روس‌ها - صفحه 2

یک هفته است مقیم (!) کوچۀ «باغ خونی» شده‌ام. می‌آیم و می‌روم. پشت دری می‌ایستم که نگهبان از آن‌سویش می‌گوید: «به ثانیه هم نمی‌شود!». منظورش را من خوب فهمیده‌ام؛ درِ باغ به‌روی هیچ شهروندی باز نمی‌شود.
میرزاطاهر رضوی در این نقاشی، بخشی از صحن عتیق را با وضعیت پس از توپ‌بندی به تصویر می‌کشد. قشون روس در میانه صحن عتیق دیده می‌شوند، کالسکه و گاری متعلق به آن‌ها در میانه صحن است و اسب‌ها کنار نهری هستند که بعد از سقاخانه اسماعیل‌طلا به سمت پایین‌خیابان جریان دارد.
رشید پسندیده‌رهورد می‌گوید: شب به شهر عشق‌‏آباد رسیدیم. آنجا دو تا زندان داشت؛ یکی مربوط‌به افراد خطرناک که در داخل شهر بود و دیگری برای زندانیان عادی بود که در مسافتی نزدیک به شهر قرار داشت.
این گزارش ماجرای خواندنی تیمی است که شهریور ۸۲ سال پیش با نام تیم ملی در مسابقات فوتبال افغانستان حضور یافت، اما پس از بازگشت، ایران را اشغال شده دید.
رمضان جابری‌صومعه بزرگ، شهروند صد و پنج ساله محله، ولی عصر است. شناسنامه‌اش می‌گوید او متولد دی ماه ۱۲۹۷ خورشیدی است.
حافظه‌ سیداصغر میرچاوشی مثل ساعت کار می‌کند و همه‌چیز را با جزئیات به‌خاطر دارد. او جزو اولین‌ساکنان ده‌متری بلال است و خاطرات شنیدنی‌ای از مشهد قدیم دارد.