یکی از بازماندگان بنام نقاشی قهوهخانهای کشور، استاد منصور وفایی، معتقد است تنها کسی که در حال حاضر میتواند نقاشی قهوهخانهای را به نسل بعد انتقال دهد، محمدرضا حمیدی است؛ برادر مرحوم استاد محمد حمیدی، نقاش معروف این سبک.
بتول اصلی میگوید: کارگاه خانوادگی در خانه داشتیم و کارهایی که سفارش میگرفتیم را تولید میکردیم. سفارشها که زیاد شد، از سال ۹۰ کارگاه زدیم و از چند نفر از خانمها دعوت به کار کردیم.
محمدحسین جعفری هنرمند نقاش و مجسمهسازی است که با وجود معلولیت «خانه هنر افغانستان» را در گلشهر تاسیس کرد. او همچنین«اتحادیه معلولین و جانبازان افغانستان» و«باشگاه غدیر» را بنا کرد.
نیلوفر رهباردارمجاور از چهارسالگی ورزش حرفهای را شروع میکند و چندین مدال رنگارنگ استانی در ژیمناستیک و تکواندو میگیرد. او همچنین از خردسالی به نقاشی علاقهمند بوده است و حالا آن را حرفهای دنبال میکند.
مهدی که اکنون در کلاس ششم درس میخواند، سال۱۴۰۲ توانست مقام سوم مسابقات نقاشی آموزشوپرورش ناحیه۳ را کسب کند. میگوید: یکبار وسط کار ناراضی بودم و خواستم رهایش کنم. ولی استاد بهم یاد داده که باید صبر داشته باشم.
در آموزشگاه فرزانه نخعی، هنر تنها یک شغل نیست؛ بلکه یک سفر بهسوی کشف و بیان خویشتن است؛ سفری که در هر بوم و در هر درس، به هنرجویان منتقل میشود و آنها نیز با اشتیاق و انگیزه، راه مربیشان را دنبال میکنند.
معصومه نظری، کارشناس ارشد روانشناسیبالینی تصمیم به ازدواج با هنرمندی میگیرد که دغدغهاش از جنس نگرانیهای خودش است و حالا او همپای همسر معلول افغانستانیاش شده است.
رضا محمدی در کودکی تصمیم میگیرد چهره یکی از همسایههایشان را بکشد که اتفاقا خیلی خوب از آب درمیآید و دیگران او را به نقاشی و ادامه این کار تشویق میکنند.
خانهای بزرگ در سناباد یک است که حدود یکسالی میشود به فضایی هنری تبدیل شده و کارگاههای رشتههای مختلف هنری ازجمله سفالگری، معرقکاری، ویترای، قالیبافی، نقاشی، حکاکی روی سنگ و خوشنویسی در این خانه فعال است.
استاد احمد تولایی میگوید: دلم میخواست شخصیت و روحیات افراد را بتوانم در پرتره هایم در بیاورم. در نقاشی میتوان ویژگیهای شخصیتی افراد را قویتر یا ضعیفتر نشان داد.
علاقهمندی به مطالعه و کتابخوانی، از سیدحسن هراتی شخصیتی فرهنگی و هنری ساخته که در طول زندگیاش، نقاشی و نگارگری، پژوهشگری معارف شیعی، نویسندگی و عکاسی را تجربه کرده است.
مصطفی شریعتی، نقاش و هنرمند معلولی است که بدون دست، آثاری را از خود برجا گذاشته که همگان را شگفتزده کرده است.
این نوجوان ورزشکار میگوید: داشتن قدبلند و قدرت بدنی، از نتایج مهم انجام حرکات رزمی است. اعتمادبهنفسم بهتر از گذشته شده است. بعد از تمریناتم همیشه پرانرژی هستم و با اشتیاق درس میخوانم.
محمد پاکزاد دو سال است که از مرندیز راهی دیار ما شده و در هتلی نزدیک به حرم اقامت دارد. کارگاهی در کوچه هتل کرایه کرده و روزهایش را تا شب به حکاکی کردن عبارت «یاعلیبن موسیالرضا(ع)» و آیات قرآنی میگذراند.
فهیمه رمضانیاهوازی میگوید: دوست دارم به جای استفاده از کلمات و صحبت کردن، احساساتم را با نقاشی برای مخاطبانم بیان کنم؛ به همین دلیل گاهی که در روابطم دچار مشکل میشوم با تصویرسازی و نقاشی عذرخواهی میکنم.
دختران و پسران گروه جهادی شهیدراحمی، مدارس استثنایی محله ایثارگران را نونوار کردند. سارینا جاویدان میگوید: خوشحالم که توانستیم با طرحهایی جذاب، حس و حال دانشآموزان مدارس را تغییر دهیم.
سیدمحمد ابوترابی، استاد برجسته نقاشی مشهد میگوید: در نقاشی هیچ کاری از مدرک ساخته نیست، باید کار کرد و ریاضت کشید و رنگ توی پوست و گوشتت برود، باید دست و زیر ناخنهایت پر از رنگ شود.
مهتاب رعنایی هنرمند برجستهای است که از کودکی به هنر نقاشی علاقه دارد. او علاوه بر نقاشی بر روی بوم، نویسندگی، شاعری، فیلمسازی، مجسمهسازی، موسیقی، ویترای و پیکرهتراشی را در کارنامه خود دارد.
از واقعه به توپ بستن حرمرضوی در سال۱۲۹۱ خورشیدی یک پرده نقاشی باقی مانده که سندی است بر بسیاری از جنایتهای رخداده آن روزگار. این پرده نقاشی موجب خشم روسها شد و میرزا طاهر، را به زندان انداختند!
محسن توسلی میگوید: استاد روحانی موجب یک جریان سازی هنری در مشهد شد. حتی بسیاری از هنرمندان بزرگ که در تهران ساکن بودند، هروقت به مشهد میآمدند حتماً سری به استاد هم میزدند.