محله سید رضی - صفحه 4

محله

سید رضی

محله سیدرضی محله‌ای با بافت متراکم است که سکونت در آن از اواسط دهه ۶۰ آغاز شده است. قدیمی‌ترها روایت می‌کنند که بعد از تشکیل محله آزادشهر، ساخت ساختمان‌های ویلایی درمحله سیدرضی آغاز شده وبیشتر مکانی برای تفریحات آخر هفته شهروندان بوده است. سیدرضی ازشاعران و فقهای قرن چهارم شیعه و گردآورنده نهج‌البلاغه است.

محله سید رضی
یکی از مکان‌هایی که بانوانی بسیجی را دور هم جمع کرده، پایگاه بسیج شهید صیاد شیرازی واقع در سیدرضی ۳۹ است که ۱۵ سالی می‌شود به صورت جدی فعالیت فرهنگی و مذهبی می‌کند.
«بچه‌های آسمان» اولین کتابخانه تخصصی کودک مستقل در کشور است که در خیابان سیدرضی ۲۹ قرار دارد. این کتابخانه سال ۱۳۹۴ عنوان کتابخانه نمونه کشوری را به دست آورد.
«محمدعلی ملکی‌فر» از اولین فارغ التحصیل‌های رشته پزشکی در مشهد بوده است. او سال ۱۳۳۲ وارد دانشگاه شد و بعد از پایان تحصیل به زادگاهش، روستای چکنه بازگشت تا به مردمان آن دیار خدمت کند.
زهرا قیصری، هنرمند تذهیب کاری است که آثار خلاقانه‌ای خلق می‌کند. او در زندگی هنری خود هیچ دوره آموزشی را ندیده با این حال در کارش ماهر است.
سیدمهدی بامشکی، شاعر، مداح و مبارز انقلابی در محله عیدگاه مشهد متولد شده و چندین بار با امام خمینی (ره) دیدار داشته است
خاطرات قدیمی‌های محله سیدرضی از روز‌های انقلاب شنیدن دارد. آن‌هایی که هنوز هم سنگرشان در حفظ کرده اند و در مسجد فاطمه الزهرا (س) در سیدرضی ۳۵ به جوانان درس مقاومت می‌دهند
خیابان مهران ۳، تا آموزگار ادامه دارد که البته وجود کال آموزگار مانع اتصال این معبر به بولوار اصلی شده است.
خیابان سیدرضی‌۴۵، معبری فرعی در محله سیدرضی است که تا بولوار جلال‌آل‌احمد ادامه دارد و کاربری‌های متنوعی در آن فعال است. در ورودی این خیابان، تعمیر‌گاه‌های خودرو به چشم می‌خورند.
کمتر مشهدی است که گذرش به کوچه پشت پمپ بنزین بولوار معلم نیفتاده باشد. کوچه‌ای که سرتاسر آن را تعمیرگاه‌های خودرو و یا فروشگاه‌های لوازم یدکی گرفته است.
محمد تقی هوشیار، معمار پیشکسوت ۸۳ ساله‌ای است که در پروژه‌های مهمی از جمله ساخت راه‌آهن، سینما آفریقا، بلوار وکیل آباد، قاسم آباد، بولوار پیروزی و... نقش داشته است. 
محمد تقی قربانیان شاندیز از ۱۰ سال پیش؛ اربعین مهمان کربلاست و بسیاری از عاشقان اباعبدالله را هم با خودش همراه می‌کند.
۱۰ نفر از تیم باشگاه وحدت محله سیدرضی که در مسابقات کشوری کاراته حضور داشتند، مقام‌های برتر کشوری را به خود اختصاص دادند.
آن زمان که دایی‌ام عتیقه‌فروشی زد، من جوان و تازه‌کار بودم و مبل‌فروشی دایر کردم، اما بعد که دیدیم بازار سمساری بهتر است، وارد این کار شدیم.
داوود خسروجردی می‌گوید: آن‌هایی که می‌مانند آینده خوبی دارند. الان خودرو زیاد است و تعمیرکار خوب، مشتری خودش را دارد. به نظرم مکانیک‌های الان به خاطر اجاره‌ها و هزینه‌های زیاد نمی‌توانند چندان حقوقی به شاگردان دهند اما اگر کارآموزی باشد که از ابتدا دنبال پول نباشد و سختی‌های اولیه را تحمل کند، بعد خودش می‌تواند مغازه دایر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
سال87 بود. کلاس پنجم. زنگ ادبیات. درسی داشتند که درباره تعزیه‌خوانی مختصر توضیحی می‌داد. از کودکی در روستایشان مراسم تعزیه‌خوانی را دیده بود. عاشق آن بود اما هر بار سمت اعضای این گروه و وسایلشان می‌رفت با این تصور که او بچه است، دورش می‌کردند. این کلاس و درس، آتش آن علاقه را شعله‌ور کرد. به همکلاسی‌اش گفت بیا یک گروه تعزیه تشکیل دهیم. همین ایده، محمد ابراهیمیان را وارد عرصه تازه‌ای کرد و از آن‌زمان که یک گروه تعزیه پنج‌نفری تشکیل داد تا امروز که گروهی 35نفری هستند، هر سال مراسم تعزیه‌خوانی دارند.
کسانی که در هلال احمر و عرصه امدادرسانی باقی می‌مانند از دل و جان در آن مایه می‌گذارند. به قول پدرم «امدادگری عشق است» و تا کسی عاشق این کار نباشد قدم در چنین راه پرمخاطره‌ای نمی‌گذارد. کار ما سختی‌های زیادی دارد؛ زمانی که پا در حادثه‌ها می‌گذاریم اول از همه از جان خودمان می‌گذریم تا آلام مردم حادثه دیده را تسکین دهیم. وقتی به مأموریت می‌رویم قدم در راهی می‌گذاریم که نمی‌دانیم برمی‌گردیم یا نه. اگر هم برگردیم زمان بازگشتمان مشخص نیست. همکار داشتیم که در زلزله بم، بعد از سه ماه به شهر خودش بازگشته بود.
کوروش رفاهی می‌گوید: یک روز دیدم بچه‌های کلاس ششمی مدرسه، یک بچه کلاس دومی را می‌زدند تا خوراکی‌هایش را از او بگیرند. من هم به کمک این بچه رفتم و نگذاشتم او را اذیت کنند. او دوبار در مسابقات استانی، به طور عمد خودش را بازنده کرده است که علتش را این‌گونه بیان می‌کند: حریفی داشتم که خیلی ضعیف بود اما در عین حال دوست داشت من را ببرد. یک حریف هم از شهرستان محروم به امید قهرمانی پا در مسابقات گذاشته بود. پدرم گفت طوری مبارزه کن که این‌ها پیروز شوند.
خیابان سیدرضی35 جزو معابر قدیمی منطقه11 به حساب می‌آید. این خیابان حدود 40سال قبل قسمتی از خیابان آذر بوده است که از آزادشهر شروع می‌شده و تا مسیر فعلی خیابان سیدرضی ادامه داشته است. به واسطه خیابان‌های محدودی که در آن‌زمان در منطقه شکل گرفته بود، این معبر یکی از خیابان‌های اصلی محسوب می‌شد و مسیر اتوبوس شهری بود ولی اکنون به یکی از معابر فرعی محله سیدرضی تبدیل شده است.
سلماز آخوندی جزو اولین دانش‌آموختگان مقطع کارشناسی در رشته طراحی دوخت و لباس در استان است و از آنجایی که تخصص اصلی او طراحی لباس برای مشاغل مختلف است، لباس‌های گوناگونی برای کارگران کارخانجات، رستوران‌ها و... طراحی کرده است اما در این بین، سال95 لباسی برای پاکبانان پایتخت معنوی ایران طراحی کرد که مورد استفاده 6هزار پاکبان قرار گرفت و تا چند روز دیگر هم از لباس جدید این گروه که او طراحی کرده رونمایی می‌شود.
محمود ریاسی می‌گوید: در حال حاضر خشکبارهایی مانند گردو که با قیمت کم اما به اسم ایرانی به فروش می‌رسد محصول بلغارستان، چین، افغانستان و دیگر کشورها هستند اما طعم، خاصیت و کیفیت محصول ایرانی را ندارند. همین باعث شده است که خشکبار ایرانی جزو سوغاتی‌های پرطرف‌دار و ارزشمند در همه کشورها باشد.