روس‌ها

شرکت برانوبیل تا مدت‌ها در مشهد شعبه و نمایندگی رسمی نداشت. بازرگانان خراسانیِ مرتبط با عشق‌آباد، محصولات شرکت را شخصا و بعد از پرداخت عوارض گمرکی وارد ایران می‌کردند و کار توزیع آن را در کاروان‌سرا‌های داخل شهر برعهده داشتند.
شهریورماه سال۱۳۲۰، روس‌ها مشهد را به اشغال خود در می‌آورند و وضعیت معیشتی مردم تحت‌تأثیر آن قرار می‌گیرد. آشفتگی بازار در این شرایط، صدای اعتراض مردم از کمبود مواد غذایی و دیگر اجناس ارزشمند را بلند کرده بود و احتکارها شروع شد.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروان‌های تاجران و زائران را لخت می‌کنند.
سرکنسول انگلیس در مشهد وقتی می‌بیند که قوای روسیه هیچ‌اقدامی برای خروج از ایران انجام نمی‌دهد، یک گزارش مفصل برای یکی از روزنامه‌های انگلیسی‌زبان مطرح آن روز‌ها می‌فرستد تا مردم جهان ببینند که روس‌ها به تعهداتشان پایبند نیستند!
استخدام مستشار آمریکایی برای اصلاح امور، حکومت تزاری روس و حکومت پادشاهی انگلستان را ناخرسند کرد تا آنجاکه خواستار عزل مستشار آمریکایی و اخراج او شدند. روسیه، ایران را تهدید به اقدام نظامی کرد و این اتفاق، حوادثی را رقم زد.
عین‌السلطنه در توصیف مشهد می‌نویسد: مشهد شهر کوچکی نیست. بازارش معمور و رو به ترقی و آبادی است. ترک‌ها خانه‌های خوب ساخته و می‌سازند. تجارت روس از راه عشق‌آباد رواج دارد. قونسول روس و انگلیس عمارت و باغ عالی دارند.
بین سال‌های ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۷ در اوج جنگ جهانی انگلیسی‌ها در ایران قحطی هدفمند و مصنوعی ایجاد کردند که در خلال آن، جمعیت ایران تقریبا نصف شد و ۸ میلیون ایرانی به کام مرگ فرستاده شدند.
سرکنسول روسیه تزاری در مشهد در ۱۱ فروردین ۱۲۹۱ خورشیدی فرمان به توپ بستن حرم مطهر رضوی را صادر کرد و اقدام جنون‌آمیز وی در سرکوب مردم و هتک حرمت اماکن مقدسه، در تاریخ ایران ثبت شد.
اهالی محله، درویش‌علی صدایش می‌کنند. متولد ۱۳۰۴ در مهرآباد است و از واقعه مسجدگوهرشاد تا ورود روس‌ها به مشهد الرضا(ع) خاطره بسیاری از محله دارد. درویش‌علی یک شاهد زنده از عصری تاریخی است.
روزنامه «نوبهار» مورخ ۱۹ دی‌ماه سال ۱۲۸۹ خورشیدی گزارش داده است که مردم در مجالس تعزیه اباعبدالله به‌جای قند و چای، قهوه با عسل می‌نوشیدند. مردم حتی در خلوت خود هم به این موضوع پایبند و از چای و قند روی‌گردان بودند.
حدود ۸۳‌سال پیش هوای سرد مشهد تن بی‌خانمان‌های بسیاری را می‌لرزاند و حضور قوای سرخ هم هر‌روز بر تعداد گرسنگان شهر می‌افزود، آن‌چنان‌که نیکوکاران شهر در پی ایجاد سقفی برای مردم بی‌پناه شهر شدند.
دیهیمی در آخر نامه‌اش می‌نویسد: اهالی محترم خراسان می‌توانند با نهایت اطمینان امیدوار باشند که ارزاق آنها از هر‌حیث تا سر خرمن نو تأمین است و هیچ پیشامدی این وضعیت را نمی‌تواند تغییر دهد.
حسن حسینی می‌گوید: دوران کودکی‌ام به خیابان دانش «پل فردوسی» می‌گفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
۱۴۳ سال پیش، روس‌ها به این بهانه که پیمان آخال، مرز‌های حکومت قاجار را از حملات ترکمانان تکه، مرو و آخال خلاص می‌کند، شاه قاجار را به بستن آن پیمان تشویق کردند.
محمد ضروری که در زمان دفن رضاخان سرباز بوده تعریف می‌کند: مرا هم همراه سایر سربازان گارد برای برقراری نظم به آنجا بردند. تمام طول روز مانند مجسمه ایستاده بودیم و جرئت حرکت کردن نداشتیم.
اصغر دهباری که از هفت سالگی به‌عنوان شاگرد در یک کفاشی مشغول به کار شده است، با شروع جنگ به عنوان سرباز به جبهه می‌رود. یکی از کار‌هایی که در جبهه انجام می‌دهد واکس زدن کفش سرباز‌هاست.
زمانی که بلشویک‌ها قدرت را به دست گرفته بودند، در بخارا پسری متولد شد که بخش مهمی از تاریخ هنر عکاسی مشهد، وام‌دار اوست. ابراهیم ذهبی (سیاح)، عکاس فقید و پیشرو مشهد است.
«علی‌اکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، رفتن‌ها، آمدن‌ها، اعتصاب‌ها، پیروزی‌ها؛ پیرمردی که با‌وجود سن‌و‌سالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
کمیته‌ای ۸۰ سال پیش در مشهد تأسیس شد تا به آسیب‌دیده‌های جنگ جهانی دوم کمک کند.
در زمستان سال ۱۳۲۰ مردم شهر اشغال‌شده مشهد، نخستین کوپن را برای کالا‌های اساسی دریافت کردند.