کد خبر: ۱۴۷۲۸
۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
۲ دانش‌آموز حسین آقا با یک مداد درس می‌خواندند!

۲ دانش‌آموز حسین آقا با یک مداد درس می‌خواندند!

حسین علی قلی‌زاده معلم محله دروی می‌گوید: در روستا که خدمت می‌کردم تعداد دانش‌آموزان کم بود و از درآمد شخصی‌ام می‌توانستم نیازهایشان را برطرف کنم، اما با منتقل شدن به مشهد، کمک‌رسانی به دانش‌آموزان را با کمک عده‌ای خیر ادامه دادم.

«روزی را که کاپشنی از شهر برای یکی از دانش‌آموزانم خریدم و به روستای محل خدمتم بردم را هرگز فراموش نمی‌کنم. آن دانش‌آموز از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید و تا دم در حیاط مدرسه دنبالم آمد و گفت می‌خواهد چیزی دم گوشم بگوید، وقتی نزدیکش نشستم، خیلی آهسته گفت: آقا معلم دوستتان دارم. آن خجالت و حیا و برق خوشحالی که در چشمان آن دانش‌آموز دیدم، برایم تکرار نشدنی است»

اینها را حسین علی قلی‌زاده، مدیر دبستان شهید منظور المهدی که در رسالت ۵۵ و محله دروی مشهد واقع شده می‌گوید. تاکید می‌کند که سال‌هاست از آن روز‌ها می‌گذرد، اما این خاطره آنقدر پررنگ است که انگار همین دیروز برایش اتفاق افتاده و البته این خاطره، انگیزه‌ای می‌شود برای شروع کاری بزرگ که سال‌ها بعد نیز ادامه پیدا می‌کند. تلاش‌های دلسوزانه و پدرانه‌ای انجام می‌دهد که دل دانش آموزانش را شاد کند.

 

از سال ۷۰ کار تدریس را آغاز کردم

او می‌گوید: از سال ۶۸ وارد تربیت معلم شدم و از سال ۷۰ کار تدریس را آغاز کردم. در آن سال‌ها در یکی از روستا‌های خراسان شمالی خدمت می‌کردم. آنجا تعداد دانش‌آموزان کم بود و از درآمد شخصی‌ام می‌توانستم نیازهایشان را برطرف کنم، اما با منتقل شدن به مشهد، کمک‌رسانی به دانش‌آموزان را با کمک عده‌ای خیر ادامه دادم. قلی‌زاده برای شناسایی دانش‌آموزانی که نیاز به کمک دارند.

شیوه خاص خودش را دارد. در این خصوص توضیح می‌دهد: هنگام ثبت‌نام دانش‌آموزان، فرمی را به اولیای آنها می‌دهیم و براساس آن، دانش‌آموزان را در ۳ سطح، یتیم از پدر و مادر و یا یتیم از پدر، سطح دوم، دانش‌آموزانی که والدینشان زندانی و یا فرزندان طلاق هستند و دسته سوم، بدسرپرست و یا بدون سرپرست موثر تقسیم می‌کنیم و در طول سال، حتی در تابستان‌ها هم کمک‌های مالی و غیر مالی را به خانواده‌های این دانش‌آموزان انجام می‌دهیم.

۲ دانش‌آموز داشتم که باهم برادر بودند. یکی کلاس اول و دیگری کلاس سوم. این دو با یک مداد به مدرسه آمده بودند!

او بار دیگر یکی از دانش‌آموزانش را به یاد می‌آورد و می‌گوید: ۲ دانش‌آموز داشتم که باهم برادر بودند. یکی کلاس اول و دیگری کلاس سوم. دانش‌آموزم سرکلاس بی‌قرار بود و مدام به هوای آب خوردن و یا استفاده از سرویس بهداشتی، اجازه خروج از کلاس را می‌خواست. یک روز در زنگ تفریح متوجه شدم که برادرش هم با همین عناوین از کلاس خارج می‌شود وقتی پیگیری کردم، متوجه شدم این دو برادر یک مداد کوچک دارند که به صورت مشترک از آن استفاده می‌کنند و، چون خانواده آبروداری هستند، نمی‌خواهند کسی از وضعیت زندگی آنها باخبر شود. بعد‌ها و با کمک سایر همکاران سعی کردیم تا حدی که مقدور بود به آنها کمک کنیم.

 

خیرانی که دوست ندارند شناخته شوند

قلی‌زاده می‌گوید: برخی از دانش‌آموزان استعداد‌های خوبی برای ادامه تحصیل دارند، اما به دلیل مشکلات خانوادگی و مالی، از تحصیل محروم می‌شوند، در این میان، برخی از خیران که توسط فردی رابط با ما در ارتباط هستند، هزینه‌های تحصیلی دانش‌آموزی را متقبل می‌شوند و هر ماه به حسابی که توسط خود دانش‌آموز افتتاح می‌شود، پول واریز می‌کنند. اما دانش‌آموز هیچ‌گاه فردی را که حمایش می‌کند را نمی‌شناسد و البته من هم آنها را نمی‌شناسم. او در بخشی از صحبت‌هایش به کمبود‌هایی که مدرسه تحت مدیریتش دارد هم اشاره‌ای کرده و از شهرداری منطقه ۳ درخواست می‌کند به آسفالت مدرسه توجه کند.

می‌گوید:آسفالت مدرسه ما نیاز به ترمیم دارد. بچه‌ها هنگام بازی در حیاط مدرسه زخمی می‌شوند و این امر بار‌ها سبب مصدومیت آنها شده. در این زمینه، شهرداری قول‌هایی مبنی بر همکاری داده که امیدواریم زودتر به نتیجه برسد. همچنین هر مدرسه‌ای نیاز به کتابخانه دارد.

داشتن کتابخانه یکی از اولویت‌های هر مدرسه است که ما از داشتن آن محروم هستیم و امیدواریم بتوانیم این مهم را در مدرسه دایر کنیم. با وجود کمبود امکانات این را می‌توانم با جرات بگویم آزمایشگاه مدرسه ما جز بهترین‌ها در سطح مشهد است، در سال‌های اخیر ۳ دانش‌آموز از مدرسه‌مان در آزمون نمونه دولتی قبول شدند و در مسابقات ورزشی هم در سطح استان مقام آور بوده‌ایم.

استعداد‌های دانش‌آموزی زیادی داریم

قلی‌زاده ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه منطقه ما کم‌برخوردار است و دانش‌آموزان، امکانات لازم را ندارند ما روی باور‌ها و استعداد‌های دانش‌آموزان کار کردیم و به آنها گفتیم که هیچ چیزی کمتر از دانش‌آموزان مناطق برخوردار ندارند. مدیر مدرسه شهید منظور المهدی توضیح می‌دهد: مدرسه‌هایی که بعد از پل نوغان هستند به نوعی از چشم خیران دور مانده‌اند ولی ما تقاضا داریم نگاهی نیز به دانش‌آموزان ما داشته باشند.

اما با تمام این محدویت‌ها از فضا‌هایی که داریم کمال استفاده را می‌بریم به عنوان مثال هر روز از ساعت ۸ تا ۹ در نمازخانه مدرسه را به ورزش بانوان اختصاص دادیم که توسط مربی که مورد تایید اداره آموزش و پرورش است ورزش صبحگاهی را انجام می‌دهند به نظرم محرومیت نمی‌تواند محدویت ایجاد کند بلکه در محرومیت فکر‌ها خلاق‌تر می‌شود.

این مدیر دلسوز تاکید می‌کند:همه ما وقتی صحبت از کمک به افراد نیاز می‌شود تصور می‌کنیم باید مبلغ زیادی را برای کمک داشته باشیم تا به توان قدم در این راه گذاشت، اما صحبت با برخی از خیرینی که سال‌ها است در کار‌های خیرخواهانه هستند نشان می‌دهد اغلب آنها کارمندان دولت هستند که درآمدشان مانند بسیاری دیگر از افراد جامعه است و نه سرمایه‌دار هستند و نه درآمد بالایی دارند.

 

*این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام