محله جنت - صفحه 6

محله

جنت

محله جنت میراث‌دار دو محله مهم‌ و هویتی سراب و ارگ است. سراب که نامش برگرفته از سرِآب قنات قریه سناباد است پس از نوغان، قدیمی‌­ترین محله مشهد است که در اراضی روستای سناباد قرار دارد. محله‌سراب به‌خاطر قداستی که داشته از همان آغاز محله‌­ای حکومتی، اعیان‌نشین و محل تجمع سادات و بزرگان مشهد بوده است.

محله جنت
کتابخانه عمومی قلم در گذشته منزل «حاج علی‌اکبر شگفتی» بوده است که بعد‌ها توسط پسرانش حاج‌خلیل، یوسف و یونس شگفتی، وقف مکان فرهنگی شده و برای استفاده‌از این فضا دومنزل دیگر هم خریداری شده است.
طرح فوق‌العاده خاص شغلی، افزایش جذب نیرو برای بیمارستان‌ها و افزایش مبلغ اضافه‌کار جزو طرح‌هایی است که نیاز به اختصاص بودجه از وزارتخانه دارد.
رسول اسداللهی، ۳۸ سال شرح حال مردم را برایشان می‌نوشت.پیرمرد خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد که بیشتر به سال‌های جنگ و نامه‌نویسی برای رزمندگان برمی‌گردد.
سعدی ۱۸، کوچه باریک و بلندی است که «مسجد حسینی سراب» را از سال ۱۳۲۰ در خود جای داده است. مسجدی که در گذشته‌های دور، مکانی کوچک برای نماز گزاردن بوده و «مسجد خردو» نام داشته است.
غلام‌رضا محمدزاده مغازه‌دار محله جنت می‌گوید: بعضی‌ها عادت کرده‌اند برای هر چیزی چانه بزنند و تخفیف بگیرند، حتی برای یک زیپ ۱۵۰ تومانی. نمی‌دانم مگر قرار است در این زیپ چقدر استفاده داشته باشیم که تخفیف هم بدهیم؟
خانواده رزمی‌کار روشنایی خود را شاگرد پدری می‌دانند که هم جانباز است و هم مبدعِ سبک کیوکوشین در مشهد.
یکی از قدیمی‌ترین حسینیه‌های مشهد در محله سراب است که رویداد‌های فراوانی از جریان‌های مهم ملی و شهری در آن رقم خورده است.
سر کوچه می‌ایستادیم و به محض آمدن کفش‌دوز می‌گفتیم: «عمو کفش‌دوز، روزه‌مونو دوختی؟» او هم یکی‌یکی به ما اطمینان می‌داد که روزه‌مان را دوخته و ما با خیال راحت به خانه برمی‌گشتیم.
ارائه «پلاستیک‌های زیست‌تجزیه‌پذیر» ایده‌ای است که به ذهن امین اسماعیل‌زاده و مونا حسنی برای کمک به محیط زیست رسیده است؛ حرکت کوچکی که امید دارند یک روز عمومیت پیدا کند.
اگر مشهدی باشی صحبت دست‌دوم که به میان می‌آید به یاد ۲ کوچه معروف می‌افتی یکی کوچه نور در محدوده میدان توحید یا همان دروازه قوچان خودمان و دیگری کوچه سمسار‌ها که همان خیابان امام خمینی ۳۰ است.
مریم جمیلی با ۲۷ سال سابقه فعالیت در کتابخانه‌ها می‌گوید: فهمیدم که نباید به کسی امید داشته باشم؛ به‌همین‌دلیل خودم هر روز به محله‌های اطراف سر می‌زدم تا بتوانم جایی برای کتابخانه پیدا کنم.
نام مسجد درخت بید، به خاطره‌ها گره خورده. به آب‌انبار ۲۰ پله، به شبیه‌خوانی‌های سنتی، به صحن حیاط میانی با درخت‌های بلند بید و توت، به غلامعلی‌خان مهربان و میرزانصرالله ثروتمند.
تمام بحثشان سر بساط به نسبت بزرگی از اجناس دست دوم است که همچون جهیزیه روی زمین توسط یکی از سمسار‌ها برای برگزاری دونگی چیده شده است.
دهه ۶۰ تنها درمانگاهی که خدمات بیست‌و‌چهارساعته دندان‌پزشکی ارائه می‌کرد، خیریه و درمانگاه حضرت ابوالفضل (ع) بود؛ درمانگاهی که زمینش توسط مرحوم محمد‌حسین زرگرباشی و پول ساخت اولیه آن را مرحوم محمد طاهری‌هروی در سال‌۱۳۶۰ اهدا کرد.
مشهد که دوچرخه‌سوار کم نداشت، نخستین میدان دوچرخه را در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی به خود دید. میدانی که تاریخ دقیق شکل‌گیری آن در دست نیست.
حسین طالبی روایتی دقیق از جزئیات زندگی روزمره مردم در خیابان ارگ مشهد دارد. آثار او  به موزه‌های آستان قدس رضوی، توس، خیام و مجموعه‌های شخصی راه یافته است.
خیابان ارگ در دوره پهلوی اول و به‌ویژه دوم، نشان تجدد است. اصطلاح‌هایی مثل حالایی‌ها و امل‌ها مدام در این خیابان رد و بدل می‌شد. گاهی طبقات فرودست‌تر ولو برای دیدن «حالایی‌ها» به خیابان ارگ می‌آمدند.
نخستین بار در جریان جنگ تحمیلی پیکر شهدا از مسجد بناها که فاصله زیادی با حرم ندارد، به سوی مضجع شریف امام رضا (ع) و سپس به سوی مزارشان تشییع شد.
این ساختمان از پنج سال پیش بی‌استفاده رها شده بود و بخش‌هایی از آن فروریخته بود. به عبارت دیگر، قابلیت حفظ به شکل قبلی را نداشت و امکان تخریب خودبه‌خودی آن زیاد بود.
کریم طاهرزاده بهزاد، معمار بیمارستان امام رضا(ع) در نامه‌ای نوشته است: «می‌گویند آثار هنری زبان دارد و آنچه دیده و شنیده به نسل آینده می‌گوید و حقایق را آشکار می‌سازد.»