تماشای تاریخ در موزههای منطقه ۳ مشهد
موزهها، خانههای کوچک فرهنگ، تاریخ و میراث فرهنگی هر شهر و کشوری هستند. روز جهانی موزه و میراث فرهنگی فرصت مناسبی است تا به موزههای شهرمان سر بزنیم و با فرهنگ و تمدن شهرمان بیشتر آشنا شویم. در منطقه ما ۲ موزه وجود دارد که بازدید از آنها را پیشنهاد میکنیم.
موزه نادری
لذت تماشای آرامگاه نادر در چهارراه شهدا از آن لذتهایی است که چه سواره و چه پیاده من هیچ وقت آن را از دست ندادهام؛ بنایی به یادبود نادرشاه افشار در باغی به مساحت ۱۴۴۰۰ متر مربع. گفته میشود
قوام السلطنه در اواخر عهد قاجار در سال ۱۲۹۶ شمسی در محل یکی از مقابر ویران شده نادری، آرامگاه جدیدی برای وی ساخت و استخوانهای او را از تهران به این مقبره منتقل کرد.
نقل است که نادرشاه افشار، در هنگام حیات خود دستور ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داده بود و این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبهروی حرم امام رضا (ع) از خشت و گل ساخته شد.
بنای جدید که در محل فعلی آرامگاه قرار داشت مدتی برپا بود تا اینکه انجمن آثار ملی ایران در سال ۱۳۳۵ شمسی درصدد برآمد تا آرامگاهی مناسب برای نادرشاه در همان محل مقبره ساخته قوامالسلطنه احداث کند و این کار از سال ۱۳۳۶ شروع شد و در سال ۱۳۴۲ به پایان رسید و ساختمان جدید آرامگاه نادرشاه افشار در تاریخ ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۴۲ به همت انجمن آثار ملی ایران در باغ نادری بازگشایی شد.
انجمن آثار ملی طرح مقبره نادرشاه افشار را در اسفندماه ۱۳۳۳ به مسابقه گذاشت و در مرداد ماه ۱۳۳۴ طرح هوشنگ سیحون، برنده مسابقه اعلام شد و این طرح در شورای هنرهای زیبای دانشگاه تهران تأیید و برای ساخت به انجمن آثار ملی معرفی شد.
همزمان با ساخت مقبره طرح مجسمه نادر شاه به استاد ابوالحسن صدیقی سفارش داده شد و وی موظف شد مجسمه نادر شاه سوار بر اسب را در محل مشخص شده در طرح سیحون نصب کند.
انجمن آثار ملی، در مهر ۱۳۳۵، عملیات ساختمانی بنای آرامگاه نادر و عمارت فرعی و محوطهسازی آن را به شرکت ساختمانی کا. ژ. ت واگذار کرد.
این آرامگاه شامل سکویی دوازده پلهای، محل گور، پوششی خیمه مانند بر روی قبر، سکویی مرتفع در مجاور قبر با مجسمه نادرشاه سوار بر اسب و سه تن دیگر در پی او، یک غرفه فروش کتاب و ۲ تالار موزه به نام موزه اسلحه دورههای مختلف تاریخ ایران و موزه اسلحه و آثار مربوط به دوران نادر شاه تشکیل شده است.
در تالار موزه اسلحه به انواع سلاحهای دوره افشاریه، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنههای جنگ، وسایل سوارکاری مانند زین و برگ اسب از دوره افشاریه تا قاجاریه، چند نسخه خطی از جمله تاریخ جهانگشای نادری و ۲ شمشیر متعلق به نادر اختصاص دارد.
تالار موزه دوم که از سال ۱۳۷۳ به مجموعه اضافه شد، در آن انواع سکه، ظروف و دیگر اشیای اهدایی از دوره صفویه تا معاصر به نمایش در آمده است.
آدرس: خیابان آیت ا... شیرازی، نبش چهارراه شهدا

موزه راهآهن
اولین بخش از موزه راهآهن مشهد، قسمت سالنیاش است که داخل سالن انتظار ایستگاه است. جایی که چند سال پیش به کافه موزه راهآهن تبدیل شده بود. البته تجربه موفقی نبود و پس از مدت کوتاهی، این کافه به علت نامعلومی تعطیل شد.
وارد این بخش که میشوید، اولین چیزی که روبهرویتان میبینید، تصویر ریزعلی خواجوی و روزنامه اطلاعات سال ۱۳۴۰ است که خبر فداکاریاش را در صفحه اول چاپ کرده است.
این تصویر، اولین عکس از مجموعه عکسهای روایت تاریخ راهآهن در مشهد و ایران است که دورتادور سالن موزه قرارداده شده است. عکسهایی از بلیتهای قدیمی دهه ۴۰ و ۵۰، ساختمان تاریخی ایستگاههای مشهد و تبریز و تهران و...
فضای هفتاد و چندمتری بخش سالنی موزه فقط نمایشگاه عکس نیست، بلکه پر از وسایل ریز و درشتی است که سالهای دور و قبل از ورود فناوری به راهآهن از آنها استفاده میکردند.
از تراورسهای آلمانی و روسی گرفته تا دیگر وسایل ارتباطی ۵۰، ۶۰ سال قبل که شاید در موزه خود کارخانه سازندهشان هم نمونهاش پیدا نشود. در میان همه آن وسایل که بعضیهایشان کمی بیش از حد تخصصی است، نمونههای جذاب پرشماری هم پیدا میشود.
در همان بدو ورودتان به سالن موزه با یکی از عجیبترین وسایل آن آشنا خواهید شد. ماشین حسابی هندلی که بعید است چیزی شبیه به آن را در هیچ کجا دیده باشید.
در چند قدمی ماشینحسابها با انواع و اقسام فانوسهای سوزنبانی با عمرهای مختلف روبهرو میشوید که از جذابترین اشیای این موزه است. آنهایی هم که علاقه دارند تا از کار سیستمهای مکانیکی قطار سردربیاورند، در این سالن به آرزویشان میرسند.
بخش زیادی از موزه سالنی راهآهن، به همین وسایل نظیر موتور دیزل، سیستم ترمز و چرخهای قطار اختصاص داده شده است که در نگاه اول چند دقیقهای محوشان خواهید شد.
وسایل ارتباطی قدیمی ایستگاههای راهآهن با اینکه تعدادشان زیاد نیست، ولی جزو ناشناختهترین و عجیبترین وسایلی هستند که در این موزه به نمایش گذاشته شدهاند.
بخش دیگر موزه راهآهن مشهد، باغ موزهاش است. قسمتی که به خاطر وسایل خاص آن، در فضای بیرونی ایستگاه بنا شده است. وارد این بخش که بشوید، در اولین برخورد ۵۰، ۶۰ سال یا حتی بیشتر به عقب پرتاب میشوید و احتمالا چند دقیقهای خشکتان میزند و محو تماشای واگنهای قطار، جرثقیل و دیگر وسایلی میشوید که شاید تا قبل از این و در بهترین حالت فقط تصویرشان را دیده باشید.
در باغ موزه راهآهن علاوه بر اینکه اشیا به خوبی و با جزئیاتشان مرمت شدهاند، همهچیز سر جای خودش قرار دارد و هیچچیز از دید بازدیدکننده پنهان نمیماند.
در این بخش از موزه اولین برخوردتان با یک لکوموتیو ۶۶ ساله بخار خواهد بود که احتمالا تنها بازمانده این دست از قطارهای زغالسنگی انگلیسی در ایران است.
شاید اگر فیلم و عکسهایی از دهه ۵۰ میلادی دیده باشید، چشمتان به جمال یکی از این لکوموتیوهای بخار و واگن حمل زغال سنگش که اتفاقا در موزه راهآهن مشهد هم یکی از آنها هست، روشن شده است.
سر که بچرخانید با یک غول عظیمالجثه آشنا میشوید که متعلق به سال ۱۹۳۹ میلادی است و جزو قدیمیترین و کمیابترین جرثقیلهای ریلی خطوط آهن ایران محسوب میشود.
آنطور که میگویند با تمهیدات خاص ترافیکی از انبارهای شرکت رجا به مشهد آورده شده است. باغ موزه راهآهن، درست شبیه بخش سالنیاش پر از اشیای ریز و درشت مختلفی است که شما را تقریبا با صفرتاصد کار ریلی آشنا میکند.
هر طرف را که نگاه کنید یک وسیله یا شئ تازه میبینید که تا قبل خواندن توضیحات آن، نمیدانید که اصلا چیست و به چه کاری میآید.
از ریل سوراخکن و پیچبند گرفته تا وسایل توزین و ماشینهای اندازهگیری خط و.... تازه پس از بازدید از این موزه خواهید فهمید که توسعه خطوط ریلی با چه سختی و مشقتی همراه بوده و هست؛ و البته یک شیء خاص هم در این بخش موزه قرار دارد که به ظاهر هیچ سنخیتی با دیگر اشیای موزه ندارد.
این شیء خاص بخشی از سنگ قبر دو تکه میلی مشهدی، شاعر قرن نهم مشهد، است که روزگاری قبرش در محدوده راه آهن قرار داشته و به دلیل ساخت خط دوم راه آهن مشهد هر تکهاش به سمتی رفته است تا شاید روزی در کنار هم قرار گیرند. روزی که ظاهرا زیاد دور نیست.