فوتبال - صفحه 10

معراج اسدی بازیکن نوجوان فوتبالیست و بااستعدادی است که بی‌شک اگر به او اهمیت داده شود می‌تواند از امیدهای فوتبال شهرمان باشد. اسدی هافبک وسط بازی می‌کند و 11سال است که برای دست پیداکردن به موقعیت‌های بهتر تلاش می‌کند. آتیه‌دار شهرمان توانسته است با ارائه بازی‌‌های خوب در سال94و95 به تیم ملی نونهالان دعوت شود. او در حال حاضر برای «تیم آرامش» بازی می‌کند و به‌زودی قرار است به تیم سپاهان برود.
از 3سال پیش که مدارس به سبب شیوع کرونا تعطیل و کلاس ها مجازی شد، حسین همراه دوستان و هم کلاسی هایش بیشتر وقتشان را در زمین های خاکی فوتبال بازی می کردند. با اینکه او و دوستانش برای تشخیص استعداد فوتبال رفته بودند اما مربی تشخیص داد که حسین در ورزش رزمی استعداد دارد.
امید رخشانی بازیکن تیم فوتسال که این روزها در تیم چیپس کامل یکی از تیم‌های لیگ برتر شهرمان بازی می‌کند و کاپیتان نیز هست. او یکی از همین جوانانی است که راه موفقیت را پله پله طی کرده است. هنگامی که به او می‌گویم ورزش را چطور و از کجا شروع کرده‌ای در پاسخمان می‌گوید: نمی‌خواهم این جمله کلیشه‌ای را که همه می‌گویند از زمین خاکی شروع کردیم بگویم، اما برای رسیدن به آنچه امروز دارم سختی‌های زیادی کشیده‌ام.
امیرمحمد بشتام دوسال قبل با حضور در باشگاه فوتبال پیام پارس فوتبال حرفه ای را شروع می کند. در این مدت با شیوع کرونا موفقیت هایی نیز به دست می آورد.او با زدن 1800روپایی در یک مرحله یکی از رتبه‌داران این رشته در رده نونهالان مشهد است و در مسابقات روپایی محلات شهرداری مشهد با زدن 123روپایی در یک دقیقه موفق به کسب رتبه اول این مسابقات شده است.
علیرضا مسعودی تهیه‌کننده و کارگردان از بین همه محدوده‌های شهری، این خیابان را برای آماده‌سازی سریال «نوروز رنگی» و به‌تصویرکشیدن دهه60 انتخاب کرده است.
صدیقه طیرانی از سال ۷۰ به‌عنوان بازیکن در رشته فوتسال وارد زمین شده است و از سال ۸۸ به‌صورت تخصصی فعالیت می‌کند. رشته تحصیلی‌اش ربطی به تربیت‌بدنی ندارد و به قول خودش بین آمار که او درسش را خوانده است و تربیت‌بدنی فاصله است. انتخاب این رشته دانشگاهی هم به‌دلیل شرایط خانوادگی‌اش بوده است. با این حال مقام‌های زیادی در المپیاد‌های دانشگاهی و مسابقات شهرداری داشته است و می‌گوید: «تیمی که با آن مشغول تمرین هستم، مجوز رسمی آکادمی فوتسال بانوان را دارد و به‌صورت رسمی ثبت شده است.»
سراغ تیم گمنام و تازه‌نفسی رفته‌ایم که مجوز رسمی آکادمی فوتسال بانوان را دارد. حسین زرنگ، رئیس شورای اجتماعی محله طلاب، این را می‌گوید و تیم دوازده نفره‌ای را معرفی می‌کند که این روز‌ها درگیر آماده‌شدن برای مسابقات است. تیم آکادمی طیرانی که سن اعضای آن بین ۱۶ تا ۳۶ سال است. هم دانشجو دارند و هم محصل و کدبانو و خانه‌داری که درهفته چندساعت از وقتش را می‌گذارد تا از میدان با هم‌تیمی‌هایش پیروز بیرون بیاید. نزدیک به ۲ سال از فعالیت این فوتسالیست‌ها می‌گذرد و پشتکار و اشتیاق آن‌ها باعث شده است تا در کنار آن‌ها تیم‌های محلی دیگری به میدان بیایند و برای رسیدن به پیروزی بجنگند.
مثل بسیاری از پسربچه‌ها از همان کودکی وقتی با دوستانش دور هم جمع می‌شدند، فوتبال بازی می‌کردند، اما علاقه او به این ورزش در حدی بود که در همان سن کم و از هشت‌سالگی در باشگاه ثبت‌نام کرد تا به‌صورت حرفه‌ای آموزش ببیند. بعد از 4سال تصمیم گرفت رشته ورزشی‌اش را به فوتسال تغییر دهد. مهدی ریحانی که اکنون 17سال دارد، یکی از نوجوانان موفق هنرستان فنی‌وحرفه‌ای امام جواد(ع) در محله سرشور است که توانسته در مسابقات سوپرلیگ فوتسال استان مقام اول را کسب کند.
«سمیه» که در عین سلامت روح و جسم، قبول کرده با پسری نابینا ولی عاشق به نام «جواد» ازدواج کند و مسیر خوشبختی خود را در وجود او بیابد. سمیه برخلاف بیشتر دخترهایی که زیبایی چهره و اوضاع و احوال مالی طرف مقابل برای آن‌ها یک معیار و شرط اصلی ازدواج قلمداد می‌شود، اخلاق، ایمان، سادگی و عشق را مبنای ازدواج خود قرار داد و دستان خود را به دستان جوانی سپرد که با وجود نابینایی چشمانش، قول داده عروس قصه ما را خوشبخت کند. سمیه و جواد شروع یک عاشقانه ساده و بی‌آلایش هستند و بچه‌های شهرآرامحله را هم به جشن خود دعوت کرده‌اند، آن‌ها خانه عشق خود را در محله امیریه بنا کرده‌اند.
عرفان اباذریان، متولد مهرماه سال1385 است. علاقه‌ به ورزش از همان کودکی در درون او نمود داشته است و به قول مادرش بی‌تحرکی و یک جا نشستن را نمی‌پسندد. خودش می‌گوید: ورزش را دوست داشتم و خانواده‌ام در این زمینه من را حمایت کردند تا بتوانم در رشته‌های مختلف مهارت کسب کنم. به همین دلیل از زمانی که وارد مدرسه شدم در کلاس‌های شنا، والیبال، بسکتبال، اسکیت و فوتبال آموزش دیدم.
علی اصغر تابش‌نژاد در تیم والیبال نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان خراسان بازی کرد. او پس از پذیرفته‌شدن در دانشگاه، به عضویت تیم‌های والیبال دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسی مشهد درآمد و عضو مؤثر این تیم‌ها در اوایل دهه۷۰ به شمار می‌رفت. این دبیر ورزش طی 22سال خدمتش در دبیرستان طرق فقط به فکر سلامت جسمی دانش‌آموزان نبود، بلکه به قلب و روح دانش‌آموزانش هم نفوذ کرده بود. این را لابه‌لای حرف‌های دانش‌آموزان دیروز و امروزش و حتی همکارانش می‌توان به‌خوبی متوجه شد.
پرویز بهارلو از همان کودکی به ورزش علاقه خاصی داشته است. فوتبال را با بچه‌های محله در کوچه‌ها و زمین‌های خاکی شروع کرده و برهه‌ای از زمان را به والیبال و کشتی پرداخته است. همیشه ورزش کرده و زندگی سالمی داشته است طوری که به قول خودش تاکنون یک نخ سیگار هم به لبش نخورده است. اما اینکه چطور به سرپرستی یک تیم و حمایت از آن پرداخته، به روحیه فوتبالی همکاران قدیمش برمی‌گردد. می‌گوید: چند سالی است که در هوای گرم در چمن‌ها و در هوای سرد در سالن‌های ورزشی تمرین می‌کنیم. نه تنها فوتبال بازی می‌کنیم بلکه فوتسال هم داریم. با توجه به استقبالی که از بازی در گروه می‌شود، از تمام طول و عرض زمین استفاده می‌کنیم.
هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت بدنی دخترانه الزهرا(س) سال91-90 در خیابان عنصری با هدف کشف استعدادهای علاقه‌مندان به رشته‌های ورزشی تأسیس شد. به دلیل نظام سالی‌واحدی این هنرستان در مقطع دوم و سوم دایر بود و دانش‌آموزان باید پایه دهم را در سایر مدارس می‌گذراندند اما با تغییر نظام آموزشی به 6-3-3 پایه دهم نیز اضافه شد و تغییرات زیادی از جمله تخصصی‌شدن و افزایش تعداد رشته‌های ورزشی شامل هنرستان‌های تربیت‌بدنی شد.
صبا کلاهدوز نوجوان 17 ساله و دانش‌آموز هنرستان فنی و حرفه‌ای تربیت بدنی الزهرا(س) محله عنصری است، شاید سن و سال چندانی نداشته باشد اما کوله باری از تجربه‌ در رشته‌های ورزشی مختلف دارد، او که فعالیت ورزشی خود را از کودکی با ژیمناستیک شروع می‌کند بعد از 12 سال فعالیت ورزشی اکنون عضو هیئت مینی فوتسال استان و همچنین دارای مدرک داوری این رشته است.
مهدی سراج احمدی می‌گوید: سال99 مسابقات کشوری دانش‌آموزی بود. متین شرط سنی حضور در این مسابقات را نداشت اما من معرفی شدم و به‌دلیل کرونا، فیلم طناب‌زنی‌ام را فرستادم و مقام چهارم کشور را دریافت کردم. می‌خواستم تمریناتم را بیشتر و تخصصی‌تر کنم تا در مسابقه‌های بعدی مقام‌های بالاتر کشوری را به دست آورم اما مربی‌مان مربیگری گروهی در برنامه عصر جدید را برعهده گرفت.بعد از رفتن مربی‌مان هر کجا می‌رفتیم مربی طناب‌زنی پیدا نمی‌کردیم و چون مربی نداشتیم سالن هم در اختیارمان نمی‌گذاشتند.
مثل خیلی‌های دیگر، عشق فوتبال بود. اوایل همه‌چیز جنبه تفریح و سرگرمی داشت، اما رفته رفته ماجرا برایش جدی شد. عشق به فوتبال و فوتبالیست شدن در رگ و خون بیشتر پسر بچه‌هاست، اما جهت‌دهی درست علایق، نتیجه‌اش را شیرین می‌کند؛اینکه مسیر آینده را از کودکی مشخص می‌دانی و با هدف گام برمی‌داری. حالا استعداد و پشتکار را هم کنارش بگذاری موفقیت حتمی می‌شود. سجاد عادلی‌پور از آن دسته ورزشکارانی است‌ که‌ فوتبال را مثل خیلی پسربچه‌های محلات کم‌برخوردار شهر از‌ زمین‌های خاکی محل‌ زندگی‌اش شروع کرد.
متأسفانه الان شاهد هستیم که زمین‌های خاکی جای خود را به برج‌ها داده‌اند و غیر از فنس‌های ورزشی و سالن‌ها که جای تشکر از شهرداری دارد، ما شاهد فقر زمین‌های ورزشی در شهر هستیم و اگر زمین خاکی هم وجود داشته باشد در جا‌هایی با امکانات پایین و در حاشیه شهر است که باید یادآور شوم باز هم در زمین‌های خاکی و تیر دروازه‌های حلبی استعداد‌های فوتبال هستند که لازم است به آن‌ها توجه شود و تجربه نشان داده است که موفقیت از دل سختی بیرون می‌آید، شاید هم کسی در رفاه بوده و موفق شده است، ولی کسی که از سختی به موفقیت رسیده است، ارزش موفقیت را بیشتر می‌داند؛ این‌ها بخشی از گفته‌های محسن فریمانی است.
فوتبال را از کوچه‌پس‌کوچه‌های محله وحید شروع کرد. یک توپ پلاستیکی و چند پسربچه که خودشان را در قامت قهرمان کارتون فوتبالیست‌ها فرض می‌کردند و وقت و بی‌وقت در زمینی خاکی پا به توپ می‌شدند. مهم، دویدن بود و شوت به سمت دروازه و گل. می‌دانستند که این رؤیا غیرممکن نیست. زیرا خداداد عزیزی، رضا عنایتی و حسن طیبی از همین کوچه‌ها به اوج قله‌های فوتبال رسیده‌اند. همین است که سعید نوذری‌‌جویباری می‌تواند قهرمان بعدی باشد؛ جوان ۲۲ساله محله وحید که رسیدن به اوج فوتبال و پشت‌سرگذاشتن همه موانع سر راه، برایش آرزو نیست، بلکه هدف قطعی و حتمی است.
«مجید حق‌بین» متولد سال ٤٨ از ساکنان قدیمی محله امیرآباد است که کلی کار فرهنگی در رزومه‌اش دارد و همین فعالیت‌ها بهانه گفت‌وگوی ما با او می‌شود. فعالیت‌هایی که به گفته خودش، همه با مشارکت مسجدی‌های محله بوده و حاصل کار گروهی ساکنان دغدغه‌مند امیرآباد. او مسجد پنج‌تن آل عبا در محله امیرآباد را قلب تپنده محله می‌داند. مسجدی که تنها محلی برای برگزاری نماز نیست؛ که بستر و پایگاه مشارکت مردم برای ارتقای محله شده است. مکانی که در آن همیشه به روی اهالی باز است و از مردم خالی نمی‌شود.
از بین هیئتی‌هایی که بیشتر نوجوان و جوان بودند، یک تیم فوتبال به همین نام تشکیل شد، این جریان به 20سال قبل برمی‌گردد. روزبه‌روز هم‌بستگی بین اعضای تیم بیشتر می‌شد و آن‌هایی که فوت‌وفن فوتبال را نمی‌دانستند و نابلد بودند، تکل‌زدن و شوت‌کردن دقیق را یاد گرفتند. دفاع، حمله و گل‌زدن، از بچه‌های طفلان مسلم فوتبالیست‌های حرفه‌ای ساخت. بعضی‌هایشان به تیم‌های شهری راه یافتند و خیلی‌هایشان برای همین تیم مقام آوردند. این داستان روایت همان کسانی است که نوجوانی‌شان را در زمین‌های خاکی به بزرگ‌سالی شیرین و خاطره‌انگیز رساندند.