روزگار از دست رفته «مجتمع تجارتی آهن»
درست روبهروی مجموعه ساختمانهای مرتفع در بولوار فردوسی، مجتمع یکی از اصناف قدیمی مشهد در محله سجاد واقع شده است؛ مجتمع تجارتی آهن. مجتمعی که سال ۱۳۷۲ گشایش مییابد و ۱۵۸ آهنفروش مشهدی، دفاتر خود را در آن به راه میاندازند.
آن زمان سیستم خرید و فروش آهن از طریق تعاونی ویژه این صنف صورت میگرفت. یعنی آهنفروشان براساس سهمیهبندی، حوالههای خود را دریافت میکردند و به انبار آهن که در محدوده خین عرب واقع بود، تحویل میدادند و سفارشهای خود را تحویل میگرفتند.
منتها با کمرنگ شدن فعالیت تعاونیها و تغییر سیستم عرضه محصولات فولادی و پدیدآمدن مالیات بر ارزش افزوده، وضعیت بازار این صنف نیز تغییر کرد. در این میان، افرادی خود را با وضعیت جدید وفق دادند و به کار خود در قالب جدید ادامه دادند، افرادی هم شغل خود را عوض کردند و برخی حتی ورشکست شدند.
شرایط جدید را بر نتابیدند؛ بنابراین مجتمع آهن در سال ۱۳۸۲، بهصورت نیمهتعطیل درآمد. بیش از این را در گزارش زیر که در گفتگو با چند بازمانده قدیمی صنف آهن در مشهد و رئیس اتحادیه آهنآلات ساختمانی و صنعتی مشهد که در این مجتمع حضور دارد، بخوانید.
موسی کافی؛ از بنّایی تا نگهبانی
با ورود به فضای این مجموعه، ناخودآگاه به بالای سر خود نگاهی میاندازیم. مجموعهای قرص و محکم که در ۶ طبقه بالا رفته است. وارد اتاق نگهبان مجتمع آهن میشویم. آقای موسی کافی مردی ۵۴ ساله با سیمایی استخوانی و قوی.
مردی که ۲۷ سال از عمر خود را صبورانه در این مجموعه گذرانده است و آنقدر به اینجا وابسته شده که حتی بعد از رکود مجتمع و رفتن آهنفروشان، دلش نیامده برود. به قول خودش بنّای همین ساختمان در سال ۱۳۶۸، بوده و بعد نگهبان آن شده است.
هیچکس بهتر از او نمیتواند تاریخچه مجتمع آهن را با حس خاص و زیبا تعریف کند. میگوید: اینجا ۱۵۸ واحد دارد که صاحبان اصلی آن ۱۵۸ آهنفروش بودند که تا سال ۱۳۸۲ حضور داشتند.
اما با کمرنگشدن فعالیت تعاونیها، وضعیت آنها نیز تغییر کرد. عدهای ورشکست شدند، عدهای فوت کردند و تعداد محدودی هم در خین عرب به کار خود ادامه دادند. یعنی در محل انبارهای خود. او ادامه میدهد: اکنون حدود ۳۰ تا ۴۰ مستأجر از مشاغل مختلفی همچون املاک، ثبت شرکت، دفتر تبلیغاتی و ...، در این مجتمع حضور دارند.
هیچکس از آنها شاکی نبود
از او درباره آهنفروشان میپرسیم. اینکه مردمان این صنف چه ویژگیهای اخلاقی داشتند. با همان صمیمیت خود میگوید: آهنفروشان، شخصیتهای اجتماعی سطح بالا داشتند. حق میدادند و حق میگرفتند. هیچکس از آنها شاکی نبود و مردم از خریدشان راضی بودند و اینطوری نبود که کلاهبرداری شود. از طرفی آنها افرادی مؤمن و خیر بودند.
یادش بخیر و خدابیامروزی ضمیمه حرفهایش میکند و از حاج آقای معمارزاده، کمالی، سوزنی، قاضی حسینی و رضاییِ ازغندی نام میبرد.
بعد هم ادامه میدهد: پاساژ از ساعت هشت صبح باز میشد و تا ۹ شب یکسره باز بود. در جشنها، شیرینی توزیع میکردیم و در ایام محرم هم برنامه داشتیم. در همین راهروی طبقه همکف، فرش پهن میکردیم و دعای ندبه و کمیل برگزار میشد.
آهنفروشان، شخصیتهای اجتماعی سطح بالا داشتند. حق میدادند و حق میگرفتند. هیچکس از آنها شاکی نبود
مغازههای خاکخورده
به همراه نگهبان قدیمی مجتمع آهن، از طبقههای دیگر دیدن میکنیم. تمام دفاتر موجود در مجتمع، کوچک و جمع و جور هستند. از هفتمتر شروع میشود تا ۱۹ متر و به گفته آقا موسی، تجاری هستند با سند ششدانگ.
بعضی از اتاقها، با قیمت بسیار مناسبی به مشاغل مختلفی رهن و اجاره داده شدهاند و بسیار مرتب هستند. اما دفاتر بسیاری هم خالی هستند و در کمال ناباوری در دفاتری هم هنوز میز و صندلی و دفترهای خاکخورده آهنفروشان قدیمی باقی مانده است.
حتی روی شیشه مغازه هم نام فامیل آهنفروش به چشم میخورد. البته نام فامیلی که نیمی از آن پاک شده است و فقط خاطرهای کوچک را میتواند زنده کند. آقای کافی با دیدن این مغازهها نام فامیل آن فرد را کامل میگوید و خدابیامرزی نثارش میکند.
برادران فولادکار و آهنچی
خوشبختانه در این بازدید، یکی از آهنفروشان قدیمی را میبینیم که در دفتر خود کمابیش شغل سابق را ادامه داده است.
احمد حسینی ۶۲ سال دارد و از همان ابتدای افتتاح مجتمع در بازار بوده است. با توجه به سابقه کاریاش از او میخواهیم، تاریخچهای مختصر از شغل آهنفروشی در مشهد را برایمان بازگو کند.
او هم باحوصله تعریف میکند: از اولین آهنفروشان مشهد، دوبرادر به نامهای حاجمحمدحسن آهنچی و حاج محمدحسین فولادکار بودند که انبار هر دو در محدوده پایینخیابان قرار گرفته بود. او ادامه میدهد: آنها در زمان جنگ جهانی دوم از روسیه خرید میکردند.
آن زمان آهن، از کشورهای اروپایی وارد میشد تا اینکه کارخانه ذوبآهن اصفهان در سال ۱۳۴۴ افتتاح شد و از سال ۱۳۵۰ آهن این کارخانه روانه بازار شد. البته سال ۱۳۵۱ کارخانه پروفیل توس هم در مشهد افتتاح شد. اما از او میخواهیم خاطرهای از مجتمع آهن برایمان تعریف کند. فقط میگوید: خاطرهام تلخ است. چرا اینجا این شکلی شد.
شهیدان مجتمع آهن
چند طبقه دیگر را نیز با آقای کافی بالا میرویم تا به آخرین پاگرد ساختمان میرسیم. پاگرد بزرگی که زمانی آن را به واحدی مسکونی تبدیل کردند و در اختیار خانواده آقای کافی گذاشتند و او، دختر و پسرش را در همین واحد کوچک، راهی خانه بخت کرد. حالا اینجا برای او خاطرهساز شده است.
روی دیوار اتاق، تابلوی بزرگی جانمایی شده است که روی آن عکس فرزندان شهید خانواده آهنفروشان مجتمع آهن خودنمایی میکند. شهید محمد هوشیار کاشی، شهید مرتضی نوروزی، شهید محسن شوشتری، شهید محمدجواد عطایی، شهید عباس توسلیان و شهید ناصر سخاوتی. در اتاقی دیگر نیز پروندههای خاکخورده زیادی روی کمد، انباشته شده است.
غولهای آهنی
روی پشت بام میرویم و با دوغول آهنی که سایه بزرگ خود را روی مجتمع آهن انداخته اند، مواجه میشویم. به این فکر میکنیم که اگر مجتمع آهن و آهنفروشان میتوانستند خود را با شرایط اقتصادی جدید وفق دهند، هیچ ساختمانی قدرت نداشت، سایه سنگین خود را بر این مجموعه بیاندازد.
۲۵۰ پروانه کسب ابطالی
دوباره راهی طبقه همکف و دفتر رئیس اتحادیه آهنآلات ساختمانی و صنعتی مشهد که مدیرعامل شرکت تعاونی تهیه و توزیع آهنآلات مشهد نیز هست، میشویم.
محمدرضا عطایی صانعی نیز خود از قدیمیهای صنف آهن مشهد است و ادامهدهنده شغل پدر و عمویش. میگوید: پدرم از سنه ۱۳۳۶، آهنفروش بودند و من هم از سال ۱۳۵۰، شاگرد ایشان بودم. زمانی که آهن کیلویی ۱۷ ریال بود و حالا که کیلویی ۱۶۵۰ تومان است.
او در ادامه از دلایل تعطیلی کار آهنفروشان مجتمع آهن میگوید: نخستین دلیل تعطیلی این بازار، تغییر سیستم عرضه محصولات فولادی از صورت تعاونی به شکل بازار بورس بود. یعنی با توجه به تغییر سیاستهای اقتصادی دولت، فعالیت تعاونیها هم کمرنگ شد. قبلا جنس را تعاونی توزیع میکرد و اکنون در بازار بورس معاملات انجام میشود.
رئیس اتحادیه آهنآلات ساختمانی و صنعتی مشهد با بیان اینکه تاکنون ۲۵۰ پروانه کسب ابطالی از سوی آهن فروشان داشتهاند میگوید: دلیل این موضوع، اجرای سلیقهای مالیات بر ارزش افزوده و سازگارنشدن آهنفروشان با شرایط جدید بود؛ بنابراین درصد بالایی از آنها، از یکی از اتحادیههای همگن کار ما که برای پرداخت ارزش افزوده فراخوان نشد، پروانه گرفتند. درواقع آنها برای فرار از پرداخت مالیات در صنف خود، وارد آن صنف شدند.
او رقم دیگری نیز در اختیار ما میگذارد و آن هم تعداد ۶۰۰ پروانه کسب موجود شغل آهنفروشی است که به گفته عطایی صانعی ۱۰۰ پروانه دیگر نیز در دست اقدام است.
مدیرعامل شرکت تعاونی تهیه و توزیع آهنآلات مشهد، در ادامه صحبتهایش به توضیح کوتاهی از وضعیت انبارهای آهنآلات در مشهد میپردازد: سال ۱۳۶۰، هیئت مدیره وقت هیئت تعاونی آهنآلات مشهد، در محدوده مهدیآباد و خین عرب، دو مجتمع انبار آهن تاسیس کرد که هر کدام ۸۰ انبار برای ارائه و عرضه کالا به متقاضیان آهن دارد.
وی ادامه میدهد: در سال ۱۳۷۲ نیز دو مجتمع دیگر در خین عرب با همان ۸۰ انبار تأسیس شد. یکی مجتمع مستعملفروشها در شهرک نوید و مجتمعی در فاز سوم بولوار کشاورز. آخرین مجتمع نیز، مجتمع امین در خین عرب بوده است.
کمکهای پشت جبهه صنف آهنفروشان
به پایان صحبتهایمان نزدیک شدهایم که چشممان به تابلوی عکس نام شهیدان فرزندان آهنفروشان بر دیوار این واحد تجاری میافتد؛ درست شبیه همان تابلویی که در طبقه بالا دیده بودیم. در مییابیم که برادر آقای عطایی نیز یکی از همین شهیدان است. محمدجواد عطایی در سال ۱۳۶۱، در عملیات مسلمبنعقیل در سومار شهید میشود.
با صحبت درباره جنگ و جبهه، آقای عطایی آلبومی قدیمی را از کمد بیرون میآورد که عکسهای بسیار جالبی درون آن به یادگار مانده و سندی است بر حرفهای او. آلبوم پر است از عکسهای خدمترسانی صنف آهنآلات مشهد به جبهه.
آقای عطایی میگوید: صنف ما از ابتدای جنگ، در حوزه اعزام نیرو و تدارکات بسیار فعال بودند. تدارکاتی مانند ارسال غذا، امکانات سنگرسازی، فرستادن اتوبوس و آمبولانس و جیپهای جنگی.
این گزارش شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۵ در شماره ۲۲۲ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است
