امیرمهدی شایسته دانشجوی ترم پنجم مهندسی پزشکی در دانشگاه امامرضاست و معتقد است که نقطه عطف زندگیاش همان یکسال بوده که او را به فردی اجتماعی و کنشگر تبدیل کرده است، بهطوریکه بهخوبی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. میگوید: من از کودکی اهل ارتباط با دیگران نبودم، چون تحمل نداشتم حرف و رفتاری را خلاف آن چیزی که از نظر من درست است، بشنوم و ببینم. به همین دلیل ترجیح میدادم در تنهایی خودم باشم و فقط درس بخوانم. سال94 پدرم در نمایشگاه بینالمللی، غرفه علوم قرآنی داشت و در همانجا با مؤسسه قرآنی بیتالاحزان آشنا شد؛ مؤسسهای که فعالیتش بر حفظ قرآن متمرکز است.
هرهفته دوشنبهها که جلسه قرآن «نرجسخاتون» شروع میشود، بانوانی در آن شرکت میکنند که تا سالها پیش، خودشان دختران نوجوانی بودهاند و همراه مادرانشان به این جلسه میآمدهاند. آنها نیز امروز دست دختران نوجوان و خردسال خود را میگیرند و با خود به این محفل میآورند. جلسه قرآن نرجسخاتون در محله احمدآباد از دهه70 برگزار میشود. این جلسه هرسال در دهه فاطمیه بهصورت ویژه برقرار است.
از وقتی یادش میآید، با قرآن انس و الفتی داشته است و روزی نبوده که شب شود و او چندصفحه از کلام خدا را مرور نکرده باشد؛ مروری عمیق تا بفهمد چه میخواند و از کلام وحی چه میخواهد. بانو معصومه برامکییزدی مادر شهیدان محمدرضا و محمدکاظم حیدری است. این مادر هفتادوششساله همه آرامش زندگیاش را مدیون انسی است که با قرآن دارد. سهسالی میشود که خانه این مادر پرشده از شور و گرمای حضور دختران و بانوان جوانی که رؤیای حفظ کل قرآن را در سر دارند.
توصیهای قدیمی ازسوی همه استادان مداحی مطرح میشود که آقا سیدحسین تقیزاده هم آن را آویزه گوش کرده است؛ اینکه نرخگذاری برای مجالس، پایان کار یک مداح است. او تعریف میکند: مداحی شغل من نیست و هیچوقت برای آن قیمت تعیین نکردهام و صاحب مجلس هر اندازه کرمش بوده، داده است.
در آستانه نوزدهمین سالگرد درگذشت شیخمحمدرضا مهدویدامغانی به دیدار فرزندش دکتر حسین مهدویدامغانی در خانه پدریاش رفتهایم. خانهای که سالها نوا و نجوای ملکوتی قرآن در آن جاری بود و جلسات جمعهشبهای تفسیر قرآنش، جوانان زیادی را مجذوب آیات نورانی کرد. او در آخرین جمعهشب زندگی پربرکتش درحالیکه بالای منبر تفسیر قرآن میگفت، ابراز کرد «حالم مساعد نیست!» و دقایقی بعد در مسیر انتقال به بیمارستان به دیار باقی شتافت.
از همان سالهایی که توانست حرفزدن را یاد بگیرد، پدر را با کتاب قرآن، درمقابلش میدید و صوت و لحن زیبای خواندن قرآن در خانهشان جاری بود. حسین محمدی دانشآموز کلاس چهارم دبستان پاسداران آسمان و ساکن هاشمیه65 است؛ پسری که سال گذشته توانست در مسابقات سالانه قوه قضائیه در بخش قرائت تقلیدی به مقام اول استانی برسد و معتقد است میتوان با عمل به قرآن، از خیلی از ناهنجاریها و رفتارهای نادرست به دور بود.
«باغ عنبر» بخشی از همان محله بالاخیابان است که این روزها پابهپای شهر تغییر شکل داده اما در این میانه یک پلاک باقیمانده که تاریخ بلند و اصیل خود را حفظ کرده است. باغی که در سالهای نخست قرن گذشته تبدیل به حسینیهای تاریخساز شده و این روزها با قدمت 150سال هنوز هم جان دارد و فعال است.
درِ چوبی بزرگ ورودی فاطمیه هم ما را یاد ورودی اماکن متبرکه می اندازد. از درِ ساختمان اداری وارد می شوم و پس از بازدید از داخل بنای فاطمیه که بسیار باشکوه، تماما آیینه کاری و مزین به تصاویر شهدای محله است و باز هم حال وهوای حرم های مطهر را تداعی می کند، در دفتر مجتمع، پای صحبت پرچم دار آن می نشینم؛ بانو عالیه مغانی، مادر شهید ناصر تیموری نژاد، مؤسس و مسئول مجتمع فرهنگی مذهبی «فاطمیه بیت الاحزان حضرت زهرا(س)».
امیرعلی ذوق هنری هم دارد و خطاطی میکند. مدعی است این هنر را از خانوادهاش به ارث برده است. علاوه بر این در پایه ششم ابتدایی رتبه ممتاز ناحیه در رشته اذان را به دست آورده است. او موفقیتهای قرآنی، درسی و هنریاش را مدیون تشویق و پیگیریهای خانواده در لحظهلحظه زندگیاش میداند. آنها ساکن محله شهید قربانی هستند.
حادثه نهتنها پایانی برای زندگی روزمره علیرضا نشد، بلکه از او مردی ساخت که خیلی زود توانست روی پای خودش بایستد و نوجوانی و جوانیاش را از آسیب انزوا و خانهنشینی دور کند!
علیرضا همتآبادی متولد۱۳۵۴ حالا پدر سه فرزند است که عنوان «تنها داور معلول والیبال کشور» را دارد.
محمدامین کهن از آن دسته نوجوانانی است که با راهنمایی والدین و استادان خود در این مسیر گام برداشته و آوازه افتخارات قرآنی او باعث شده است به کشورهای مختلفی سفر کند. کسب عناوین مختلف داخلی و بینالمللی برای این قاری نوجوان حاصل تمرینهای فشردهای است که زیرنظر استادان قرآنی انجام میدهد. عنوان برترین پدیده قرآنی نوجوان کشور در اختتامیه جشنواره ملی ترنم وحی در اسفندماه سال گذشته یکی از آنهاست.
ازکودکی هر زمان که او و برادرش بیمار میشدند، مادر که پرستار بیمارستان است، در کنار مراقبتهای پزشکی، قرآن کوچکش را باز میکرد و آیات قرآن را برای پسر بیمارش میخواند. زمزمه کلام خدا در دل و جان سیدمیلاد حسینی خوشنشست و آینده او را با کلام خدا پیوند داد.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمیدانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفتهایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما میدانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی میکنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام میدهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان میرود، من هم همراهش میشوم و کمکش میکنم. این را رضا زراعتی میگوید.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
روحالله علویمنش درباره تأسیس این مرکز توضیح میدهد: نیازمندان زیادی به ما مراجعه میکردند و مشکلاتشان را میگفتند؛ مشکلاتی مثل اجارهخانه عقبافتاده، هزینه دارو و درمان و درخواست اشتغال. همه اینها باعث شد به فکر بیفتیم که کمکها را با مجوز رسمی ساماندهی کنیم. مرکز نیکوکاری از سال قبل آغاز به کار کرد. هدف ما این است که نیازمندی در محله نداشته باشیم. مرکز نیکوکاری زیرنظر کمیته امداد امامخمینی(ره) است. 250خانواده زیرپوشش این مرکز هستند و علاوهبر این 100پرونده هم مستقیم زیرپوشش مرکز خیریه خودمان است.
خانوادهای که با صدای قرآن روزشان را شروع کنند حتما برکتی بزرگ نصیبشان میشود، شیوهای که جمشید گریوانی در خانه پیاده کرد و حالا سه فرزند قرآنی نتیجه آن است. محمدمهدی گریوانی یکی از آنهاست، دوازدهساله و حافظ کل قرآن. صحبتش را با این عبارت شروع میکند: چشمم را در خانهای باز کردم که پدر در حال ترتیل و قرائت قرآن بود. میتوانم بگویم صوت قرآن همیشه در خانه ما بلند بود و من این لحن و آهنگ را دوست داشتم. از پنجسالگی آیهها را با دقت گوش میکردم و به ذهن میسپردم. از اینکه میتوانستم آیههای کوچک را یاد بگیرم و با ذوق بخوانم لذت میبردم.
مؤذنی، مکبری و قرائت قرآن فقط بخشی از فعالیتهای امیر سیزدهساله است. نوجوان محله چهنو که علاقهاش به تلاوت قرآن از همان دوران کودکی نمایان میشود. پدر متوجه این علاقه میشود و او را با خودش در جلسات قرآن همراه میکند. استعداد امیراشکان میری در همین جلسات هفتگی و خانگی باعث میشود چند سال بعد در چهلمین دوره مسابقات قرآن، عترت و نماز مقام اول را در سطح ناحیه5 کسب کند.
«غلامعلی بخش زحمتکش» 95 سال پیش توی خانه ای وسط کوچه یزدی آباد بالاخیابان به دنیا آمده بود و تا همین یکی دو روز پیش که از دار دنیا رفت، تاریخ شفاهی زنده ای به حساب می آمد بر جلسات قرآن مشهد قدیم. آنچه در ادامه می آید برشی از گفت وگویی مفصل با اوست که حوالی خرداد شش سال پیش انجام شده است.
غلامعلی زحمتکش از دوران کودکی با مرحوم رضوان آشنا و با راهنمایی او در جلسات قرآنش حاضر شد.
پشتکار و تلاش او تا آنجا بود که پس از مدتی به عنوان معاون جلسه استادش برگزیده شد و هرگاه استاد در جلسه حضور نداشت قرآنآموزان به نکات او گوش فرامیدادند.
سمتوسوی فعالیتهای مسجد قائم(عج) به تربیت نسلی غیور و آزاده معطوف است و هنوز هم ادامه دارد. این مسجد در سال 1336تأسیس شده است و کانون و پایگاه بسیجش طی سالهای اخیر مقامهای مهمی در سطح کشور به دست آورده است.
در حال حاضر نزدیک به 400کودک و نوجوان جذب برنامههای این مسجد شدهاند. باشگاه ورزشی، کتابخانه، استودیوی چندرسانهای، پایگاه بسیج خواهران و برادران از امکانات این مسجد است.