خادم امام رضا(ع) مربی موفقترین گروه ورزش همگانی است
حسین شریعتی| خادمان حرم مطهر همیشه در جامعه از جایگاه ویژهای برخوردارند و آرزوی بسیاری از افراد است که بتوانند خادم امامرضا (ع) بشوند. این نوشتار داستان زندگی یکی از عاشقان امامرضا (ع) و علاقهمندان به خدمت در بارگاه مطهر را روایت میکند که پس از سالها پیگیری و تلاش توانست به آرزویش برسد و لباس خادمی بر تن کند.
هرچند که بسیاری از خادمان حرم معمولا افراد خاص و ویژهای هستند و شاید پست و مقامهای بالایی نیز داشته باشند، اما محمدحسن یعقوبنژاد را میتوان بسیار متفاوتتر از تصوری که معمولا برای خادمان حرم در ذهن مردم وجود دارد معرفی کرد. سالها فعالیت و مربیگری در عرصه ورزش همگانی و تأسیس و مدیریت یکی از موفقترین و پرعضویتترین گروههای ورزش همگانی در بوستان ملت از او شخصیتی شناخته شده ساخته است.
روایت عشق و مهاجرت به مشهد
محمدحسن یعقوبنژاد اصالتش به شهرستان قائن برمیگردد و دوره کودکی و نوجوانی خود را در همان شهرستان درکنار پدر مشغول کشاورزی و تولید زعفران بوده است، وقتی از چرایی و چگونگی ساکن شدنش در مشهد میپرسم، لبخندی که بر لب دارد پررنگتر میشود و مستقیم خاطره ازدواجش را تعریف میکند: ۲۰ساله بودم که به همراه یکی از اقوام به مشهد آمدیم تا به رسم هرساله در سالروز شهادت امامرضا (ع) در حرم باشیم.
پس از اتمام مراسم عزاداری چهلوهشتم دوست همراهم که از تصمیمم برای ازدواج مطلع بود به من گفت اگر دوست داری در مشهد ازدواج کنی در فامیل ما یک مورد بسیار مناسب برای تو وجود دارد که میتوانیم برای آشنایی به دیدارشان برویم. پس از آن به منزل خانواده «علاقهمند حسینی طوسی» که دوستم معرفی کرده بود رفتیم و با هم آشنا شدیم. صحبتهای اولیه نتیجه داد و من با خانوادهام تماس گرفتم و جریان را گفتم. آنها به مشهد آمدند. مراسم خواستگاری و ازدواج به سرعت انجام شد و من ساکن مشهد شدم. عشق به امامرضا (ع) بالاخره در سال ۶۰ من را در این دیار ساکن کرد.

خلاصه زندگی
طاهره علاقهمندحسینی همسر محمدحسن یعقوبنژاد نیز سالها خادم امامرضا (ع) بوده است، اما به گفته یعقوبنژاد به علت بیماری چند وقتی است نمیتواند به خدمت حرم بپردازد و این روزها ترجیح میدهد بیشتر اوقات در منزل بماند، اما گاهی برای ورزش به همراه او به پارک میآید تا در کنار همسرش ورزش کند.
یعقوبنژاد هشتسالی میشود که خادم امامرضا (ع) است. او این موضوع را از دوران جوانی به عنوان یک آرزو دردل داشته است و بارها برای محققکردن آرزویش تلاش کرده و پیگیریهای فراوانی انجام داده، اما انگار قسمت نمیشده است که او خادم امامرضا (ع) شود.
این ارادت قلبی به امامرضا (ع) هر روز او را پس از ورزش در جمع ورزشکاران به این وامی داشت که صلوات خاصه امام رضا (ع) را بخواند و این عمل معنویت خاصی را در گروههای ورزشی ایجاد میکرده است.
یعقوبنژاد داستان خادمشدنش را این گونه بیان میکند: روزی همچون روزهای عادی گذشته پس از اتمام ورزش زیارت خاصه امامرضا (ع) را خواندم، اما تفاوت آن روز با روزهای دیگر حضور آقای ایماندوست رئیس خدام حرم در جمع ورزشکاران بود. او که ارادت قلبی من را به محضر امامرضا (ع) و خواستهام که افتخار خادمی این امام رئوف بود فهمید همانجا حکم خادمیم را امضا کرد و من به این افتخار نائل شدم.
رسیدن به زندگی سالم
او ادامه میدهد: دوران خدمت در حرم مطهر مالامال از معجزه و برکت است. حاجتهای بسیاری داشتم که به لطف امامرضا (ع) محقق شدند، دلیل اصلی آمدن من به مشهد عشق به امامرضا (ع) بود و آن روز که خادم شدم به یکی از بزرگترین آرزوهایم رسیدم و بسیار خوشحال بودم.
از آن روز به بعد زندگیام با امامرضا (ع) عجین شده است و ارتباط قلبی و معنوی ارزشمندی با این امام رئوف بهدستآوردهام. در این مدت بزرگترین درسی که از مذهب و دینم آموختم این است که خدمت به خلق و ایجاد شادی و نشاط و انرژی در میان مردم ارزشمندترین و بالاترین عبادتی است که میتوانم انجام دهم. هنوز نشده است که نمازم را اول وقت نخوانم و هرروز صبح یکی دو صفحه قرآن میخوانم و به شیعهبودنم افتخار میکنم و به آن اعتقاد دارم. در کنار همه اینها نشاط و لبخند جزو ثابت زندگی من است علت اصلی نشاطم سلامتی است. همانگونه که گفتهاند عقل سالم در بدن سالم است، این کلید حرکت من به سمت ورزش است.

مذهبی با نشاط
محمدحسن یعقوبنژاد خود را فردی مذهبی معرفی میکند و میگوید: خیلی از مردم فکر میکنند افراد مذهبی غمگین و افسرده هستند و بسیاری از آنها وقتی پس از مدتی آشنایی با من متوجه میشوند که خادم امامرضا (ع) هستم و از دیدگاه مذهبیام آگاه میشوند تعجب میکنند که چطور من اینگونه شاداب و پرانرژی و بانشاط هستم و بعد از آن نگرششان به افراد مذهبی تغییر میکند.
در بین افراد مذهبی حتی آنهایی که ظاهری جدی و گوشهگیر و عبوس دارند، افرادی را میشناسم که در خلوت بانشاط و پرانرژی هستند و فکر میکنم بعضیها بهطورکلی در اجتماع خیلی پرشور و پرانرژی ظاهر نمیشوند و این به مذهبیبودن یا نبودن ربطی ندارد. از نظر من الگوی ژنتیکی فرد خیلی وقتها تعیینکننده است. البته خیلیها نیز از نظر ژنتیکی اینگونه نیستند، اما متأسفانه یک الگوی رفتاری اشتباه را انتخاب میکنند و از مردم فاصله میگیرند.
یکی از مهمترین اقشاری که اینگونهاند مسئولان کشور هستند که غالباً افراد بسیار مذهبی و متدینی محسوب میشوند. افرادی که مردم آنها را اشخاص بینشاط، سرد، عبوس و افسرده میشناسند و این به علت همین الگوی رفتاری اشتباه است که انتخاب کردهاند.
مسئولان به میان مردم بیایند
یعقوبنژاد عقیده دارد در حال حاضر مسئولان خود را از مردم جدا کردهاند و در این بین ارتباط بین آنها قطع شده است. وی راهحل این مشکل را بسیار ساده میداند و میگوید: مسئولان و افراد متدین باید به میان مردم بیایند، صدایشان را بشنوند و از جایگاهی برابر در کنارشان باشند. یکی از بهترین مکانها و شرایطی که میتواند این اتفاق رخ بدهد همین گروههای ورزش همگانی است.
مسئولان میتوانند با حضور در این گروهها به چند هدف از جمله شناخت صحیح و بدون واسطه از مردم و مشکلات آنها، حفظ سلامتی و شادابی خود و انتقال آن به جامعه و انگیزه پیداکردن مردم برای حضور در ورزشهای همگانی دست پیدا کنند. مورد سوم بسیار چشمگیر است، زیرا امامعلی (ع) فرمودند مردم به دولتمردان خود شبیهتر هستند تا به پدرانشان.
این مربی پیشکسوت ورزش میافزاید: جالب اینجاست اکثر همین افرادی که الان در سنین کهنسالی در پارک ورزش میکنند همان مسئولان بازنشسته هستند و بعضی از آنها مقامهای بالایی داشتند چه دانشگاهی چه سیاسی و چه خصوصی. جالبتر اینجاست زمانی که پست و مقام داشتهاند و پشت میز ریاست مینشستند هیچگاه در این فضاها گام نمیگذاشتند، اما پس از بازنشستگی اینگونه متحول شدهاند.
اکثر همین افرادی که الان در کهنسالی در پارک ورزش میکنند مسئولان بازنشسته هستند
رابطه نشاط و دین
یعقوبنژاد خاطر نشان میکند: درباره نشاط باید بگویم پیامبراکرم (ص) که الگوی رفتاری همه ماست همیشه لبخند داشتهاند و همیشه اولین کسی بودهاند که سلام میکردند و به قول امروزیها انرژی مثبت داشتند. به نظر من یکی از پایههای اساسی دین شادی و نشاط است و نمیشود شادی را از دین تفکیک کرد.
روایات زیادی از معصومین درباره نشاط وجود دارد که بر این موضوع صحه میگذارند مخصوصا حضرترضا (ع) تأکید ویژهای بر مسئله نشاط دارند و در حدیثی میفرمایند:"کوشش کنید اوقات شما در روز چهار قسمت باشد. قسمتی برای عبادت و خلوت با خدا، قسمتی برای تأمین معاش، قسمتی برای همنشینی و معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانی که عیبهایتان را به شما میگویند و ساعتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و شادی ساعت تفریح، نیروی انجام وظایف وقتهای دیگر را تامین کنید. " به عقیده یعقوبنژاد اگر افراد در جامعه در برنامهریزیهای خود از کدهای این حدیث استفاده کنند بسیاری از مشکلات مادی و معنویشان مرتفع خواهد شد.

گروه ورزش عصرگاهی
یعقوبنژاد که به شدت معتقد به کار گروهی و همچنین فعالیت خیرخواهانه است از انگیزههایش برای ایجاد گروه ورزشی ملت اینگونه میگوید: پس از سالها حضور در مجامع ورزش همگانی در گروههای مختلف و همچنین شرکت در چند دوره آموزشی درحوزه ورزشی و اصلاح حرکتی، احساس کردم علم ورود حرفهای دراینباره را بهدستآوردم و با نیازسنجی که در محیط پارک ملت انجام دادم، متوجه شدم فعالیت ورزش همگانی متمرکز در ورزش صبحگاهی شده است و عصرها پارک فاقد گروه ورزشی میباشد.
همچنین بعد از گذراندن دورههای آموزش حرفهای بر مزیت ورزشکردن در عصر نسبت به صبح زود مطمئن شدم همین مسائل انگیزهای شد تا پس از برنامهریزی و انجام هماهنگیهای مقدماتی و تعیین مکان گروه ورزش همگانی ملت در اسفندماه سال ۹۶شروع به فعالیت کند. اصلیترین شیوه اطلاعرسانی ما از طریق افرادی بود که از شکلگیری گروه آگاه شده بودند و به آشنایانشان اطلاع دادند، نصب بنر در محل ورزش نیز دومین راه بود.
روزهای اول با چهاریا پنج نفر شروع کردیم و هفتههای اول تعداد به ۱۵-۱۰ نفر رسید و به مرور بیشتر و بیشتر شد تا اینکه بعد از گذشت حدود پنجماه اکنون نزدیک به ۸۰۰نفر به طور رسمی فرم عضویت پر کردهاند و هر روزه حدود ۴۰۰تا ۵۰۰نفرکه حدود دو سوم آنها را خانمها تشکیل میدهند به صورت ثابت مشغول ورزش میشوند.
کار دلی
بنا به اظهارات اعضای این گروه تاکنون هزینه تمام اقدامات، حتی صدور کارت عضویت اعضا را یعقوبنژاد خود برعهده گرفته است. ماجرایی که وقتی علت آن را جویا میشویم، پاسخ میدهد: برای من نفس این عمل خیر اهمیت دارد و نخواستم پای پول در این کار باز شود. اینجا همه کارها را به صورت دلی انجام میدهند و یکی از علتهای استقبال شهروندان از عضویت در این جمع، همین دلیبودن و وجود انگیزههای معنوی است.
یعقوبنژاد سپس به اهمیت پخش موسیقی در حین ورزش اشاره میکند و میگوید: ورزش بدون موسیقی امکانپذیر نیست. موسیقی به ورزشکاران نظم و نشاط میدهد و بسیار مفید است. خوشبختانه تاکنون مانعی برای پخش موسیقی نداشتیم. موسیقیهای ما معمولا ریتم شاد و بانشاطی دارند، به همین علت در ایام عزاداری به احترام اهل بیت (ع) موسیقی پخش نمیکنیم و ریتم ورزشمان را با شمارش دستهجمعی حفظ میکنیم.
پس از گفتگو با محمدحسن یعقوبنژاد در برنامه ورزشی گروهی ملت شرکت کردم تا از نزدیک با حال و هوای اعضای این گروه آشنا شوم.
در مسیر سلامت پارک قدم میزدم به سمتی که گروه در آنجا مستقر میشد، نزدیک ساعت ۶عصر وقتی من به جمعشان پیوستم به گرمی استقبال شدم و زمانی که اطلاع پیدا کردند که برای تهیه گزارش از گروهشان آمدهام یک به یک نزدیکم آمدند و کلام مشترک همه آنها تشکر و رضایت از عملکرد مربی و مدیرشان بود. در بینشان فردی بود که بیشتر توجه من را به خود جلب کرد.
خانمی میانسال و بسیار پرانرژی که میگفت هر روز عصر از سهراه فردوسی تا پارک ملت میآید تا با این گروه ورزش کند. چند سالی دچار افسردگی شدید بوده و هیچ درمانی بر بیماریش کارگر نیفتاده است تا اینکه یک پزشک بهترین راه درمان را ورزش معرفی میکند. روزی در اردیبهشتماه زمانی که در پارک مشغول قدمزدن بوده است تمرین گروه ملت را میبیند و با آنها همراه میشود. از آن پس هر روز مسیر طولانی سهراه فردوسی تا پارک ملت را طی میکند تا با این گروه ورزش کند. میگوید افسردگیاش کاملا رفع شده است و دلیل بهبود را انرژی مثبت، همدلی و همراهیای میداند که در این گروه موج میزند.
در بین ورزشکاران دکتر محمدعظیم شهیدی معاون اسبق خدمات شهری شهرداری مشهد نیز حضور دارد. وی که اکنون مدیرگروه پژوهش خدمات شهری دانشگاه فردوسی است، درباره علت حضورش در این گروه میگوید: شخصیت مثبت و مدیریت خوب آقای یعقوبنژاد نظم و شادابی خیلی خوبی به گروه بخشیده است و من با اولین تجربه حضورم درگروه ملت و لمس شرایط تصمیم گرفتم به صورت منظم در برنامههایشان شرکت کنم. در کنار رعایت استانداردهای حرکات ورزشی توسط مربی گروه دلیل دیگری که باعث علاقهمندشدن من و استقبال مردم از این گروه شده است فعالیتها و صحبتهای فرهنگی است که در حین ورزش انجام میپذیرد. خواندن شعرها با مفهوم مثبتاندیشی، توصیههای اخلاقی و درس گفتارهای حین تمرین از برجستهترین ویژگیهای خاص این گروه است که من آن را بسیار میپسندم و تأثیر مثبتی روی اعضا میگذارد.
محمدحسن یعقوبنژاد تمرین هر روزش را پس از تلاوت آیتالکرسی با خواندن یک شعر آغاز میکند:
عشق را وارد کلام کنیم/ تا به هر عابری سلام کنیم
و به هر چهرهای تبسم داشت/ ما به آن چهره احترام کنیم
هرکجا اهل مهر پیدا شد/ ما در اطرافش ازدحام کنیم
در عمل باید عشق ورزیدن/ گفتگو را بیا تمام کنیم
عابری شاید عاشقی باشد/ پس به هر عابری سلام کنیم
تمرین که تمام شد زیارت خاصه امامرضا (ع) خوانده میشود و اعضای تیم با نشاط و انرژی مضاعف به زندگی عادی خویش باز میگردند.
این گزارش پنج شنبه، ۴ مرداد ۹۷ در شماره ۲۹۲ شهرآرامحله منطقه ۱۱ به چاپ رسید.