پویش «نه به پلاستیک»، هرچند ابتدا به بهانه حمله دشمن به پتروشیمیها و افزایش قیمت پلاستیک، شکل گرفت، اما با همراهی اعضای یک گروه هزاروهفتصدنفره از اهالی محله، به نمادی از همبستگی و تلاش برای بازگشت به سبک زندگی درست، تبدیل شده است.
سیدمصطفی فیروزآبادی از هر فرصتی برای انتقال مفاهیم حیاتی بازیافت به هممحلهایها و دیگر اهالی شهر، استفاده میکند؛ مفاهیمی که با رشد جمعیت و توسعه شهر، هرچه میگذرد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پاکسازی محیطزیست از بزرگترین دغدغههای حمید غلامرضا پورطرقی است. با همین نگاه، وقتی سوم خرداد، همراه دانشآموزانش به اردوگاه آموزشوپرورش در طرقدر میرود، مسیری از رودخانه را نزدیک اردوگاه از زبالهها پاک میکنند.
حسین مردانی یکی از پاکبانان خیابان احمدآباد میگوید: همه ما بارها سوزن در دستانمان رفته است. همینکه میخواهیم کیسهای را بلند کنیم، میبینیم سنگین است؛ دستمان را زیرش میگیریم که پاره نشود، سوزن در دستمان فرو میرود.
مسیل انتهای بولوار شاهنامه، یکی از نازیباترین مناظر توس است. عظیم حمامی میگوید: وجود چنین کالی هنگام ورود به شهر توس، زیبنده و در شأن شاعر بزرگی، چون فردوسی نیست.
آذر خانم گلکار باید مسئولی، مشاوری، چیزی در سازمان بازیافت شود. این بانوی ۷۵ ساله چنان با مهارت زبالههایتر و خشکش را بستهبندی میکند که اصلا نمیتوانید فکر کنید این بستههای مرتب و آمادهشده، زباله است.
دیدن یک ویدئو، حسن مسئولیت زهرا حیدری به محیط زیست را بیدار کرد. در این ویدئو یکی از فعالان محیط زیست درباره آسیب زبالههایتر به طبیعت صحبت میکرد و درباره تفکیک این زبالهها توضیح میداد.
بستهها را یکییکی بیرون انداختم تا به بستهای که صدا از آن بود، رسیدم. جعبه را خالی کردم و دیدم یک پرنده زیبا داخلش است. به کسی که بسته را آورده بود، زنگ زدم. بنده خدا خوشحال شد و گفت: از صبح پرنده دخترم غیب شده است!
«بچههای محیطزیست نیما»، یک گروه شانزدهنفره هستند که به هیچ سازمانی وابسته نیستند؛ کودکانی که از دل محله «فرهنگیانِ» قاسمآباد برخاستهاند و دستدردست هم دادهاند تا حال این روزهای زمین را خوش کنند.
اهالی محله خلج از همجواری با کال خسته شدهاند. کال به محل دپوی خاک و نخاله تبدیل شده و مکانی برای شبخوابی کارتنخوابها و معتادان و فروش مواد مخدر است.
منصوره فرامرزی میگوید: با کنجکاوی توضیحات روی بطری را خواندم و متوجه شدم دوغ کفیر دارای خاصیتهای زیادی است، اما نوع بازاری آن نمک زیادی دارد. در همین زمان ایده تولید خانگی دوغ کفیر به ذهنم رسید.
نوکاریز کمبودهای بسیاری همچون نداشتن فضای سبز و مرکز درمانی دارد. بلاتکلیفی اراضی بایر و وجود انبارهای ضایعات هم بلای جان مردم شده است.
این کار به درد کسی که سررشته ندارد، نمیخورد. شما نمیدانید چه چیزی میخرید. باید آدمها را بشناسید. نباید از معتاد جنس بخرید؛چون ممکن است دزدی باشد.
دانش آموزان دبستان حضرت حمزه در محله فردوسی در امر تفکیک زباله پیش قدم هستند. آنها توانستهاند در سالهای گذشته از این موضوع مهم به نفع مدرسهشان درآمدزایی کنند.
ساکنان مجتمعهای ابرار، علویه، محمدیه و... گلایه میکنند که از داشتن مدرسه، بوستان و امکانات تفریحی و رفاهی محروم هستند و صدایشان به جایی نمیرسد.
زمینهای رهاشده و بلاتکلیف از مهمترین مشکلات مردم در محلات حاشیه منطقه ۷ است.
مشهد بهویژه در گزارشهای برجایمانده از اواسط حکومت قاجار، شهری کثیف است با نفسی تنگآمده از بوهای نامطبوع که گلوی زندگی مردمش را انواع بیماریها گرفته است و فشار میدهد.
میخواست طبیعت را به خانهاش بیاورد؛ از این رو حیاط خانه پدری را طوری طراحی میکند که بتواند در آن علاوهبر پارک خودرو، کلی دار و درخت بکارد و حوضچه داشته باشد.
به دندانهای آنهایی که اینجا کار میکنند، دقت کنید! بسیاری از دندانهای کارگران اینجا بهدلیل گاز متصاعد از زبالهها خراب شده است.
روزهای اول فکر میکردند بوی نامطبوع موقتی است و بهزودی برطرف می شود، اما پساز چند ماه فهمیدند که خانهشان مجاور ایستگاه جامع خدمات شهری قرار دارد و این بوهای نامطبوع از آنجا بر میخیزد.