فوتبال - صفحه 11

مهدی سراج احمدی می‌گوید: سال99 مسابقات کشوری دانش‌آموزی بود. متین شرط سنی حضور در این مسابقات را نداشت اما من معرفی شدم و به‌دلیل کرونا، فیلم طناب‌زنی‌ام را فرستادم و مقام چهارم کشور را دریافت کردم. می‌خواستم تمریناتم را بیشتر و تخصصی‌تر کنم تا در مسابقه‌های بعدی مقام‌های بالاتر کشوری را به دست آورم اما مربی‌مان مربیگری گروهی در برنامه عصر جدید را برعهده گرفت.بعد از رفتن مربی‌مان هر کجا می‌رفتیم مربی طناب‌زنی پیدا نمی‌کردیم و چون مربی نداشتیم سالن هم در اختیارمان نمی‌گذاشتند.
مثل خیلی‌های دیگر، عشق فوتبال بود. اوایل همه‌چیز جنبه تفریح و سرگرمی داشت، اما رفته رفته ماجرا برایش جدی شد. عشق به فوتبال و فوتبالیست شدن در رگ و خون بیشتر پسر بچه‌هاست، اما جهت‌دهی درست علایق، نتیجه‌اش را شیرین می‌کند؛اینکه مسیر آینده را از کودکی مشخص می‌دانی و با هدف گام برمی‌داری. حالا استعداد و پشتکار را هم کنارش بگذاری موفقیت حتمی می‌شود. سجاد عادلی‌پور از آن دسته ورزشکارانی است‌ که‌ فوتبال را مثل خیلی پسربچه‌های محلات کم‌برخوردار شهر از‌ زمین‌های خاکی محل‌ زندگی‌اش شروع کرد.
متأسفانه الان شاهد هستیم که زمین‌های خاکی جای خود را به برج‌ها داده‌اند و غیر از فنس‌های ورزشی و سالن‌ها که جای تشکر از شهرداری دارد، ما شاهد فقر زمین‌های ورزشی در شهر هستیم و اگر زمین خاکی هم وجود داشته باشد در جا‌هایی با امکانات پایین و در حاشیه شهر است که باید یادآور شوم باز هم در زمین‌های خاکی و تیر دروازه‌های حلبی استعداد‌های فوتبال هستند که لازم است به آن‌ها توجه شود و تجربه نشان داده است که موفقیت از دل سختی بیرون می‌آید، شاید هم کسی در رفاه بوده و موفق شده است، ولی کسی که از سختی به موفقیت رسیده است، ارزش موفقیت را بیشتر می‌داند؛ این‌ها بخشی از گفته‌های محسن فریمانی است.
فوتبال را از کوچه‌پس‌کوچه‌های محله وحید شروع کرد. یک توپ پلاستیکی و چند پسربچه که خودشان را در قامت قهرمان کارتون فوتبالیست‌ها فرض می‌کردند و وقت و بی‌وقت در زمینی خاکی پا به توپ می‌شدند. مهم، دویدن بود و شوت به سمت دروازه و گل. می‌دانستند که این رؤیا غیرممکن نیست. زیرا خداداد عزیزی، رضا عنایتی و حسن طیبی از همین کوچه‌ها به اوج قله‌های فوتبال رسیده‌اند. همین است که سعید نوذری‌‌جویباری می‌تواند قهرمان بعدی باشد؛ جوان ۲۲ساله محله وحید که رسیدن به اوج فوتبال و پشت‌سرگذاشتن همه موانع سر راه، برایش آرزو نیست، بلکه هدف قطعی و حتمی است.
«مجید حق‌بین» متولد سال ٤٨ از ساکنان قدیمی محله امیرآباد است که کلی کار فرهنگی در رزومه‌اش دارد و همین فعالیت‌ها بهانه گفت‌وگوی ما با او می‌شود. فعالیت‌هایی که به گفته خودش، همه با مشارکت مسجدی‌های محله بوده و حاصل کار گروهی ساکنان دغدغه‌مند امیرآباد. او مسجد پنج‌تن آل عبا در محله امیرآباد را قلب تپنده محله می‌داند. مسجدی که تنها محلی برای برگزاری نماز نیست؛ که بستر و پایگاه مشارکت مردم برای ارتقای محله شده است. مکانی که در آن همیشه به روی اهالی باز است و از مردم خالی نمی‌شود.
از بین هیئتی‌هایی که بیشتر نوجوان و جوان بودند، یک تیم فوتبال به همین نام تشکیل شد، این جریان به 20سال قبل برمی‌گردد. روزبه‌روز هم‌بستگی بین اعضای تیم بیشتر می‌شد و آن‌هایی که فوت‌وفن فوتبال را نمی‌دانستند و نابلد بودند، تکل‌زدن و شوت‌کردن دقیق را یاد گرفتند. دفاع، حمله و گل‌زدن، از بچه‌های طفلان مسلم فوتبالیست‌های حرفه‌ای ساخت. بعضی‌هایشان به تیم‌های شهری راه یافتند و خیلی‌هایشان برای همین تیم مقام آوردند. این داستان روایت همان کسانی است که نوجوانی‌شان را در زمین‌های خاکی به بزرگ‌سالی شیرین و خاطره‌انگیز رساندند.
سید ارسلان متولد1385 و بزرگ‌شده محله طبرسی شمالی است؛ یکی از محلات پیرامونی، بدون امکانات و با مشکلات ریزودرشت سر راه. با همه کوچکی خوب حرف می‌زند؛ انگار سختی آدم را زود بزرگ می‌کند. ارسلان آن‌قدر پخته شده است که بداند خیلی‌ها در محله زندگی‌شان شرایط او را دارند که به‌دلیل نداری و فقر از تحصیل بازمی‌مانند و باید روی همه علایقشان خط بکشند. اما او نمی‌تواند از ورزش‌کردن دست بردارد، حتی اگر هزینه رفتن به باشگاه را نداشته باشد، حتی اگر حسرت‌به‌دل پوشیدن پیراهن تیم‌ملی باشد.
دانش‌آموز نوجوان دبیرستان شهید مداح حسینی واقع در محله کارمندان اول، فوتبال را از زمین‌های خاکی شروع می‌کند و در سن و سال کم متوجه علاقه‌اش به داوری فوتبال می‌شود. در بازی‌های فوتبال مدرسه و محله به عنوان داور بازی می‌کند تا اینکه دبیر ورزش مدرسه، ‌او را به تیم داوران هیئت فوتبال استان خراسان رضوی معرفی می‌کند. رجبی پس از شرکت در کلاس‌ها و آزمون‌ها و کسب مدرک داوری، حالا به عنوان جوان‌ترین داور کشور، بازی‌ها و مسابقات مختلف را داوری می‌کند.
تیم فوتسال«ملی پوشان صبای نوین» گام به گام از لیگ‌های مختلف صعود کرد و امروز مدعی صعود در فصل آینده لیگ دسته2بزرگسالان کشور است. «مهدیار خورسندی» 19ساله کاپیتان این روزهای تیم است. او یکی از افرادی است که با هدایت بازیکنان در زمین نقش پررنگی در موفقیت‌های تیم داشته است.
حمید مروی حالا اسمی شناخته‌شده بین اهالی فوتبال خراسان است. سیاه‌جامگان، ابومسلم، پیام خراسان و... این‌ها فقط چند تیمی است که او در آن‌ها دوره‌ای از زندگی حرفه‌ای‌اش را فوتبال بازی کرده است. علاوه بر این‌ها چندین سال هم در شهر‌ها و تیم‌های مختلف فعالیت ورزشی‌اش را ادامه داده است. او حالا مدرک مربیگری درجه ۳ آسیا را دارد و در آکادمی سنگچولی به مربیگری مشغول است، اما معتقد است که تمام این موفقیت‌ها و تجربه‌ها در دوران کودکی‌اش ریشه دارد. با افتخار می‌گوید که بچه پایین‌شهر مشهد است و فوتبال را از زمین‌های خاکی شهرک شهید باهنر شروع کرده است.
کوچه حر٢/٢ یکی از معابر فرعی محله پورسینا و از منحصربه‌فردترین کوچه‌های منطقه6 است. اگر گذرتان به اینجا بیفتد قدم به قدم فضاها و مکان‌های متفاوت و متنوعی پیش‌رویتان سبز می‌شود. از بوستان نصرت بگیرید تا فرهنگ‌سرای بزرگ آن. ماجرا برمی‌گردد به سال‌ها پیش، زمانی که این محدوده یک زمین خاکی خشک و خالی بیشتر نبوده. زمینی متعلق به خاندان برزگرها که تصمیم می‌گیرند آن را برای استفاده عمومی وقف کنند.
دهه60 اوج فوتبال ایران بود؛ فوتبالی که با زمین‌های خاکی و حضور بازیکنانی خودمانی و صمیمی شروع شد. تیم‌های محله‌ای زیادی در مشهد شکل گرفت که بیشتر بازیکنانشان از محدوده طلاب بودند. درست در همان روزها علی صارم فوتبالش را از زمین خاکی پشت ایستگاه راه‌آهن آغاز کرد؛ بازیکن عشق فوتبال که بعد از یک‌سال تمرین‌های سخت، حالا دلش می‌خواست فقط توپ بزند و بازی‌اش را در مستطیل سبز به نمایش بگذارد.
ما قاضی میدان هستیم و باید عدالت را اجرا کنیم. عملکرد موفق و کیفیت قضاوت باعث می‌شود مورد قبول دیگران قرار بگیری. زمانی که دیگران داور را قبول داشته باشند از او تبعیت می‌کنند. تمام داوران ایرانی هدفشان اجرای عدالت است و با این هدف وارد زمین بازی می‌شوند. با این حال ممکن است اشتباه شود. اگر VAR (کمک داور ویدئویی) در کشور ایجاد شود از این اشتباهات کوچک هم جلوگیری خواهد شد. خدا را شاکرم که تاکنون اشتباهی انجام نداده‌ام که منجر به تغییر بازی شده باشد. برقراری عدالت حس خوبی برای داور به همراه دارد.
حجت‌الاسلام سید محمد تقی شریفی جوان است از نسل دهه شصتی‌های خستگی‌ناپذیر. او هم معلم است، هم ورزشکار و هم مجری برنامه‌های طنز و بازیگر. در همه این زمینه‌ها هم موفق بوده است. رمز موفقیت او را می‌توان در نوع نگاهش به معنای «خدمت» دانست. آقا سید محمد لباس روحانیتش را لباس خدمت می‌داند، نه فخر فروشی و دلش می‌خواهد تا جایی که می‌تواند نوجوان‌ها و جوان‌ها را از بزهکاری دور کند.
سال اول دبیرستان به سمت علاقه‌اش رفت و با وجود ممتاز بودن در مدرسه نمونه‌دولتی و توان قبولی در رشته‌‌های علوم‌تجربی، دور همه‌چیز خط کشید. از مدرسه نمونه‌دولتی بیرون آمد و هنرستان فاطمةالزهرا(س) خیابان پنجتن را برای خواندن رشته تربیت‌بدنی انتخاب کرد. رشته‌ای که به قول خودش از اول راهنمایی رؤیای حضور در آن را داشت. در این بین پشتکار و علاقه، کار خودش را کرد و تک‌رقمی کنکور شد.
محمدرضا عربی که ورزش‌های مختلفی را تجربه کرده معتقد است هیچ ورزشی لذت و هیجان بیسبال را ندارد. او می‌گوید: جذابیت‌های بیسبال قابل قیاس با هیچ رشته دیگری نیست و تا وقتی که کسی در زمین این بازی قرار نگیرید و آن را انجام ندهد متوجه نمی‌شود چقدر این بازی جذاب است. حتی کسانی که فوتبال را یک ورزش مهیج می‌دانند اگر نسبت به بیسبال شناخت پیدا کنند نظرشان تغییر می‌کند.
نوجوان ورزشکار محله تا به امروز 5مقام قهرمانی کاراته مسابقات استانی و یک مقام دومی استان را کسب کرده و به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی برای حضور در مسابقات کشوری کاراته معرفی شده است. اما شیوع کرونا باعث می‌شود مسابقات به تعویق بیفتد؛ با این حال نوجوان موفق محله در این شرایط هم به تمرین مشغول است تا پس از پایان این دوراه به مسابقات برگردد.
اگر برای آرشیوم میلیاردها تومان هم پول بدهند آن را واگذار نمی‌کنم. گاهی با خودم فکر می‌کنم آرشیوم را هم که بفروشم با پولی که به دست بیاورم می‌خواهم چه کار کنم. باز دوباره به سراغ خرید آرشیو می‌روم. هر کسی به چیزی اعتیاد دارد. یکی به سیگار، یکی به چای، یکی به خرید کردن، اعتیاد من هم به جمع‌آوری آرشیو است. روزی که مادرم به خواستگاری همسرم رفت و آن‌ها پرسیدند داماد چه دارد؟ او گفته مال و منال خاصی ندارد. اما تا دلتان بخواهد کتاب و مجله دارد.
دانیال در کوتاه‌مدت چنان خوش درخشید که در ده‌سالگی بازوبند کاپیتانی تیم فوتسال گیتی‌پسند بر بازوی او نشست. در تیم اکباتان محله پنجتن هم بین ۲۲بازیکن او کاپیتان تیم است. دانیال این روزها در حال آماده‌شدن برای دومین مسابقه رسمی تیمش در ورزشگاه تختی است. فوتبال را از شش‌هفت‌سالگی و قبل رفتن به مدرسه آغاز کرده و با استعدادی که از خود نشان داده، از نه‌سالگی توانسته است وارد یکی از تیم‌های خوب مشهد شود.
محمدحیاتی فوتبالیست و مربی جوان محله مهرآباد است. او 42 سال سن دارد و در خانواده ده نفره‌ای بزرگ شده است. از بین اعضای خانواده فقط محمد به سمت ورزش و آن هم فوتبال را انتخاب می کند. حیاتی با بازیکنان سرشناش تیم ملی هم بازی بوده است و حالا با کوله باری از تجربه دغدغه کشف استعدادهای بچه های حاشیه شهر را دارد. او چند مرتبه هم برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) عازم سوریه شده که در این بین یکبار موج انفجار شنوایی گوش سمت راستش را گرفته و یکبار دیگر هم شیمایی شده است.