در محله مشهدقلی، اوستا آرشیا آهنگر، با ۷۰ سال سن و عشق بسیار به این حرفه، همچنان آهنهای گداخته را میکوبد. او که استراحت را مایه بیماری میداند، از روزهای رونق پیش از انقلاب و مشکلات امروز این شغل طاقتفرسا برای جوانان میگوید.
محمد صفرزاده میگوید: کارم را با مقداری آهن، کوره آهنگری که خودم ساختم و ابزاری مانند چکش، پتک، سوهان، چرخ چاقو تیزکنی، سندون آهنگری و قیچی حلب بری شروع کردم و اوایل سیخ کباب، زغالگیر، خاکانداز و کلنگ میساختم.
ابتدا در اطراف، زمینهای فراوانی وجود داشت که کسی از آنها استفاده نمیکرد و از آنجاییکه کارهای آهنفروشی همیشه با سروصدای فراوانی همراه است مغازه و کارگاه خود را در اینجا داير کردم.
خیابان سرخس به خاطر اینکه مشاغل قدیمی زیادی را بیشتر از چهل، پنجاه سال در دل خود جا داده است، میتواند نقطه اتکای خوبی در حوزه گردشگری مشهد باشد.
همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعلبندیاش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را میآورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوانترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
کربلایی محمد صفرزاده میگوید: یکی از شغلهای مهم قدیم، آهنگری بود. اصلیترین آهنگریهای مشهد در حوالی دروازهقوچان (میدان توحید فعلی)، بست پایینخیابان، کوچه سیابون و خیابان سرخس واقع بودند.
این هنرمند میگوید: کارم در دوبی گرفته بود اما یک شب قبل از اینکه بروم روی صحنه، برادر بزرگترم زنگ زد و ورق زندگیام برگشت. وقتی شنیدم پدر و مادرم از دوری من گریه میکنند، برنامههایم را در دوبی لغو کردم.
مجتمع تجارتی آهن سال ۱۳۷۲ گشایش یافت و ۱۵۸ آهنفروش مشهدی، دفاتر خود را در آن به راه انداختند اما این مجتمع ده سال بعد به حالت نیمه تعطیل درآمد.
اسماعیل امکانیمقدم، عمری را به آهنگری گذراند، اما آنچه او را سخت کرده بود، آهن و آهنگری نبود؛ بیکسی و تنهایی بود. آهن، تنها سهم او از زندگی بود. دستهای گرم او از هر ورق آهن سرد چیزی میساخت.
حاجعلی غلامپور معروف به اوستا ماشالا از جمله کارگرانی بود که در طرح بازسازی آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۳ در کسوت آهنگر مشارکت داشت و طرحهای خلاقانهای نیز ارائه کرده که موجب پیشرفت کار شد.
حاجمحمد حدادخداپرست، قدیمی محله عامل، از بنیانگذاران ادوات کشاورزی ایران است.
محمدرضا شجاعی، سهراب و غلامرضا داوری به گفته خودشان، تنها ملاقهسازان دستی بزرگ این مرز و بوم هستند. میگویند کارشان در سطح ایران لنگه ندارد و فقط و فقط از قوم و قبیله خودشان به آنها به ارث رسیده است. حالا چندین سال است که در این گوشه شهر، جایی در انتهای شهرک شهید باهنر، قبل از پل و در زمینهای ناهموار خاکی و کنار گاراژها در هوای گرم تابستان آتشی اختیار کرده و مشغول به کار در این حرفه کمتر شناخته شده هستند.
در واقع هیچ چیزی نیست که به این کارگاه بیاید و از آن بهرهای برده نشود. اینجا هیچ شیئی دور ریختنی نیست، چون محمدرضا احمدپناه که برای بسیاری از کارگران، کارمندان و حتی مدیران شهرداری منطقه شناخته شده است، نمیگذارد در کارگاهش هیچ چیز بدون استفاده بماند. کارگاه او در انبار مرکزی شهرداری منطقه ۷ در صبای ۹۱ واقع است. جایی که ما مجذوب خلاقیت و کارآفرینی این مرد پر تلاش میشویم.
راهاندازی کارگاه خیاطی برای تولید ریسه و پرده از پارچههای استفادهشده، ساخت فرغون از ورقهای ضایعاتی آهن، پرورش گل و گیاه بهجای خرید و همچنین ساخت بالابر بهجای اجاره آن از مهمترین اقدامات شهرداری منطقه ثامن بوده که امسال اجرا شده است.
طرحهایی که نقطه قوت آن استفاده از ظرفیت محلی است؛ زیرا این تولیدات خلاقیت کارگران و پاکبانها را نشان میدهد و از طرف دیگر باعث بازآفرینی شده است.
محله جلالیه از میدان شهدای مسجد گوهرشاد یا همان پنجراه پایین خیابان در ضلع جنوب غربی آغاز میشود، از یک سو وارد خیابان سرخس میشود و سمت چپ آن خیابان را تا پایان پوشش میدهد.
با چند تکه موکت و فرش محل نشستنش را پشت سندان آماده کرده است و هر روز ساعتها روی همین چند تکه فرش و موکت رنگ و رو رفته مینشیند و با چکش به تکههای آهن سر و شکل میدهد تا روزی حلال برای همسر و فرزندانش ببرد. پشت سندان نشسته و با چکش در حال محکم کردن چفت و بستهای زنجیر است. مهارتی که در دستانش است فوقالعاده مینماید. دستش خطا ندارد و آهن سرد و بیروح را آنچنان رام میکند که فقط با چند ضربه همان شکل دلخواهش را میگیرد.
در و پنجره یکی از عناصر مهم در معماری است. خانه یا محل کاری که نور و گردش هوای مناسبی نداشته باشد، بر روحیه ساکنان آن تأثیر منفی خواهد گذاشت. در طول سالیان تغییرات زیادی در عرصه تولید در و پنجره ایجاد شده است، از اُرسیها (در و پنجرههای چوبی و شیشههای رنگی) دوره قاجار بگیرید تا در و پنجرههای دوجداره امروزی. احمد غفوری یکی از قدیمیترین کسبه در و پنجرهساز محله خاتم الانبیا(ص) درباره این حرفه و تغییرات آن توضیحات شنیدنیای دارد.
دهه50 بخشی از محله خواجهربیع مشهد که خارج از شهر قرار داشت مرکز صنف آهنگران بود و بیشترین مغازههای آهنگری در آنجا قرار داشت. آهنگران به همراه خانوادههایشان در این محدوده ساکن بودند. ساخت ابزار کشاورزی مانند داس، بیل، خیش و خرخره و دوکارد و چاقو کار مهم آهنگرها بود.
صدای فرزکاری و برش آهن در فضا پیچیده است و توجه من را به خودش جلب میکند. مسیر خودم را به سمت صدا کج میکنم، تعدادی کارگاه در و پنجرهسازی را میبینم که برخی از آنها مشغول به کار هستند. برادههای گداخته آن در هوا پرت میشود و تصویری زیبا به چشم میآید. از کارشان که میپرسم متوجه میشوم سابقه تولید در و پنجره در محله کوی کارگران به حدود 70سال قبل باز میگردد.
در سال 1378 از سپاه بازنشست شدم، اما 2سال قبل از بازنشستگی کارخانه تولید قطعات دفاعی، خودرویی و گازی را در جاده کلات راه اندازی کردم. یکی دو سال اول راه اندازی کارخانه، 3نفر بیشتر نبودیم، اما آرام آرام به تعداد نیروها و وسعت کارخانه اضافه کردم. موفق شدم عنوان بزرگترین تولیدی قطعات شرق کشور را کسب کنم.