احیای هنرهای سنتی در هنرستان محله مصلی
درحالیکه مسئولان بیکاری را معضل و مشکل نخست کشور مطرح میکنند و نگرانی خیلی از جوانها بعد از فارغالتحصیلی، دستیابی به شغلی قابلقبول است، مجموعهای از سال ۷۹ با نام هنرستان جهانپهلوان تختی در مصلای ۲ پا گرفته است که در کنار آموزش، تولید و مهارت، درآمدزایی را هم به هنرجویان خود میآموزد.
این مرکز با مجموعههای آموزشی معمولی متفاوت است و هنرجویان آن در کنار یادگیری برخی از علوم بهصورت تئوری، بخش عمدهای از وقتشان را در کارگاههای مختلف میگذرانند و میتوانند در همان ایامی که مشغول تحصیل هستند، خودکفایی و مستقل بودن را یاد بگیرند و روی درآمدی که از فروش تولیداتشان به دست میآورند، حساب ویژهای باز کنند.
سراجی، مکانیک خودرو، برق و ساختمان، برق صنعتی و تراشکاری از رشتههای هنرستان جهانپهلوان تختی است که بیش از ۲۰۰ هنرجو بومی و محلی دارد و مدیری که دغدغهاش اشتغال است و اشتغال.
مدیری که برای پررنگ کردن رده تولید و باانگیزه کردن نوجوانان مشغول به تحصیل از هرکاری که از دستش برآید، کوتاهی نمیکند.
حمید بهمدی بارها و بارها روی این عبارت تأکید میکند و میگوید: اگر مشکل بیکاری و اشتغال حل شود، بسیاری از آسیبهای اجتماعی در جامعه همچون اعتیاد، طلاق و... حل خواهد شد.
او در ادامه میگوید: ما هم نیروی علاقهمند و هم ظرفیت بالایی برای استفاده و بهرهگیری از این نیروها را داریم. باید از این همه سرمایه به نفع تولید سود برد، طوریکه مجموعهها بتوانند بهعنوان یک سرمایه بزرگ روی آن حساب کنند.
برخی از هنرجویان سر کلاس درس هستند و بخشی دیگر در کارگاه مشغول کار. با همراهی آقای مدیر سری به کارگاههای تولیدی میزنیم.
برخی از کارگاهها ساعت کاریشان تمام شده است، اما برخی از آنها فعال هستند. کارگاه تولید کفش شلوغ و پرسروصداست. بچهها لباس کار پوشیدهاند. روی میزشان پر از میخ و چکش و چرم است.
هنرآموز پای تخته، نکتههایی را گوشزد و یادآوری میکند. بچهها سرشان روی کار خم شده است. بعضیها چرم برش میزنند. برخیها هم تندتند میخ میکوبند. در همان حال بازی و شوخی و خنده فضا را برداشته است.
از بین آن جمع چندنفره با ابوالفضل بهادری همکلام میشوم. او میگوید: پدرش کفاش است و از روی علاقه به سمت رشته سراجی یا همان دوخت کفش آمده است. او شغل پدرش را دوست دارد و میخواهد در آینده بهصورت حرفهای آن را دنبال کند.

سرمایههای نوجوان در کارگاه آموزشی
یکی دیگر از کارگاههای این هنرستان مربوط به برق ساختمان است. دانشآموختههای این رشته بازار کاری خوبی دارند و خیلیهایشان بعد از فارغالتحصیلی به سرعت جذب بازار کار میشوند.
خوبی تحصیل در این هنرستان همین است که هنرآموزان دلهره و دلواپسی از آینده کاری ندارند و در پایان تحصیل آنقدر حرفهای میشوند که میتوانند کارگاهی را مدیریت کنند و تولید بالایی داشته باشند.
هفت کارگاه، فضای آموزشی و عملی مجموعه را شامل میشود و در کنار همه اینها پیشبینی احداث کارگاه دیگری هم شده است.
کارگاهها باوجود تجهیزاتی که دارند هنوز هم نیازمند مجهز شدن هستند. این موضوع را از لابهلای گفتههای برخی از فارغالتحصیلان مجموعه میشود فهمید که ادعا دارند با تجهیزات کامل و بهتر میشود به آینده این مجموعه و سرمایههای آن امیدوارتر بود.
کارگاه دوربینهای مداربسته، سیستم اعلام سرقت، سیستم اعلام حریق، سیمکشی عمومی در برق، راهاندازی موتورهای سه فاز و تکفاز در طول هفته به دفعات مورداستفاده هنرجویان قرار میگیرد. بچهها در حین آموزش، بیرون از مجموعه هم میتوانند مشغول کار شوند و برخی از آنها با اتکا به همین درآمد یک زندگی را میچرخانند.
امیرحسین غلامی و امین خوششنو را در یکی از کارگاهها میبینیم. کلاس دهم هستند و مکانیک میخوانند و میخواهند در آینده مهندس شوند. این رشته را بهخاطر علاقهای که به کار فنی ماشین دارند، انتخاب کردهاند.
اگر مشکل بیکاری و اشتغال حل شود، بسیاری از آسیبهای اجتماعی در جامعه همچون اعتیاد و طلاق حل خواهد شد
از کار در شرکت طیور تا مسئول برق یک شرکت
بعد از بازدید کوتاه و همراهی با هنرجویان وارد دفتر آقای مدیر میشوم. تصویر و قاب جهانپهلوان تختی در دیوار روبهرو در نگاه اول چشم را درگیر میکند و بعد کمکم میکشاند روی تولیدات دستساز بچهها که کیف و کفش داخلی است. دفتر مدیر هم پر از دستساختههای هنرجویان است.
محمد بهمدی، مدیر هنرستان سنوسالش خیلی زیاد نیست، اما با همین سنوسال تابهحال در زندگی چندبار تغییرمسیر داده و به این باور رسیده که آموزشوپرورش بهترین نقطهای است که میتواند در آن خدمت کند.
او میگوید: قبل از ورود به مجموعه آموزشوپرورش در شرکت طیور مشغول بهکار بودم و در دورهای مسئولیت برق یک شرکت را بر عهده داشتم. اما شیفته و دوستدار آموزشوپرورش هستم و اینکه بتوانم در این حوزه کاری برای انجام دادن داشته باشم.
گفته او شاید باور برخی از افراد جامعه هم باشد؛ در سیستم نظام آموزشی ما وضعیت بهگونهای بود که دانشآموزان ضعیف را بهسمت هنرستان سوق میدادند و شاید هنوز هم این باور وجود داشته باشد، درحالیکه اینطور نیست و ما در جمع هنرجویان دانشآموزان نمونه و موفقی داریم که از بین رشتههای انسانی و تجربی، فنیوحرفهای و هنرستان را برگزیدهاند و تجربه نشان داده است که موفق هم بودهاند.
او انبوهی از کیفهای دستی هنرجویان را نشانمان میدهد و با شعف و وجد میگوید: ببینید، این دسترنج بچههاست.
لذت را بهوضوح میشود در نگاه و چهره او دید. مدیر چنان با شوروحرارت درباره کارهای تولیدی بچهها توضیح میدهد که آدم انرژی میگیرد.
او میگوید: هدف ما این بود که بچهها همراه یادگیری دروس آموزشی، مهارت زندگی کردن، مهارت تلاش، مهارت سختکوشی و امانتداری را هم بیاموزند که با ورود به بازار و اجتماع این زمینه خودبهخود برای آنها مهیا میشود.
احیای هنری رو به نابودی
در توضیحات بعدی او روشن میشود که این مجموعه هنرستانی است که رشته سراجی را که روبهنابودی بوده احیا کرده است.
بهمدی در اینباره عنوان میکند: اوایل، این رشته ۶ تا ۷ نفر بیشتر هنرجو نداشت و تلاش ما بر این بود تا سالبهسال به تعداد آنها اضافه شود. علاوهبراین بهخاطر زنده ماندن این هنر در کشور دوره تخصصی آموزش سراجی برگزار کردیم.
نمایندهها از شهرهای مختلف به مشهد آمدند و این هنر را آموزش دیدند و بهعنوان سوغات از این مجموعه به یادگار بردند، چنانچه درحالحاضر در ۳۲ شهر با این هنر کارآفرینی شده و خیلیها مشغول بهکار شدهاند.
تولید بیشتر انگیزه بهتر
بهمدی درباره شیوه آموزشی در مجموعه فنی و حرفهای نیز اینگونه توضیح میدهد: زمانی هدف، صرف آموزش بود، مثلا در رشته سراجی و کیف و کفش، کارگاهها فقط به این منظور برگزار میشد که بچهها چیزی بیاموزند و تمام.
اما بعدها تصمیم گرفتیم که مواد اولیه را از بازار تهیه کرده و آنها را وارد عرصه تولید کنیم و این یعنی تولید را به اختیار خود آنها گذاشتیم، به این شکل که یا حقالزحمه کاری که انجام داده بودند را دریافت میکردند یا بهدنبال محلی برای فروش بودند.
برخی میخواستند سهم مدرسه را برای تهیه مواد اولیه پرداخت کنند و در عوض خود بهدنبال محلی برای ارائه تولیداتشان باشند که ما هم استقبال کردیم.
وی ادامه میدهد: من بر این باور و اعتقاد هستم که موتور محرکه هر چیزی انگیزه است. انگیزه است که به آدم حس بلند شدن و راه رفتن و بهتر رفتن میدهد و تلاش ما بر این بود که این انگیزه بین بچهها بهوجود بیاید.
خوشبختانه با تولید بیشتر و بهتر انگیزه در بچهها به اندازهای پررنگ شد که برخی از آنها تقاضا داشتند ایام تعطیل هم مشغول بهکار باشند.
کارآفرینی در رشته برق
این مدیر سپس به یکی دیگر از رشتههای هنرستان تحت مدیریت خود اشاره کرده و میگوید: در رشته برق و ساختمان با کمک هنرآموزان و کارآفرینان اتاق کارآفرینی را راهاندازی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که برای روشنایی مدارس میزان برق را کاهش دهیم.
در این رابطه بهسمت smd رفتیم و این رشته را هم بهسمت تولید بردیم تا جاییکه خیلی از هنرجویان ما با پیاده شدن این طرح در مدارس و شرکتها برای کاهش میزان برق مصرفی آنها مشغول بهکار هستند.
وی میگوید: در رابطه با رشته مکانیک و خودرو هم بههمینشیوه خیلی از بچهها مشغول بهکار شدهاند و برای خودشان درآمد دارند. بر این باور هستیم اگر از بین هنرجویانی که داریم ۵۰ درصد از آنها را بهسمت کارآفرینی سوق دهیم، موفق بودهایم.
بهمدی میگوید: بازار هست و کار هم هست فقط باید حلقه و رابطی بین این دو وجود داشته باشد و ما این حلقه را ایجاد کردهایم. اتکابهخود و اعتمادبهنفس مهمترین اصلی است که در این بین به بچهها میآموزیم.
یادگیری تعاملات اجتماعی
وی ادامه میدهد: تجربه نشان میدهد که در این مسیر موفق بودهایم. ما هنرجویان خجالتیای داشتیم که حتی توانایی صحبت کردن در یک جمع دو نفره را نداشتند، اما بعدها که وارد بازار شدند در تعاملات اجتماعی یاد گرفتند چطور وارد یک معامله شوند و بتوانند از کاری که تولید کردهاند و حاصل ذوق و ابتکار خودشان است، حمایت کنند و این موضوع برای من کفایت میکند.
او خاطرات زیادی از همراهی و حضور با بچهها دارد. میگوید: صبح تا شام هم که با بچهها کار کنم، محال است خستگی را احساس کنم.
بهخاطر دارم که در چندسال پیش یک روز مانده به عید تمام مدارس تعطیل شده بود و من قصد سفر داشتم، اما بچهها بهخاطر رونق بازار عید دوست نداشتند کارشان را تعطیل کنند و میخواستند تولیداتشان را به بازار شب عید برسانند و درآمدی داشته باشند.
وقتی متوجه موضوع شدم سفر را تعطیل کردم و خواستم که بچهها تا هرزمانی که دوست دارند بمانند و بچهها با خیال راحت تولیداتشان را به شب عید رساندند.
کارآفرینی با همت شهرداری
مدیر هنرستان جهانپهلوان تختی از موفقیتهای مجموعه در مسابقات علمی و هنری در سالهای متوالی میگوید. تندیسها و نشانهایی که روی میز ردیف شدهاند، گفتههای او را تأیید میکنند؛ از جمله نشان ملی استقلال و نشان و کاپ یادبود اولین جشنواره کارآفرینی و چندین و چند تندیس و نشان افتخار دیگر.
با اینکه حرف برای گفتن زیاد دارد، در پایان توضیح کوتاهی درباره کارهای تحقیقاتی انجامشده در هنرستان میدهد: طراحی غالب کفشها در ایران انجام نمیشود و معمولا این ایدهها برگرفته از کشورهای اروپایی است و یک گروه تخصصی در مجموعه بهدنبال تحقیقات میدانی درباره ویژگیهای پا در ایرانیان است که تولیدات کفشمان را بر همین مبنا قرار دهد.
مدیر هنرستان میگوید که با کمک شهرداری میتوانند فضای آموزشی را برای بومیها بهویژه بانوانی که بهدنبال کار هستند، فراهم کنند.
کارآفرینان باید حمایت شوند
روحا... سلطانیخواه، جوان ۲۹ ساله و هنرجوی سابق همین مرکز است که بعد از پایان دوره تحصیل از هنرستان وارد دانشگاه شده است. او با اینکه علوم تربیتی خوانده است، اما در زندگیاش کفه هنری همیشه سنگینی کرده است و حالا هم در زمینه تولید کفش فعال است.
او میگوید: تفاوت آدمهای معمولی با غیرمعمولی همیشه در انتخابهایشان نمود پیدا میکند و بهخاطر همین موضوع از ابتدا به مشورت کردن مقید بودهام.
با مشورتهایی که قبل از ورود به دبیرستان انجام دادم، ترجیح دادم وارد هنرستان شوم و از تصمیمی که گرفتهام خیلی رضایت دارم، چون برخلاف خیلیهایی که بعد از فارغالتحصیلی تازه به دنبال پیدا کردن کاری هستند، تجربه سالها کار کردن دارم و با تکیه بر همین تجربهها به آیندهای روشن امیدوار هستم.
رقابت با کالای خارجی
سلطانیخواه ادامه میدهد: اجناس و محصولات چینی درحالی بازار را پر کرده است که ما ظرفیتهای بسیاری داریم. میتوانیم در حوزه کفش بینیاز از واردات باشیم.
سلطانیخواه میگوید: آموزش کار یک سال بیشتر زمان نمیبرد و ما بعد از آن میتوانیم از این آموزش بهرهوری کنیم و هنرستان این ظرفیت را دارد که نیروهایی کارآمد و کارآفرین تحویل اجتماع دهد، مشروط بر اینکه از آنها حمایت شود.
هنرستان جهانپهلوان تختی باوجود تلاشی که مدیران این مجموعه دارند هنوز به لحاظ تجهیزات ضعف دارد و باید در این زمینه حمایت شود.
این گزارش دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ در شماره ۲۷۲ شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.