پایهگذار این خانه قرآنی، زوج مشهدی، زندهیادان «هادی تفقد محمدپور و معصومه حسن آبادی» هستند که بعد سالها زندگی مشترک، در زمان حیاتشان قدم در مسیر خیر گذاشتند.
آنها تصمیم گرفتند خانه دوطبقه ویلاییشان را با مساحت 300مترمربع وقف کار خیر کنند و در اختیار آموزش و پرورش ناحیه5 قراردهند.
آنجا منزل آقای شاهی است که همه شور از آنجا آغاز میشود. در حیاط همسایه بغلی هم بساط چای برپا میشود. همسایه آنطرفی هم کلید خانهاش را به صاحب این روضه میسپارد تا از محوطه خانهاش استفاده شود. همه همسایههای این کوچه در برپایی این روضه قدیمی مشارکت دارند و این راز مهربانی میان آنهاست.
برای هرکس با هر علاقه و استعدادی که دارد، در کانون شهید اشرفی اصفهانی محله گلشور شرایط یادگیری فراهم است.
شکلگیری این مجموعه که مثل خیلی از مجموعههای دیگر در روزهای نخست امکانات چندانی نداشت، به سال 1384 برمیگردد. بچههای کانون مجبور بودند جلسات کوچک و مختصرشان را هر جایی که ممکن است برگزار کنند. سالهای سال زمان برد تا در قالب مجموعه فرهنگی و هنری متبلور شود.
سیدمولا مردی مخلص و بیپیرایه بود که نامش به نام امام حسین( ع) مهر شده بود و ناداری او را از میزبانی زائران امام هشتم غافل نکرده بود؛ مردی که خودش را وقف هیئت سیدالشهدا( ع) کرده بود و درِ خانهاش در محله قدیمی قبر میر در پایینخیابان به روی زائران حضرت رضا( ع) باز بود.سیداحمد گلابگیران که میان هیئتهای مذهبی و مردم کوچه و بازار به سیدمولا معروف بود، در ساخت یکی از درهای چوبی حرم نیز مشارکت داشت تا یادگارش در حرم مطهر رضوی نیز باقی بماند.
تلاوت قرآن را از زمانی که به پیشدبستانی و دبستان قرآنی رفت شروع کرد و بهدلیل علاقهاش در کنار روانخوانی حفظ کلامالله مجید را هم شروع کرد. علیرضا معصومی سیزدهساله حافظ جزء30 قرآن کریم چهار سال پیاپی در مسابقات آموزش و پرورش ناحیه3 مقام آورده است. این ساکن محله امام خمینی(ره) در حال حاضر زبان و مفاهیم عربی را در مسجد محلهاش به کودکان و نوجوانان علاقهمند آموزش میدهد.
کوچه به رسم هر ساله مشکیپوش شده است. از همان خانه اول، پرچمهای «باز این چه شورش است» و «یا حسین(ع)» خبر از عزاداری اباعبدالله (ع) در این نزدیکی میدهند. در یکی از خانهها از دهه اول محرم تا انتهای دهه دوم به روی عزاداران باز است؛ خانه صدیقه سادات قریشی معروف به بیبی کلاتی. خانهای در محله امیرالمؤمنین(ع) که برای مراسم عزاداری و ولادت ائمه(ع) درنظر گرفته شده است و هر کس بخواهد مراسم روضه و مولودی برگزار کند، در خانه بیبی را میزند.
کاشیهای لاجوردش قرنهاست دستهای زیادی را به آبی آسمان گره زده است؛ همسایه روضهمنوره که عمری است در زلال بیکران حرم حل شده، آنچنانکه بیهیچ حجاب و حایلی یکی از رواقها ودیوارهاست.
روز جهانی مسجد سبب شد در سطرهای پیشرو از مسجد بالاسر بگوییم.
مسجدی که همزمان چند عنوان را در ضمیمه نامش نوشتهاند؛ قدیمیترین بنای مشهد پس از روضه منوره، کهنترین مسجد مشهد و با 36مترمربع یکی از کوچکترین مساجد ایران است.
صحبت از جلسه قرآنی است که دو کودک سیزده و دهساله با پشتیبانی مادر به راه انداختهاند و اکنون پس از 25سال برپایی، جوان برومندی شده است که همه مشهد و جهان اسلام آن را میشناسند. دورهمی قرآنی که در ته یک کوچه بنبست راهگشای بسیاری از قرآندوستان شده است تا در مسیر این کتاب آسمانی قدم بگذارند.
حاج احمد هروی همیشه میگفت کار که برای خدا باشد، آدم محبوب دل خلق خدا هم میشود. همینطور هم شد. یاد او که بیش از ۲۰۰ هزار شاگرد قرآنی تربیت کرده محال است گرد فراموشی بگیرد.
در اوایل دهه80 بیشتر از هزار مترمربع از اراضی شهرک نیروی انتظامی در خیابان تقویه برای ساخت مسجد «الزهرا» در نظرگرفته شد. دراین زمین با همیاری اهالی مبلغ 20میلیون تومان جمعآوری شده و با آن سولهای به مساحت 60مترمربع در زمین مسجد بنا گردید که نماز جماعت هم در آن برگزار میشود.
پوریا بیهقی یکی از کودکان بااستعداد محله پایین خیابان است. او که 10سال دارد، توانسته است دو جزء قرآن را حفظ کند و قصد دارد در آینده قاری قرآن شود. مشوق اصلی پوریا مادرش است. سیدهمژگان رؤیایی پسرش را از پنجسالگی به محافل قرآنی میبرد. او در گفتوگو با شهرآرامحله میگوید: وقتی پوریا پنجساله بود، او را در جامعةالقرآن ثبتنام کردیم و توانست جزء سیام را حفظ کند. اما پس از آن و بهعلت شیوع کرونا و مجازیشدن فعالیتها، تصمیم گرفتم خودم کمک کنم که فرزندم قرآن را حفظ کند.
در سرزمین های اسلامی، سبک حجازی و کوفی، نخستین خطوطی هستند که برای نگارش قرآن به کار رفته اند. خط کوفی به لحاظ شکل ظاهری به دو شیوه کلی ساده و تزیینی مرسوم بوده است.
زینالعابدین سراجی یکی از قدیمیترین روضهخوانهای خیابان توس85 بود. خودش در مصاحبه آخرش گفت 88سال دارد و نزدیک به 38سال در محله زرکش زندگی کرده است. اما هنوز آرامش روستای کودکیاش رویین اسفراین را فراموش نکرده است. صدای آقا زینالعابدین هنوز توی گوشم مانده است: روستای ما به شکل پلکانی بود، روستایی در درهای سرسبز که زمستانهای پربرف و سردی داشت و تابستانهای معتدل. در این روستا چهار اصله درخت چنار با قدمتی پانصدساله وجود دارد.او دهساله بود که پدر دستش را گرفت و به مکتبخانه فرستاد:معلم مکتب وقتی قرآن میخواندم تشویقم میکرد و میگفت زینالعابدین صدای خوبی داری. من هم از تعریف میرزا جلو بچهها ذوق میکردم.
احکام دین را مرور میکرد تا بداند در امور روزمره زندگی، چه دستورات دینیای برعهدهاش است. با همین پیشزمینه وقتی در مدرسه مسابقات برگزار شد، رشته احکام توجهش را جلب کرد و با توجه به مطالعاتی که داشت، توانست پنجبار در سالهای متوالی، مقام برتر ناحیه را در این رشته به دست آورد. محمدمهدی زاهدی علاوه براین، حافظ دو جزء قرآن است.
کارنامه تحصیلی سبحان کامیاب، دانشآموز مدرسه امید انقلاب، امسال با دو رتبه در مسابقات ترتیل قرآن و نهجالبلاغه درخشان بسته شد: رتبه سوم مسابقات در رشته ترتیل قرآن و رتبه دوم در مسابقات نهجالبلاغه ناحیه5 آموزش و پرورش مشهد. سبحان حفظ قرآن کریم را از کودکی شروع کرده است و اکنون حافظ پنج جزء قرآن است اما علاقهای که به علوم قرآنی و نهجالبلاغه دارد او را از سالهای ابتدایی تحصیل به دنیای دیگری سوق داده است. سبحان متولد 1388 و دانشآموز کلاس هفتم است.
محمد عرفان بعد از کسب رتبه دوم مسابقات زیرنظر استاد قرآن، دوباره از همان ابتدا حفظ قرآن را با اصول تجوید شروع میکند. دراینباره میگوید: یکبار دیگر با جزء30 قرآن شروع کردم. این مرتبه در کنار حفظ لفظی آیات، تجوید و دیگر قواعد صرف و نحوی را هم یاد گرفتم. سیدعلی مؤمنیان استاد از همان کلاس سوم تا امروز معلم و همراهم بوده است. با توجه به تجربه گذشته، حفظ برایم خیلی آسان شده بود و در مدت چند ماه بیش از نصف قرآن را از بر شدم.
شایانمنش که بین بچههای بهزیستی به خانم اکبری معروف است، تعریف میکند: خانمهای بسیج را به اردوی زیارتی قم و جمکران برده بودم که بچهها زنگ زدند و گریهکنان میگفتند بهزیستی گفته باید مستقل شویم و این موضوع برای ما سخت است. حق هم داشتند. دختر هجدهساله کجا برود و چطور زندگیاش را اداره کند. البته آنطور نیست که بهزیستی درکل رهایشان کند. حمایتهایی دارد اما کافی نیست و این بچهها هم در معرض آسیبهای زیادی قرار دارند. از فکر و خیال، شب خوابم نمیبرد و با خودم میگفتم این چه قانونی است.
مرحوم علی اصغری بیشاز 50سال پیش بود که به این محل آمد. او خیاطی را از مدتها قبل پیش استادانی چون حاجآقا قدیریان و آقای همتیان فراگرفته بود. البته علیآقا از آنها فقط دوختودوز یاد نگرفت، بلکه درس قرآن را هم از آنها آموخته بود. بعد از اینکه خوب این حرفه را فراگرفت، زیرزمین منزلش را مغازه کرد و تا وقتی توان کار کردن داشت، همانجا به خیاطی مشغول بود.
دورهمنشستن خانوادهها، دوستان و هممحلهایها و تلاوت قرآنکریم از رویدادها و جلسات زیبایی است که در هر گوشه شهر میتوان دید؛ جلساتی که برگزاری آنها در دو سال اخیر و با شیوع ویروس کرونا کمرنگ شده بود، اما اکنون بار دیگر احیا شده است و صدای تلاوت آیات قرآن در این جلسات شنیده میشود. جلسه قرآنی «عترت» از همین محافل قرآنی است که حدود چهارده سال پیش در محله سیدرضی تشکیل شد.
فاطمه یکتا با اینکه هنوز 13سال بیشتر ندارد، قرآن بر اخلاق و شیوه زندگیاش تأثیر گذاشته و دیگران به واسطه یاد داشتن قرآن خیلی به او احترام میگذارند. خودش میگوید: هرجا که متوجه تلاشهای قرآنیام میشوند، با احترام بیشتری برخورد میکنند اما فراتر از اینها، خودم به واسطه قرآن آگاهی بیشتری از دنیا و آخرت پیدا کردهام و بهویژه با خواندن سوره واقعه خیلی بیدار شدهام. او به این باور رسیده که بهترین راهنما برایش قرآن است برای همین میخواهد شیوه زندگیاش را براساس آموزههای این کتاب الهی قرار دهد.