق میتوان گفت که مشتری کتاب مزبور خریطهای (کیسه چرمی) از گوهر تابناک را با مشتی خاک خریده و گنجی شایگان را به نقدی رایگان فرادست آوردهاست.»
گزارش مورخ ۲ بهمنماه ۱۲۸۰ خورشیدی: «اعلان/ وکالت اداره [روزنامه]ادب در مشهد مقدس با زبدةالتجار آقا مشهدی نوروزعلی تاجر کتابفروش طهرانی است. هر کس کاری راجع به اداره داشته باشد یا روزنامه بخواهد درب مسجد گوهرشاد که در میان بازار است به دکان کتابفروشی مشارالیه مراجعه کند.»
درباره نوروزعلی کتابفروش طهرانی
آقا نوروزعلی کتابفروش، در کنار افرادی مانند «آقامیرزامحمد مقدس کتابفروش» در زمره قدیمیترین کتابفروشهای معتبر شهر مشهد هستند که به اعتبار روزنامه «ادب»، نام آنها را میشناسیم. نخستین آگهی فروش کتاب در روزنامه ادب که باید آن را نخستین آگهی فروش کتاب در تاریخ مشهد هم بدانیم، به «میرزامحمد کتابفروش» تعلق دارد که طبق مندرجات «اعلان» روزنامه ادب، مورخ ۱۷ تیرماه ۱۲۸۱ خورشیدی (سوم ربیعالثانی ۱۳۲۰ قمری) در صحن عتیق حجرهای برای فروش کتاب اجاره کردهبود. به احتمال زیاد، آقا نوروزعلی طهرانی، بعدها با تأسی به میرزامحمد حجرهای در صحن عتیق اجاره کرد و در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در این حجره مشغول کاسبی بود.
نخستین آگهی فروش کتاب در روزنامه ادب به «میرزامحمد کتابفروش» تعلق دارد
درباره آقانوروزعلی، اطلاعاتمان کمی بیشتر است. آقای مصطفی زوار، نواده آقا نوروزعلی در گفتوگو با نگارنده این سطور، میگفت که وی در تهران و در بازار «بینالحرمین» که امروزه مرکز بزرگ فروش لوازمتحریر و کاغذ محسوب میشود، مغازه کتابفروشی داشتهاست.
درباره زمان فعالیت آقانوروزعلی در بازار بینالحرمین تردید داریم. ممکن است او بعدها، از مشهد به تهران بازگشته و کتابفروشی جدیدش را در این مکان تأسیس کردهباشد.
اما قدر مسلم این است که نوروزعلی کتابفروش تهرانی، از فعالان بسیار علاقهمند به حوزه چاپ و نشر در دوران خودش محسوب میشد. فعالیتهای وی تنها به چاپ کتاب محدود نبود و در حوزه مطبوعات هم، دستی بر آتش داشت؛ او در بهمن ۱۲۸۰ خورشیدی، نمایندگی فروش و جذب آگهی روزنامه «ادب» را در مشهد به دست آورد و تا جایی که میدانیم، نخستین نمایندگی از نوع خود در تاریخ این شهر محسوب میشود.
طبق گزارش آگهی فروش کتاب، حُجره آقانوروزعلی کتابفروش تهرانی، ظاهرا ابتدا در حاشیه بازار مشهد و در جوار مسجد گوهرشاد، در حدود تقریبی ورودی مدرسه پریزاد امروزی قرار داشت. وی بعدها و احتمالا پس از پیروزی نهضت مشروطیت، حجره خود را به داخل حرم رضوی و صحن عتیق منتقل کرد که آگهی مربوط به فروش کتاب آن، در روزنامه خراسان دوره مشروطه منتشر شدهاست.

۳ نکته درباره آگهی و گزارش روزنامه «ادب»
آگهی مورد مطالعه، نخستین آگهی فروش کتاب در روزنامه ادب نیست؛ در همان شماره ۲۵ دیماه ۱۲۸۰ خورشیدی، چند صفحه قبل از آگهی قرآن و کتاب قصائد عندلیب، آگهی فروش کتاب «تاریخ امیرعبدالرحمنخان» درج شده که مربوط به کتابفروشی میرزامحمد مقدس کتابفروش است و از نظر تقدم فضای درج آگهی، باید آن را نخستین آگهی فروش کتاب در تاریخ جراید خراسان بدانیم. از محتوای این آگهی و گزارش، میتوان موارد زیر را به عنوان نکات قابل توجه احصا کرد:
انتشار و تولید محصولات خاص فرهنگی: انتشار قرآنی با ویژگیهای مندرج در آگهی، همراه با ذرهبین مخصوص، ابتکاری ویژه در صنعت نشر آن دوره بودهاست و نشان میدهد چنین تولیداتی مربوط به دوران ما و نیم قرن اخیر نیست و البته، طرفداران خاص خودش را در همان زمان هم داشتهاست.
به نظر میرسد که باید در این دوره، کتابهای معتبر دیگر، از قبیل کتابهای ادبی هم، با همین شیوه طبع و منتشر شدهباشد. اشاره به جنس کاغذ و نوع طبع، نشاندهنده تنوع در فضای حوزه نشر در دوره مظفرالدینشاه قاجار و حدود پنج سال پیش از پیروزی نهضت مشروطه است.
کتابفروشیها بخشی از روند توسعه تفکر: چنین به نظر میرسد که در آن دوره، کتابفروشی فقط یک بنگاه صرفا اقتصادی نبود. میدانیم که در این دوره فعالیتهای مطبوعاتی روشنفکران و اهلفضل توسعه یافت و هر چند در لفافه، نیازهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران برای پیشرفت و برون رفت از شرایط عصر استبداد مطرح شد.
اینکه ادیبالممالک فراهانی به عنوان یکی از اعضای حلقه روشنفکری و نیز ادبای بزرگ دوره قاجار، به یک کتابفروشی با عنوان نماینده جریده خود اعتماد میکند، نشان میدهد که در آن زمان، کتابفروشان بخشی از بدنه این جریان در جامعه ایران بودند. موضوعی که البته در ادوار بعدی هم تداوم داشت و کتابفروشان را در ردیف قشر فرهیخته جامعه قرار میداد؛ هر چند که متأسفانه، امروزه کمتر میتوان کتابفروشی با چنین ویژگی و مختصاتی یافت. نکته جالب اینجاست که افرادی مانند آقانوروزعلی کتابفروش تهرانی، اهتمام زیادی برای حمایت از این جریان هم داشتند.
شواهد تاریخی دوره مشروطه در مشهد نشان میدهد که وی با هدف حمایت مالی از جریان مشروطهخواه و طرفدار ترقی، به درج آگهی در روزنامه خراسان آن دوره پرداخت و از این طریق میکوشید تا زمینه را برای توسعه فعالیتهای مطبوعاتی فراهم کند. بعید نیست که هشت سال قبل از این تاریخ نیز، در جریان انتشار آگهی فروش کتاب در روزنامه ادب، چنین نگاهی وجود داشتهاست.
ادبیات آگهی: نوع نوشتار متن آگهی از هر جهت ادیبانه و فاخر به نظر میرسد؛ به گونهای که شاید در جراید بعدی مشهد، کمتر بتوان مانند آن را یافت. این جملات را دوباره مرور کنید: «الحق میتوان گفت که مشتری کتاب مزبور خریطهای (کیسه چرمی) از گوهر تابناک را با مشتی خاک خریده و گنجی شایگان را به نقدی رایگان فرادست آوردهاست»؛ پیداست که به احتمال زیاد، چنین متن فاخری حاصل قلم ادیبالممالک و یا معاون وی، میرزاصادق تبریزی (که بعدها هفتهنامه خورشید را در مشهد منتشر کرد) بودهاست.
* این گزارش سهشنبه ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۴۶ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.