محله ثامن - صفحه 3

محله

ثامن

محله ثامن حدود سال ۱۳۷۹ و پس از ساخت آپارتمان‌های تقریبا یک شکل پا گرفت. سال ۱۳۸۳ شهرک صنعتی ثامن نیز در این محله افتتاح شد. این شهرک که شامل کارگاه‌های تولیدی و مراکز خدمات خودرویی است باعث شده این محله تبدیل به مرکز سکونت کارگران این کارگاه‌ها و همچنین محل مراجعه افراد از محلات مختلف به محله باشد.

محله ثامن
کریم نجفی تنورمالی را کنار پدر و پدربزرگش در عراق یاد گرفته، بعد به مشهد مهاجرت کرده و کسب و کار خودش را راه انداخته است. حالا سال‌هاست که تنور مال قدیمی این محله است و داستان‌های زیادی درباره این شغل کمتر شناخته‌شده دارد. 10سالی می‌شود که این دستگاه را خریده‌اند و کار خودشان را راحت‌تر کرده‌اند. گل را از یک سمت داخل دستگاه فشار می‌دهند و از سمت دیگر، گل نرم و یکدست بیرون می‌آید. پیش از فرستادن گل به دستگاه پرز قالی را هم به گل خیس می‌چسبانند.
خیابان سخاوت، عمری به قدمت محدوده گلشهر دارد. این خیابان مسیری پر رفت و آمد است که میانبری برای رسیدن به انتهای گلشهر محسوب می‌شود. این معبر از خیابان شهید محور در محله ثامن آغاز و به خیابان شفیعی 49 منتهی می‌شود. مسیری پرتردد بین دو محله که پر از فروشگاه ها و منازل مسکونی است. ابتدای آن از سخاوت یک تا تقاطع بولوارکرامت، مسیر دوطرفه، دارای پیاده رو و با شمایل یک خیابان است. از تقاطع کرامت تا سخاوت 37 عرض معبر کم می‌شود و از آنجا تا انتهای مسیر کوچه های پیچ دار است و بافتی فرسوده دارد.
اینجا کارگاه «تریکوبافی» جمع و جور و مرتبی است. همان شغلی که لباس‌های بافت زمستانی یا کش‌های سر آستین کاپشن را برایمان آماده می‌کند. صاحبش محمد قاسمی فرزند شهید است که همراه برادرش داوود کار می‌کند و همه همّ و غمش این است که کار باکیفیت ایرانی تولید کند. کار تولیدی این کارگاه آن‌قدر باکیفیت است که حتی در شرایط اوضاع نابسامان اقتصادی هیچ گاه بدون کار نمانده‌اند.بعضی همکارانش در همین فصل پرکاری تریکوبافی اگر سفارش بگیرند دو هفته دیگر تحویل می‌دهند. یعنی تا این حد سرشان خلوت است. اما محمد تا دو ماه دیگر نمی‌تواند سفارش جدیدی تحویل دهد.
چند وقتی است که جمعه‌بازار به محدوده‌ای به نام شترک منتقل شده و قفل تعطیلی بر فعالیت‌های آن در محله ثامن زده شد اما حالا دو ماهی است کرکره این جمعه‌بازار خاطره‌انگیز در سه‌شنبه‌بازار نوپا بالا رفته است و سازمان میادین و میوه و تره‌بار شهرداری مشهد فضایی ایجاد کرده است تا غرفه‌داران دورهم جمع شوند و روزبازاری پررونق برای اهالی بسازند. با اینکه سه‌شنبه بازارِ خیابان محور واقع در محله ثامن است اما به علت هم‌جواری با محله مهرآباد به نام روزبازار مهرآباد نام‌گذاری شده است. در این بازار که در زمین خاکی و روباز است، اقلام متنوعی خرید و فروش می‌شود.
کوچه دکتر رزمی10 در محله ثامن یک معبر با ظرفیت‌های مختلف است؛ از زمین مجهز والیبال و بوستان محلی سرسبز بگیرید تا مهد قرآن، حسینیه، مسجد و... .یک سمت آن، زمین‌های خاکی و خالی است و سمت دیگر کوچه کارگاه‌های صنعتی. نقطه پررنگ این کوچه وجود همین کارگاه‌های صنعتی در کنار همه این امکانات و بافت مسکونی است. یکی از این مشاغل، کارگاه‌های کوچک و بزرگ جاروبافی در همین راسته است که تعدادش کم نیست و این گذرگاه بین اهالی محله معروف به شهرک جاروباف‌هاست.
فاطمه چهارده‌ساله است و در کلاس نهم درس می‌خواند. او این روزها در کنار درس‌خواندن، ورزش را به‌طور جدی پیگیری می‌کند. هنگامی که با او هم‌کلام می‌شوم، آغاز روی‌آوردن به ورزش را این‌طور برایمان توضیح می‌دهد: تیرماه امسال باشگاه رزمی نزدیک منزلمان افتتاح شد. سال‌ها به ورزش‌های رزمی علاقه داشتم، اما به‌دلیل اینکه باشگاهی نزدیک‌ خانه‌مان نبود، نتوانستم فعالیتی داشته باشم.
منظره ابتدای کوچه کرامت در میدان کوچکی خلاصه می‌شود که تنها تزیین آن، درختچه ای خشک و بی‌بر در وسط آن است. بعد از آن از یک سو ردیف به ردیف منازل مسکونی ریزدانه قرار دارد و جایی برای تردد خودرو نیست. ابتدای کوچه کرامت به سبب وجود این خانه‌های در هم تنیده حالت بن بست به خود گرفته است اما از طرف مقابل آن تا میدان کرامت و جمعه بازار قدیم، خیابان‌ها عریض است. پارک‌های خطی و وجود مشاغل صنعتی آشکار و پنهان در کوچه پس کوچه‌های کوچه کرامت به این محدوده محله ثامن واقع در منطقه 5 بافتی صنعتی داده است.
همه چیز از پرکنی شروع می‌شود. البته این خوشه‌ها پیش از این سفر خود را آغاز کرده‌اند. سفری از دل دشت‌های وسیع استان آذربایجان شرقی. جایی که به قول جعفر شوریده قطب کشت گیاه جارو در ایران به حساب می‌آید و بهترین آب و هوا را برای پرورش این گیاه دارد. او چند بار در سال، چند تن بار سوار بر کامیون به این کارگاه می‌آورد. کارگاه که می‌گویم منظورم اتاقی کوچک با سقفی بلند در گوشه این حیاط چند وجبی است. اتاقکی که تا سقف پر شده از خرمن خرمن گیاه جارو.
چندی است بوستان‌های محدوده گلشهر پاتوق معتادان متجاهر شده و خانواده‌ها امکان استفاده از این مکان‌ها را ندارند. این برنامه با هدف دعوت از خانواده‌های اطراف برای حضور در بوستان و نا‌امن کردن فضا برای معتادان متجاهر برگزار می‌شود.
زندگی او به 2بخش هنر نقاشی و طراحی دوخت تقسیم می‌شود. زهره سادات علوی برای هر کدام از آن‌ها برنامه و آرزوهای دور و درازی دارد. از 6سالگی ذوق هنری‌اش گل می‌کند و نقاشی می‌کشد. زهره در هنرستان خیامی درس می‌خواند و رشته طراحی دوخت را انتخاب کرده است. او ساکن محله ثامن و متولد 1384 است.
محمد عماد ظفردخت به واسطه برادر رزمی‌کارش از همان دوران کودکی با ووشو و کاراته آشنا می‌شود و آن را ادامه می‌دهد. او حالا ١٥سال بیشتر ندارد و در همین سن و سال کلی مدال رنگارنگ در مسابقات مختلف کسب کرده است.
صدای خنده بچه‌ها توی گوش زمین خاکی پیچیده، چشم به آسمان آبی دوخته‌اند و بادبادک‌های رنگارنگشان را در باد می‌رقصانند. از آن سوی میدان صدای پرتاب تیرها به گوش می‌رسد، از کمان رها می‌شوند و زوزه‌کشان به نشانه می‌خورند. این زمین خالی در انتهای محله ثامن در محدوده گلشهر حالا تبدیل به قرارگاه تفریحی مهاجران افغانستانی شده است. در این گزارش به سرزمین کوچکشان پا گذاشته‌ایم تا دل به حرف‌های کمان‌داران خودآموز این منطقه بدهیم که در جمع‌های دوستانه به خود لقب «جومونگ‌های گلشهر» را می‌دهند و به این ورزش نشانه‌زنی می‌گویند.
در بولوار مفتح شرقی 6 جایی که اکنون با خانه‌های مسکونی یک یا حداکثر 2 طبقه محاصره شده است، روزگاری زمین‌های خالی و افتاده و مزروعی بوده؛ زمین‌هایی که زمانی جزو محدوده شهری به حساب نمی‌آمد. سال 1379 کم‌کم ساخت‌وسازها در این محدوده شروع شد و کوچه شهید «محمدرضا محور» شکل گرفت.
حجت‌الاسلام سید محمد تقی شریفی جوان است از نسل دهه شصتی‌های خستگی‌ناپذیر. او هم معلم است، هم ورزشکار و هم مجری برنامه‌های طنز و بازیگر. در همه این زمینه‌ها هم موفق بوده است. رمز موفقیت او را می‌توان در نوع نگاهش به معنای «خدمت» دانست. آقا سید محمد لباس روحانیتش را لباس خدمت می‌داند، نه فخر فروشی و دلش می‌خواهد تا جایی که می‌تواند نوجوان‌ها و جوان‌ها را از بزهکاری دور کند.
معصومه لیسانس زبان انگلیسی دارد و دانشجوی رشته حقوق بین‌الملل دانشگاه آزاد مشهد است. با این حال علاقه‌اش به هنر نقاشی باعث شده است تا آن را رها نکند. پدر و مادر معصومه فوت کرده‌اند. پدر اوایل انقلاب برای گذراندن دوره طلبگی از بامیان افغانستان به نجف اشرف می‌رود و بعد هم راهی قم و مشهد می‌شود. معصومه متولد قم است و ۳۰ سال سن دارد. از همان کودکی به نقاشی علاقه داشت و این را دفاتر نقاشی دوره دبستانش گواهی می‌دهد