کارتنخوابها بلای جان اهالی محله زرکش شدهاند
«درد، در بندبند وجودم میپیچد و پیش میرود! استخوانهایم تیر میکشد، درد، مغز استخوانهایم را میسوزاند. گوش، چشم، زبان، دست و پایم به فرمان من نیستند، انگار کسی با پنجههای آهنین، موهایم را یک به یک میکشد و پوست سرم را خراش میدهد! کاش به جای دو دست، بیست دست داشتم و با آنها، جایجای بدن درد آلودم را میفشردم و مالش میدادم!
حس میکنم ضربان قلبم، در سکوتی مرگبار خاموش میشود. خدایا، هیچکس با من نیست. هیچ کس مرا نمیخواهد، هیچکس انتظارم را نمیکشد، آیا سزاوار این درد و تنهایی بودم؟ اعتیاد اینها را به من بخشیده است...»
اعتیاد بیتردید یکی از بزرگترین معضلات در عصر حاضر است. شاید در طول تاریخ، بشر تا به این اندازه خود را در برابر چنین تهدیدی، عاجز و ناتوان نیافته، اما بهراستی ریشههای این درد خانمانسوز چیست و برای فرار از آن باید به کجا پناه برد؟ دراین شماره شهرآرامحله به محدوده جاده قدیم و محله زرکش مشهد رفتتهایم تا پاسخی برای این سوالات پیدا کنیم.
چند دقیقه دیر میشود، تمام اجزای بدنم آتش میگیرد!
۲۶ سال دارد و ۱۱ سال است در دام مواد مخدر شیمیایی گرفتار شده است. او در حالی از اعتیاد بهعنوان معضل یاد میکند که خود گرفتار آن بوده و نمیتواند آن را ترک کند و درعنفوان جوانی کارتنخواب شده و داشتن زندگی سالم جز رویایی برای او نیست. حاصل گفتوگو با او شاید بتواند درسی باشد برای دیگرانی که در آستانه سقوط قرار دارند...
-چه چیزی مصرف میکنی؟
شیشه
-چندسال است؟
۱۱
-چرا ترک نمیکنی؟
گفتنش راحت است، اما شیشه ترک کردن ندارد. چند دقیقه دیر میشود تمام اجزای بدنم آتش میگیرد؛ فکر ترک را هم نمیکنم.
-تا حالا امتحان کردی؟
بله تا به حال بارها ترک کردم، اما هر بار دوباره برگشتم و روز از نو، روزی از نو...
-یعنی تا آخر میخواهی معتاد باشی؟
آخر... بچهها میگویند با این وضعی که دارم، زیاد دوام نمیآورم...
-فکر میکنی علت اعتیادت چیست؟
از وقتی چشم باز کردم پدر و مادرم پای منقل و دود بودند. من با این تصاویر در خانه بزرگ شدم و در ۱۵ سالگی معتاد شدم.
-شغلت چه بود؟
کارگر بودم.
-در کدام محله زندگی میکردی؟
خانه مان جاده قدیم است. البته حالا خانه ما نیست، پدرم دود کرد و برد هوا.
-آیا در محل زندگیات دوستی هم داشتی؟
بله تا دو، سه سال پیش دوستان زیادی داشتم که باهم در خانهمان جمع میشدیم و دود میکردیم. اما حالا که کارتنخواب شدم فقط با چند نفر ضایعاتی دوست هستم.
-خانوادهات از تو با خبرند؟
خانوادهای ندارم. پدرم که در حبس است و مادرم هم که پارسال توی دربهدری مرد. فقط یک خواهر دارم که شوهر کرده و اصلا از او خبری ندارم.
-اگر معتاد نبودی، چه میکردی؟
کار میکردم، زن میگرفتم. حتما اگر معتاد نبودم برای خودم برو بیایی داشتم.
-چه کسی میتواند به تو کمک کند؟
کسی نمیتواند به من کمک کند، اما آن جوانها و نوجوانهایی که در محلههایی مثل جاده قدیم هستند خیلی در معرض اعتیادند. یک جوری باید به داد آنها رسید و سرشان را گرم کرد وگرنه آنها هم مثل برادرهای بزرگشان و خیلیهای دیگر روزگاری مثل من پیدا میکنند.
مهاجرتهای بیرویه، بستری مناسب برای رشد اعتیاد
یک روانشناس میگوید؛ موادمخدر تسکینی برای درد تعارضات فرهنگی است. اعتیاد؛ چرا و چگونه؟ این شاید خلاصه همه آن چیزی باشد که سالهاست اندیشمندان در پی پاسخ به آن برای رهایی بشر از درد اعتیاد بودهاند. اینکه چرا فرد اسیر دام مواد مخدر شده و چگونه میتوان از این دام آزاد شد.
یک کارشناس ارشد روانشناسی بالینی درباره چرایی شکلگیری معضلاتی اجتماعی، چون اعتیاد، میگوید: مهاجرت و حاشیهنشینی از عوامل اصلی ایجاد معضلات اجتماعی بهویژه اعتیاد است. زهرا باعدی اضافه میکند: وجود تغییرات گسترده در زندگیهای روستایی و تمایل زوجهای جوان به این تغییرات، موجب ایجاد پدیده مهاجرت به شهر شده و مناطق حاشیهای شهرهای بزرگی، چون مشهد بدین ترتیب شکل میگیرد.
تعارضات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از مهاجرت گاه به این صورت حاصل میشود
وی یادآور میشود: تعارضات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از مهاجراتهایی به این صورت حاصل میشود که گاه آنقدر غیرقابل تحمل است که ساکنان مجبورند آن را بهگونهای تسکین دهند. باعدی در بخشی دیگر از صحبتهایش از بیکاری به عنوان معضلی که در مناطق حاشیهای به وجود میآید، یاد کرده و میگوید: بیکاری و نیاموختن مهارت، افراد را به سوی فروش مواد به عنوان شغلی پردرآمد سوق میدهد و به این صورت است که اعتیاد روبه گسترش میرود.
وی در حالی جلوگیری از حاشیهنشینی را بهعنوان راهحلی مناسب برای مهار معضل اعتیاد عنوان میکند که از عدم حضور نهادهای اجتماعی و ایجاد مراکز فرهنگی و تفریحی و... در روستاهای اطراف مشهد گلایه کرده و میگوید: اگر افراد در روستا خدمات بهتری دریافت کنند و چند نهاد دست به دست هم داده و برنامهای جهت ازدواجهای موفق در روستاها پایهریزی کنند از مهاجرت جلوگیری به عمل آمده در نتیجه حاشیهنشینی و معضلات اجتماعی ناشی از آن خصوصا اعتیاد بسیار کمرنگ خواهد شد. وی همچنین از سرمایهگذاری فرهنگی در مناطق حاشیهای به عنوان عاملی که تا حدودی از معضلات پیش آمده برای نسلهای بعدی پیشگیری کند یاد میکند.
سفیران سلامت؛ نماد اتحاد محله برای شکست غول اعتیاد
مرکز پیشگیری از اعتیاد فرامهر دو سال است در کال زرکش امیرآباد مشغول فعالیت شده است. این مرکز که با هدف اثرگذاری بر نوجوانان و جوانان منطقه در راستای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و با تاکید بر حل مسئله اعتیاد کار خود را آغاز کرده، در سه حوزه وسیع به فعالیت خود ادامه میدهد.
برنامههای روانشناختی، ورزشی و تربیتبدنی، مهارتی و مهارتآموزی سه حوزه فعالیت این مرکز را شامل میشود. اما نکتهای که باعث شده این مرکز پیشگری از اعتیاد از حالت رسمی خارج شده و در جایجای محله و حتی خانههای اهالی ورود پیدا کند، استفاده از ظرفیتهای مردمی در محله است.
همچنین نگاه اجتماعمحور این مرکز باعث شده گروههایی محلی تشکیل شده و فعالیتهای میدانی توسط آنها ایجاد شود. ایجاد کلاسهای آموزشی مورد نیاز مردم محله، چون کارگاههای عروسکسازی، خیاطی و... درحالی در این مرکز تشکیل میشود که توسط نیروهای بومی راهاندازی شده و حتی مربی آن نیز از بیرون از این محله نیست.
شبکه اجتماعی «سفیران سلامت» یکی از برنامههای وسیع مرکز است؛ یک شبکه ارتباطی جدید غیر از آنچه در این محله حاشیهای وجود داشت، اکنون بین اهالی ترویج پیدا کرده است. در این شبکه بهصورت شبکه ارتباطی درختی است و افراد با یک سرگروه در ارتباط بوده و بدین ترتیب بسیاری از معضلات ارتباطی بین اهالی از بین میرود.
مدیریت مرکز پیشگیری از اعتیاد فرامهر در حال حاضر با سیدهآمنه فروتن بوده و «فرامرز فراشاه» نیز مجوز تاسیس این مرکز را گرفته و موارد اجرایی مرکز را پیگیری میکند. فراشاه تاثیر ایجاد مرکز پیشگیری از اعتیاد فرامهر را از دوسال گذشته تاکنون مطلوب توصیف کرده و در این رابطه میگوید: در زمان آغاز به کار این مرکز، مردم حاضر به پذیرش ما نبودند، اما حالا ما به عنوان معتمدان محل حتی در اختلافات خانوادگی نیز از سوی آنها برای رفع کدورت دعوت میشویم.
او که معتقد است مرکز فرامهر توانسته اعتماد عمومی در محله را جلب کند، ادامه میدهد: موارد زیادی از بزهکاری بوده که با حضور در مرکز رفع شده و این انگیزهای است که با وجود مشکلات مالی فراوان به ادامه کار مرکز منجر میشود. فراشاه حمایتهای نهادها و سازمانهای مختلف از این مرکز را ضعیف میداند، اما از سازمان بهزیستی و شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر بهعنوان دو نهادی که تا حدودی حمایت میکنند، یاد میکند.
حراج شیشه و کریستال درسرایی که بلور است
گزارش میدانی شهرآرامحله از محلهای که اعتیاد مهمترین معضل اجتماعی آن است: میترسم و حق دارم که بترسم. بعد از ساعتی سرگردانی در کوچه پس کوچههای شلوغ و پریشان به جایی میرسم که جمعیت سرگردانش مرا میبلعد.
میگویند اینجا شیشه و کریستال بیشترین خریدار را دارد و مشتریهایی که پر و پا قرص، هر روز ۱۰ هزار تومان پول کارگریشان و یا برخی پولی را که از فروش جهیزیه همسرشان به دست آوردهاند به باد فنا میدهند. اینجا خیلیها حلقآویز شیشه و کریستالاند؛ برخی میفروشند و برخی میخرند، اما جوانها بیش از هر قشر دیگر در این محله جوانی خود را به حراج مواد مخدر گذاشتهاند.
شیشه، قد رعنای پسرم را خورده، بدنش را از درون جویده، به طوری اگر دستش یک ذره زخم شود، خونش بند نمیآید
مرد لاغراندامی کنار کوچه ایستاده و در حالیکه دستانش را در جیب کاپشن بادیاش فرو کرده هر از گاهی تخمه سیاهی شکسته و پوستش را از میان لبهایش روی زمین پرتاب میکند. او این طرف و آنطرف پرسه میزند و چند دقیقهای بیشتر طول نمیکشد که جوانی کوتاهقد مقابلش ظاهر میشود. بعد، دست راست مرد لاغر اندام با دست چپ جوان گره میخورد؛ چند ثانیهای بیشتر طول نمیکشد که از هم جدا میشوند. اما مرد قدبلند هنوز در کوچه حضور دارد و همچنان پرسه میزند... شاید تا طعمه بعدی از راه برسد.
یکی از اهالی ساکن در این منطقه، جوان ۲۶ سالهاش پنج سال است که معتاد شده؛ او درحالی که گوشه حیاط خانه زیر آفتاب کمرمق پاییزی نشسته، در حالتی خمارآلود با چند کبوتر که در قفس گوشه حیاط قرار دارد، بازی میکند. زن که بغض گلویش را میفشارد، میگوید: «پسرم پنج سال است شیشه میکشد.»
او میگوید: «تا ۵ سال پیش سالم بود و تنها تفریحش فوتبال؛ هر روز هم سر کار میرفت.» پسر جوان در حالی که پوست بدنش، چون کافور سفید شده، از جا بلند شده و تلوتلو خوران به سمت ما میآید. زن در هم که به یاد روزهای سلامت او افتاده میگرید و میگوید: «شیشه، قد رعنای پسرم را خورده، بدنش را از درون جویده، به طوری اگر دستش یک ذره زخم شود، خونش بند نمیآید...» حرفهای این مادر داغدیده مثل زنگ توی گوشم میماند تا اینکه سراغ مردی میروم که کاسب محله است و سیگار، پرطرفدارترین کالای او.
از معضلات پیشروی محله و مشکلات موجود که میپرسم، میگوید: «اعتیاد در این محله امان همه را بریده.» او که عاملان فروش مواد مخدر به صورت علنی در محل را عامل مهم گسترش آن میداند، ادامه میدهد: اینجا خیلی عادی موادمخدر رد و بدل میشود و هیچکس هم جلوی آنها را نمیگیرد. او که در این رابطه از حضور کمرنگ نیروی انتظامی گلایهمند است، اضافه میکند: در این محله تنها یک کلانتری وجود دارد و نیروی انتظامی با وجود اطلاع از اوضاع، تاکنون اقدام موثری انجام نداده است.
یکی دیگر از ساکنان محل هم میگوید: «حضور علنی موادفروشان و معتادان در این محله گاه موجب دعواهای شدید و خونریزی هم میشود.» او که عنوان میکند؛ مدتها پیش دعوای منجر به قتل هم دراینجا اتفاق افتاده، از پلیس میخواهد بیشتر این منطقه را مورد توجه قرار دهند.
وقتی با مردمی که اعتیاد بخش بزرگی از زندگیشان را تشکیل میدهد از این اتفاق خانمانسوز صحبت میکنم، میگویند نیروی انتظامی برخورد نمیکند، امکانات تفریحی نداریم، پارک نداریم و...، اما هیچ یک از آنها به این نکته اشاره نمیکنند که زمانی هر کدام از آنها یک به یک شبانه و شاید با خرسندی، خانههایشان را ساختند و در آن ساکن شدند، چقدر به فکر آبادی محله خود بودند؟
دام اعتیاد در شبکه ارتباطی حاشیهنشینی پهن میشود!
به عقیده یک جامعهشناس، فقر و نبود سرمایههای فرهنگیاجتماعی در حاشیه شهر مشهد از عوامل گسترش اعتیاد است. بیتردید معضل اعتیاد، دارای ریشههای عمیق اجتماعی است. برای کنکاش پیرامون ریشههای این معضل شهرآرامحله با یک جامعهشناس به گفتوگو نشسته است.
استادیار پژوهش جهاد دانشگاهی مشهد در رابطه با چرایی گسترش روزافزون معضل اعتیاد، این بحران را به حاشیهنشینی ارتباط داده و عنوان میکند: در مناطق حاشیهای شبکههای اجتماعی به وجود میآید که این افراد با هم در شرایط یکسان قرار داشته و ارتباطی هم سو با هم برقرار میکنند.
مژگان عظمیی اضافه میکند: ورود افراد مهاجر و ایجاد حاشیهنشینی و ایجاد شبکه ارتباطی گسترده بین آنها باعث شده ناهنجاریها در جامعه نیز به صورت مشترک پدید بیاید. وی که علت مهم گسترش اعتیاد در حاشیه شهر را بر همین شبکه ارتباطی استوار میداند، یادآور میشود: گاه این ارتباطات بسیار نزدیک بوده و شرایط برای اعتیاد بیش از پیش فراهم میشود. او علاوه بر شبکه ارتباطی گسترده در بین افراد حاشیه نشین، فقر و عدم انباشت سرمایههای اجتماعی و فرهنگی در این مناطق را نیز عاملی در جهت گسترش اعتیاد عنوان میکند.
این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۲ چاپ شده است.

