رضا محمدی در کودکی تصمیم میگیرد چهره یکی از همسایههایشان را بکشد که اتفاقا خیلی خوب از آب درمیآید و دیگران او را به نقاشی و ادامه این کار تشویق میکنند.
خانهای بزرگ در سناباد یک است که حدود یکسالی میشود به فضایی هنری تبدیل شده و کارگاههای رشتههای مختلف هنری ازجمله سفالگری، معرقکاری، ویترای، قالیبافی، نقاشی، حکاکی روی سنگ و خوشنویسی در این خانه فعال است.
استاد احمد تولایی میگوید: دلم میخواست شخصیت و روحیات افراد را بتوانم در پرتره هایم در بیاورم. در نقاشی میتوان ویژگیهای شخصیتی افراد را قویتر یا ضعیفتر نشان داد.
علاقهمندی به مطالعه و کتابخوانی، از سیدحسن هراتی شخصیتی فرهنگی و هنری ساخته که در طول زندگیاش، نقاشی و نگارگری، پژوهشگری معارف شیعی، نویسندگی و عکاسی را تجربه کرده است.
مصطفی شریعتی، نقاش و هنرمند معلولی است که بدون دست، آثاری را از خود برجا گذاشته که همگان را شگفتزده کرده است.
این نوجوان ورزشکار میگوید: داشتن قدبلند و قدرت بدنی، از نتایج مهم انجام حرکات رزمی است. اعتمادبهنفسم بهتر از گذشته شده است. بعد از تمریناتم همیشه پرانرژی هستم و با اشتیاق درس میخوانم.
محمد پاکزاد دو سال است که از مرندیز راهی دیار ما شده و در هتلی نزدیک به حرم اقامت دارد. کارگاهی در کوچه هتل کرایه کرده و روزهایش را تا شب به حکاکی کردن عبارت «یاعلیبن موسیالرضا(ع)» و آیات قرآنی میگذراند.
فهیمه رمضانیاهوازی میگوید: دوست دارم به جای استفاده از کلمات و صحبت کردن، احساساتم را با نقاشی برای مخاطبانم بیان کنم؛ به همین دلیل گاهی که در روابطم دچار مشکل میشوم با تصویرسازی و نقاشی عذرخواهی میکنم.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.
سیدمحمد ابوترابی، استاد برجسته نقاشی مشهد میگوید: در نقاشی هیچ کاری از مدرک ساخته نیست، باید کار کرد و ریاضت کشید و رنگ توی پوست و گوشتت برود، باید دست و زیر ناخنهایت پر از رنگ شود.
مهتاب رعنایی هنرمند برجستهای است که از کودکی به هنر نقاشی علاقه دارد. او علاوه بر نقاشی بر روی بوم، نویسندگی، شاعری، فیلمسازی، مجسمهسازی، موسیقی، ویترای و پیکرهتراشی را در کارنامه خود دارد.
از واقعه به توپ بستن حرمرضوی در سال۱۲۹۱ خورشیدی یک پرده نقاشی باقی مانده که سندی است بر بسیاری از جنایتهای رخداده آن روزگار. این پرده نقاشی موجب خشم روسها شد و میرزا طاهر، را به زندان انداختند!
محسن توسلی میگوید: استاد روحانی موجب یک جریان سازی هنری در مشهد شد. حتی بسیاری از هنرمندان بزرگ که در تهران ساکن بودند، هروقت به مشهد میآمدند حتماً سری به استاد هم میزدند.
اسماعیل دباغتبریزی میگوید: با اعتمادی که عموی خدابیامرزم به من کرد، کار نقاشی گنبد مسجد گوهرشاد را براساس عکسهای قدیمی زیر گنبد شروع کردم. جایی که به آن ایوان مقصوره میگویند.
سالبهسال استعداد هنری فاطمه شکوفاتر میشود، بهطوریکه بهزودی از این هنرش به درآمد میرسد. میگوید: نقاشی باعث میشود ذهن خلاقتر شود و درسها را هم بهتر متوجه شوم.
استاد ایرج خواجوی در دوران کودکی حدود سه سال نزد برخی از هنرمندان روس آموزش دیده بود. این هنرمند معلم بود و بعد از بازنشستگی به آموزش هنرهای تجسمی مشغول شد و شاگردان زیادی در مشهد تربیت کرد.
فرهنگسرای کودک و آینده بیشاز پانزدهسال است شادی را برای کودکان به ارمغان آورده است.در این فرهنگسرا مفاهیم تربیتی و آموزههای دینی در قالب قصه و بازی، به بچهها آموزش داده شود.
ابوالفضل مردانی پسری هشتساله است که سال اول دبستان، با شرکت در مسابقه «دستنوشتههای طلایی» جزو برگزیدگان استانی شده است.
محمدهادی حائری از لحظهای که متوجه جهان پیرامونش شده، درحال نقاشیکشیدن بوده است. آنقدر این کار برایش لذتبخش است که کمتر پیش آمده روزی را بدون دستگرفتن قلممو و کشیدن نقاشی گذرانده باشد.
حسن ذوالفقاری وقت نوشتن کتاب درباره شهدا حس خاصی داشته است؛ «زمان تحقیق در پرونده شهدا، طوری با آنها حس نزدیکی میکردم که انگار سالها با آنها زندگی کردم و دارم درباره رفقای صمیمیام مینویسم.»