خردسالترین مکبر مشهد
«قرآن بیاموز و قرآن بخوان». این اولین جملهای است که وقتی برای اولینبار رودرروی مهدی میرجانی، کودک چهارساله محله شهرک قدس قرار میگیرم، بر زبان جاری میسازد.
جای تعجب است که وقتی با کودکی چهارساله همسخن میشوم، اولین عباراتی که بر زبان میآورد، قرآن و کتاب و دعا و حدیث پیامبر است. دقایقی طول نمیکشد که مهدی از علائقش میگوید؛ علائقی که بسیار متفاوت از علایق همسالان اوست.
مهدی میرجانی، کودک خردسال و البته کمسنترین مکبر مساجد مشهد است. او که از کودکی، تحتنظر مادر، قرآن و احادیث و داستانهای دینی را تمرین کرده و بهخاطر میسپرده است، اکنون و در چهارسالگی توانسته با حفظ اذان و اقامه، آن هم با لحن زیبا عنوان «خردسالترین مکبر مشهد» و چه بسا کشور را به خود اختصاص دهد.
همه اهالی محله، مهدی را به مکبربودنش در مسجد امام رضا (ع) میشناسند. مهدی، الگویی برای خیلی از همسنوسالانش شده است تا آنها نیز بهسمت یادگیری اذان و قرآن پیش بروند. خود مهدی در این سن، مربی قرآنی شده است و در بازی کودکانه خود با گروه همسالان، مسابقات قرآنی برپا میکند و به دوستانش تلاوت اذان و اقامه را یاد میدهد.
مهدی چهارساله، هممحلهای ما در جوار مسجد امام رضا (ع) در چراغچی۱۵ است. او که متولد همین محله است، از همان روزهای آغاز تولد توسط مادر در مسجد محوری محل یعنی مسجد امام رضا (ع) حضور داشته و در نمازهای جماعت مسجد با مادر همراه میشده است.
مادرش میگوید اینکه مهدی این روزها با قرآن و احادیث و ادعیه انس دارد و بزرگترین تفریحش، فراگیری آیات قرآن است، نتیجه همان تربیت مسجدی است که از بدو تولد مهدی، سرآغاز رشد او قرار گرفت.
شروع آموزشهای دینی از سال اول زندگی مهدی
خانم میرجانی، مادر مهدی از علایق این مکبر خردسال در مسجد امام رضا (ع) میگوید و میافزاید : از همان سال اول زندگی یعنی یک سالگی که کمکم مهدی سخنگفتن را فراگرفت، سعی کردم او با کلمات و آیات قرآن حرف بزند؛ بههمیندلیل حتی همان کلمههایی که به زبان میآورد، به نوعی با دین و قرآن و احادیث انس داشت.
او بیان میکند: دو فرزند دارم و مهدی، فرزند دوم من است. همواره از خدا میخواستم اگر فرزندی به من عطا میکند، فرزندی باشد که اهل، صالح و دوستدار و یار ائمه (ع) و دین باشد؛ خوشبختانه همینگونه هم شد و الان باعث افتخار من است که مهدی در چهارسالگی، اکثر سورههای جزء سیام قرآن را حفظ است؛ البته قبل از این هم به تلاوت اذان و اقامه کاملا مسلط بود.
دوست دارد همواره قرآن بیاموزد
این مادر میافزاید: با وجودی که سواد ندارد، همواره دوست دارد قرآن بیاموزد. هربار که به او پیشنهاد میدهم با هم بازی کنیم، خودش حرف قرآن را به میان میآورد و بیان میکند که برایش قرآن بخوانم و او گوش دهد. گاه زیر لب همان آیات تلاوتشده را زمزمه میکند.
مادر مهدی ادامه میدهد: هر بار که قرار است به قرآن دست بزند با همان معنویت درونی خودش وضو میگیرد و اگر ببیند کسی بدون وضو به قرآن دست میزند، از او میخواهد تا وضو بگیرد.
مادر مهدی از تفریحات کودک چهارساله خود، لبخندی بر لب میآورد و میگوید: مهدی دوست دارد اگر هم بازی میکند، بازی قرآنی انجام دهد؛ مثلا با دوستانش مسابقه قرآنی میگذارند. هربار که مهدی با دوستانش دور هم جمع میشوند، میگوید بیایید ببینیم کدام یک سوره بیشتری را حفظ کرده است و سپس بهنوبت از حفظ، سورههای قرآن را تلاوت میکنند.
او توصیهای هم برای پدر و مادرها دارد؛ آنانکه وقت کمتری را برای فرزندانشان میگذارند. بیان میکند: روی سخنم با پدر و مادرهاست که به هر مناسبت بازیهای رایانهای و تبلت دراختیار کودکان خردسال خود قرار میدهند. مادران و پدران، اگرهم قرار است وسایل الکترونیک دراختیار فرزندان خود قرار دهید، بر محتوای آن نظارت کنید.
بازیهای آموزنده و تربیتی برای فرزندانتان نصب کنید و از همه بهتر، بازیهای قرآنی و دینی است؛ چراکه کودک در بازی، راحتتر موضوعات تربیتی و دینی را فرامیگیرد. این کار تاثیر بیشتری هم بر روان و روح و جسم و جان وی دارد.
زیارت امام رضا (ع)
مادر این کودک با استعداد، با بیان اینکه مهدی، داستانهای نبوت و قصه امامت بسیاری از ائمه اطهار را فراگرفته است، اذعان میدارد: پسرم، ماجرای نبوت و معجزات حضرت موسی، حضرت عیسی و مادرشان حضرت مریم (س)، نبوت پیامبر ختمی مرتبت (ص)، جریان شهادت حضرت علی (ع) را کاملا فراگرفته و هربار که قرار است برای دوستانش، داستان تعریف کند از این همین آموزهها استفاده میکند.
او به خاطرهای از زیارت امام رضا (ع) در حرم مطهر اشاره میکند و میگوید: با مهدی به حرم مطهر مشرف شدیم. مهدی کنار من نشسته بود و من درحال نماز بودم که به من رو کرد و گفت من میروم زیارت و برمیگردم.
همین کار را هم کرد. بهتنهایی به زیارت حضرت رفت و برگشت. وقتی از او پرسیدم: نترسیدی که تنهایی بروی و من تو را گم کنم؟ پاسخ داد: امام رضا (ع) مرا طلبیده بود. خودش همراهم بود تا وقتی برگشتم. من باید به زیارت و پابوسی حضرت میرفتم.
وقتی از مادر مهدی، دلیل اینهمه علاقه مهدی به قرآنآموزی را میپرسم، خانم میرجانی چنین پاسخ میدهد: هیچگاه نماز اول وقت را ترک نکردم و باوجود اینکه خیلی به خواندن قرآن مسلط نیستم، از دوران مجردی، همواره هر شب سوره واقعه را تلاوت میکردم، تاآنجاکه دراثر همان تلاوتهای مکرر، الان این سوره قرآن را از حفظ میخوانم.
قرآن بیاموز و قرآن بخوان
با مهدی همکلام میشوم. قبلاز اینکه از او چیزی بپرسم، به من رو میکند و میگوید: اگر درمورد قرآن و نماز میپرسی، جواب میدهم؛ اگرنه، من کار دارم! خیلی برایم جالب است که کودکی در این سنوسال چنین محکم، خواسته قرآنی خود را بر زبان میآورد. به مهدی میگویم: نه مهدیجان هر چه دوست داری برایم بگو تا حرفهایت کنار عکست در هفتهنامه چاپ شود.
لبخندی میزند و میگوید: من دوست دارم همه ساعات روز در مسجد باشم. میپرسم: چرا؟ میگوید: آنجا قرآن تلاوت میکنند و نماز میخوانند. دوست دارم روزی برسد که خودم قرآن بخوانم.
میپرسم هر بار که دوستانت را میبینی، با هم درمورد چه چیزهایی حرف میزنید که اینچنین پاسخ میدهد: همیشه به دوستانم میگویم قرآن بخوانند؛ چون قرآن، انسان را از همه بدیها حفظ میکند.
آرزوی شهادت در حرم
حسنزاده از فعالان فرهنگی و معتمدان شهرک قدس که جزو استادان و مربیان قرآنی مهدی به شمار میآید، با بیان اینکه این کودک خردسال جزو کودکان استثنایی و بااستعداد محله است، میگوید: قرار است همین روزها در کلاسهای قرآن مسجد شرکت کند. با وجودی که سواد ندارد، به دلیل علاقهاش قرار شده در این کلاسها که روخوانی قرآن نام دارد، شرکت کند.
حسنزاده از خاطرات خود با مهدی چهارساله میگوید: هربار که با مهدی صحبت میکنم، از آرزوهایش میگوید؛ اینکه دوست دارد در آینده مربی قرآن در مساجد شود. جالب است که آخرینباری هم که با هم صحبت میکردیم، از من پرسید: شهدای حرم چه کسانی هستند؟ وقتی کاملا برایش توضیح دادم، با همان لهجه شیرین کودکانه لبخندی زد و گفت: آقای حسنزاده، مرا با خودت به سوریه ببر. دوست دارم در حرم شهید شوم.
استعدادهای بینظیر در شهرک قدس
مربی قرآنی محله ما با بیان اینکه این کودک در حوزه حفظ قرآن و احادیث، استعداد خاصی دارد، میگوید: شهرک قدس از این استعدادها کم ندارد؛ ایکاش مسئولان و متولیان فرهنگی، کمی تمرکز خود را بر این مسائل بیشتر کنند.
او با بیان اینکه ساخت حسینیه حضرت رقیه (س) در این شهرک، با لطف خود حضرت به پایان رسیده است، اذعان میدارد: با آنکه کار ساخت حسینیه تمام شده، هنوز هم در برخی مسائل اساسی حسینیه با مشکل مواجه هستیم و نیازمند کمک خیّرانیم.
توجه به بسترهای فرهنگی در محلات کمبرخوردار
حسنزاده با بیان اینکه اینگونه فضاها میتواند بستر پرورش استعدادهای محلات باشد، میافزاید: بسیاری از برنامههای دینی و فرهنگی را نمیتوان در مسجد اجرا کرد و محلات بعداز مسجد، عموما به پایگاه دومی هم احتیاج دارند؛ حسینیه حضرت رقیه (س) برهمیناساس در محله راهاندازی شد.
این فعال فرهنگی میافزاید: از مسئولان درخواست میکنیم کمک و همراهی خیّران را برای احداث اینگونه مراکز فرهنگی و دینی جلب کنند و بدانند که اینگونه مراکز برای ادامه کار، نیازمند یاری سبز خیّران و متولیان این حوزه هستند.
صدای اذان ظهر از بلندگوهای مسجد شنیده میشود. همه اهالی بازار، کار و کسب را رها کرده بهسمت مسجد میروند. مهدی چهارساله، اما از همه جلوتر است. وضویش را خیلی زودتر گرفته و پیش از همه در مسجد حضور یافته است.
سجادهها را مرتب میکند و هر جا مهر شکستهای میبیند، آن را برمیدارد و از جایگاه مهر، مهر سالمی برداشته و روی سجاده میگذارد. با همین سن کم، خوب بلد است که ترتیب را رعایت کند.
اذان به پایان میرسد و امام جماعت در جایگاه خود قرار میگیرد. مهدی، دستان کوچکش را به کنار گوشها میرساند. تمرکز میکند. سکوتی معنوی، فضای مسجد را فراگرفته است. مهدی در جایگاه خود میایستد. کلام هدایت را آغاز میکند.
ا... اکبر، ا... اکبر، لاالهالاا...، لاالهالاا...نمازگزاران زیر لب زمزمه میکنند و اقامه میخوانند. مهدی، معلم است و بقیه نمازگزار. اقامه ظهر به پایان میرسد و مهدی بلند میگوید: تکبیرهالاحرام... با «تکبیرهالاحرام» گفتنِ این مکبر چهارساله، نماز همبستگی ظهر و عصر در مسجد امام رضا (ع) محله شهرک قدس بار دیگر بسته میشود.
این گزارش شنبه ۸ آبان ۹۵ در شماره ۲۱۹ شهرآرا محله منطقه ۲ چاپ شده است