سیدحسین غریبی ۲۱ ساله بود که در یک جلسه قرآن، قرائت سوره توحید و ختم قرآن را به پایان رساند و همانجا از ته دل آرزو کرد که بالاترین افتخار یعنی خدمت در حرم امامرضا (ع) نصیبش شود؛ آرزویی که خیلی زود برآورده شد.
رضا شرفی میگوید: توی دفترم رفتوآمدها را ثبت میکنم به هشتتا که برسد، دور دسته کیف، روبان قرمز میپیچم، یعنی که میهمان امام رضاست و نوبت اصلاح رایگان رسیده است. او پس از ده سال استمرار در انجام این نیت، به آرزوی خادمیاش رسید.
عشق آقارضای رحمتی به خادمی ثامنالحجج (ع) چنان پرشور بود که سایر اعضای خانوادهاش را هم دربرگرفت تا آنجاکه همسرش برای خادمی حرم اقدام کرد و حالا چندسالی هست که فرزندانش نیز در حرم رضوی اجرا میکنند.
احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگیاش با واژههایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سالها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و درکنار آن، حضور در جبهه و فعالیتهای جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
زهرا رفیعان چهل سالی میشود خادم حسینیه کرمانیهاست، حسینهای که ۴۰۰ساله قدمت دارد. او سن مسجد را از کتیبهای که ۴۰ سال پیش در نخستین بازسازی آن پیدا شده به خاطر دارد.
مرحوم محمود رضازاده خباز بعداز سیسال خدمت در حرم امامرضا(ع) و ساخت مسجد امامحسین(ع) در محله سجاد، سال ۱۳۹۹ به رحمت خدا رفت؛ پدری که راه و رسم زندگی را به فرزندانش آموخت و چیزی جز درس صداقت و راستی به آنها نداد.
هاشم راک معروف به آقای علوی بههمراه همسرش زهرا رحیمینسب، کارگاه تولیدی کفش در مسجد موسیبنجعفر (ع) راهاندازی کردهاند و با هممحلهایهایش آن را میگردانند. آنها از هفت سال پیش لباس خادمی در این مسجد را به تن کردهاند.
ابوالفضل رخشانینژاد از کودکی تاروپود دلش به ضریح آقا گرهخورده است و همیشه خواسته روزی لباس خادمی را به تنش کند. به گفته خودش از وقتی که در اینجا خدمت میکند، به خدا نزدیکتر و با مردم مهربانتر شده است.
مرکز «نور علی ابنموسیالرضا (ع)» یکی از مراکز خصوصی است که ۲۰ پسر هشت تا هجدهساله را تحت سرپرستی دارد. بچههای اینجا هرکدام سرنوشتهای پرفرازونشیبی داشتهاند؛ با وجود این صبوریشان حیرتانگیز است.
مجتبی غلامزاده بیش از ۴۰ سال خادم و مداح افتخاری مسجدالرضا(ع) است. از سال۹۴ که بازنشسته شد، بیشتر وقتش را در همین صحن و سرا سپری کرده است. یک عمر است مداحی هر مراسمی را برعهده دارد.
حاج احمد سعیدی سالها مدیریت مدرسه عسکریه را برعهده داشت. پس از تعطیلی این مدرسه با نظر آیتالله مصباح مقرر شد در پرداخت شهریه طلاب یاریرسان باشد و به این ترتیب بیشاز چهار دهه از عمرش را صرف امانتداری و تقسیم شهریه طلاب کرد.
عباس اسماعیلیگلابگیر، مردی که زندگیاش از حجره قنادی و مغازه آهنفروشی گرفته تا کفشداری حرم و برپایی موکبهای صلواتی، همیشه رنگ خدمت و عشق به اهلبیت (ع) داشته. درِ خانه او برای روضههای دهه فاطمیه سیاهپوش شده است.
سیدجعفر ماهرخسار، معیار ارزشی برای سنجیدن اشکال دیگر مداحی بود که در حاشیه مرور زندگی اش، میتوان راه درست تشخیص، تحلیل و حفظ و نگه داشت مناسک را آموخت. او بیش از پنجاه سال در جوار گنبد علی بن موسی (ع) خواند.
زهرا دیدهبان که عمرش را صرف خدمت به نمازگزاران کرده، میگوید: همسایههای قدیمی خیلی بامعرفت بودند؛ گاهی اینقدر برایمان غذا میآوردند که برای چند روز شام و ناهار داشتیم.
بنا شدن برای رمضان اسدپور نه فقط یک پیشه، بلکه مثل خطمشی زندگی است. معتقد بود کار باید تمیز، یکدست و امن تحویل شود، سنگ اگر اندکی کج بنشیند ممکن است قدم زائر بلغزد. به همین دلیل «کاپیتان حرم» لقب گرفته بود.
همه ماجرای ساخت مسجد، از یک جلسه قرآن شروع شد. حاجآقا حاجیان بیشترین سرمایه را برای ساخت مسجد گذاشت. او نهتنها هزینه خرید مصالح و دستمزد کارگر را میداد، بلکه خودش پابهپای کارگر کار میکرد.
محمدتقی دارالضیافه هنوز وقتی کسی فامیلیاش را میشنود و با تعجب از او درباره ارتباطش با «دارالضیافه» حرم میپرسد، با فراغبال برای سؤالکننده از ارتباط خاندانش با یکی از رواقهای حرم میگوید.
محمد نباتیان نجار قدیمی محله طلاب است. او سالها بعد، درست پس از جانبازی حرفه نجاری را کنار میگذارد و خادم افتخاری حرم امام رضا (ع) میشود. او درحال حاضر بانی تورهای زیارتی برای هم محلهای هایش است.
نماز جماعت و تعقیباتش که تمام میشود، حاجآقا معینیان که افتخار بیش از سه دهه خادمی مسجد را دارد، تازه ابتدای کارش است. از حیاط مسجد شروع میکند به جارو زدن تا برسد به سر کوچه. کتری بزرگی هم دارد که آب آن همیشه جوش است برای پاکبانها.
خدمت در کشیک سوم، میراث اجدادی خاندان باغدار حسینی است. میگوید: خدمت موروثی یعنی اجداد ما در ازای چیزی که بخشیدند، فراشی حرم در کشیک سوم را گرفتند.