کتابخانه امام رضا(ع) سال 1379 همزمان با ولادت حضرت مهدی (عج) با هدف تقویت اصول و مبانی دینی و اعتقادی جوانان و ترویج معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به وسیله تولیت وقت آستان قدس رضوی وقف این نهاد مقدس شد. کتابخانه امام رضا(ع) که در محله راه آهن واقع شده است؛ حدود 33 هزار نسخه کتاب چاپی و حدود 5 هزار منابع صوتی و تصویری و حدود 20 عنوان نشریه در اختیار مراجعان و اعضای خود قرار داده است. اکنون تعداد اعضای فعال این کتابخانه بیش از 18 هزار نفر است.
کتابخانه گویای رضوی سال 1383 در محل کتابخانه آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی(ره) واقع در خیابان رسالت 2 راهاندازی شد.
این کتابخانه با گردآوری مجموعهای کم نظیر شامل بیش از 13 هزار عنوان کتاب صوتی در قالبهای CASSETTE، DVD، CD و MP3 و کتابهای چاپ بریل در موضوعهای کمک آموزشی، علمی، فرهنگی، تاریخی، ادبی، سیاسی، اجتماعی و دیگر موضوعها و همچنین مجموعهای از نرم افزارهای ویژه نابینایان در خدمت روشندلان است.
کتابخانه امام خمینی(ره) کتابخانه سال 1379 همزمان با ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب و میلاد حضرت مهدی(عج) در مجاورت آرامگاه خواجهربیع افتتاح شد. مجتمع فرهنگی امامخمینی(ره) از 2 مؤسسه فرهنگی آستان قدس رضوی یعنی سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد و همچنین مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی به صورت مستقل از یکدیگر تشکیل شده است. این کتابخانه حدود 37 هزار نسخه کتاب چاپی و حدود ۲۰ عنوان نشریه برای دانشآموزان مقاطع راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی فراهم کرده و در اختیار آنها قرار داده است. اکنون تعداد اعضای فعال این کتابخانه حدود ۱۸ هزار نفر است.
کتابخانه ملاعباس تربتی سال 1361در فضای کوچکی از مسجدالرضا(ع) واقع در محله مهرمادر احداث شده است. با گذشت زمان مسئولان کتابخانه با استقبال دانشآموزان و دانشجویان روبهرو میشوند و فضای کتابخانه را توسعه میدهند به نحوی که اکنون کتابخانه در مساحتی حدود 600مترمربع در 2بخش بانوان و آقایان فعالیت میکند. کتابخانه ملا عباس تربتی (ره) حدود 50 هزار جلد کتاب، بیش از 1000 نسخه منبع دیداری و شنیداری و حدود 35 عنوان نشریه دارد. اعضای فعال این کتابخانه حدود 12هزار نفر است .
کتابخانه شیخ مجتبی قزوینی(ره) ابتدا با نام «شهید بیننده» کار خود را در مسجد انصار المهدی (عج) واقع در محله خیرآباد آغاز کرد. سال 1367 به درخواست هیئت امنای مسجد و نیز با اهتمام مسئولان آستان قدس رضوی، این کتابخانه زیر پوشش آستان قدس قرار گرفت و کتابخانه «شهید بیننده» به «انصار المهدی(عج)» تغییر نام داد.
به دلیل استقبال مراجعان از کتابخانه ساخت ساختمان جدید و مجهز ویژه آقایان و بانوان در دستور کار آستان قدس رضوی قرار گرفت و سال ۱۳۷۲ ساختمان کتابخانه افتتاح و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. در زمان افتتاح نام این کتابخانه به نام عالم ربانی آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی(ره) از استادان حوزه علمیه مشهد تغییر نام یافت.
مرور داستانهای «مشهدچهره»، برکت همسایگی با کتابخانه و دمخور شدن با کتابها را پیش چشممان میآورد تا بتوانیم سرگذشت آدمهای کتابخوان و کتابدوست را بهتر ببینیم.
نخستین مطبعه چاپ سربی در مشهد، «مطبعه طوس» است. براساس یک پژوهش ارزشمند، تعداد ۲۵ عنوان کتاب طبعشده در این مطبعه شناسایی شده است.
در پسوند نام شیخهادی راثی، باید عنوان «نخستین کتابفروش سیار مشهد» را نوشت. شیخهادی مردی سختکوش و در فروش کتاب بسیار سختگیر بود.
درباره وقف زمین برای مسجد و مدرسه زیاد شنیدهایم، اما وقف زمین برای کتابخانه کمتر اتفاق افتاده است. روایت این هفته ما وقف مال برای ترویج فرهنگ مطالعه در یک منطقه پیرامونی است.
تعریف کتابخانه امیرحسین فردی را زیاد شنیده بودم؛ مجموعه مردمی و خودجوش در طبرسیشمالی که به همت چندجوان جهادی پا گرفت و زیرنظر هیچ سازمانی نیست. در ابتدای تأسیس، کتابها اهدایی بچههای محله بود و نیازشان به مطالعه را تأمین میکرد. اکنون 12سال از آن روزها میگذرد و مجموعه به همت همان گروه خودجوش و جوانان جهادی کارش را ادامه میدهد، البته با 10هزار جلد کتاب و 3هزار عضو.
شاید یک بار وقت خرید از مقابلش عبور کرده باشید، یا در حالیکه با عجله گام برمیداشتید تا از اتوبوس جا نمانید، جایی توی ذهنتان سپردید که وقتی را برای گشتن در کتابخانه محله خالی بگذارید، اما روزمرگیها فکرتان را جای دیگری برده و باز غافلتان کرده است. شاید هم در کودکی بارها قدم به این کتابخانهها گذاشتید و همراه با «جبار باغچهبان»، «محمود حکیمی»، «عباس یمینی شریف» و حتی «ژولورن» دنیا را گشتهاید اما مدتهاست که دیگر نام و نشانش را هم فراموش کردهاید. در این گزارش کوتاه ما قرار است دستتان را بگیریم و شما را با کتابخانه شهید رجایی در محله بلال آشتی دهیم.
این کتابخانه سال 1386 به همت آیت الله مکارم شیرازی در مشهد شروع به فعالیت کرد و در سال 1387 به جمع کتابخانههای مشارکتی نهاد کتابخانههای عمومی پیوست. کتابخانه امامین همامین (ع) در راستای ترویج مکتب اهل بیت (ع) و ارائه خدمات علمی و فرهنگی و در اختیار گذاشتن آخرین دستاوردهای متون دینی به پژوهشگران حوزه و دانشگاه پایهگذاری شده و آماده پذیرایی از طلاب و دانشجویان و اهل تحقیق است و هم اکنون بیش از 17000جلد کتاب با موضوعات مذهبی و حوزوی به مخاطبان خود خدمات ارائه می دهد.
افسانه میرآبی درباره کار جدیدش میگوید: یک کار علمیتخیلی در 9جلد نوشتهام که جلد اول آن در مرحله تأیید است. داستان این مجموعه 9جلدی ماجرای یک موجود تخیلی است که از اعماق زمین به سطح میآید و درگیر یک سری اتفاق میشود. «داستانهای موجود ناشناس و حیوانات جنگل» نام کل مجموعه است که هر جلد آن یک نام اختصاصی هم خواهد داشت. از بعد جذابیت کار هم ایدهای به ذهنم رسیده که در کنار چاپ کتاب، انیمیشن مجموعه را هم بسازم تا بتوانم یک بسته ارائه دهم.
درست از کلاس هشتم ابتدایی سرودن شعر را شروع میکند. میگوید که فقط قالب مثنوی را دوست دارد و مضامین اشعارش هم بیشتر اخلاقی و تعلیمی هستند. چند بیتی را میخواند. آنقدر استخواندار و قوی هستند که بهسختی میتوان باور کرد یک دختر هفده ساله آنها را سروده باشد. گپ و گفتی با یگانه رضایی در کتابخانه آیتالله قزوینی در محله محمدآباد داشتیم. شاعر جوان همین محله که از کودکی عضو کتابخانه بوده است. او یکی از دلایل علاقهاش به کتاب، مطالعه و نوشتن را هم همین کتابخانه میداند. البته خانواده و مطالعه مستمر پدر و مادرش هم در ایجاد این علاقه نقش بسزایی داشتند.
از بزرگترین تفریحها و لذتهای زندگی کتاب است. مطالعه در ساعتهایی که افراد بیکار هستند و اوقات فراغتشان بهحساب میآید، باعث شده خیلیها کتابخوان شوند. برخیها آنقدر شیفته مطالعه بودهاند که کتاب به امانت میدادند. احمد بکتر که یکی از این افراد است، سالهای نه خیلی دور هر غروب با یک بغل کتاب در محله پیدا میشد و پشت سرش آدمهای دوستدار کتاب در مغازهاش صف میکشیدند.
کتابهایی که سیداحمد حسینی- همان مردی که کسبه او را با نام «کولبر کتاب» میشناسند- بساط میکند برای فروش نیست، برای امانت است. کوله آقای حسینی در واقع یک کتابخانه سیار ویژه کسبه و قشری است که خودش میگوید هیچکس در جامعه به فکرشان نیست. خودش کتابها را میآورد، خودش میآید پس میگیرد و البته هیچ پولی هم برای حق عضویت یا حتی حمل و نقل دریافت نمیکند. حالا همه کسبه او را میشناسند و خیلیهایشان عضو کتابخانه کولهایاش شدهاند، ولی اوایل به او مشکوک میشدند و با خودشان میگفتند مگر میشود کسی رایگان این همه وقت و انرژی بگذارد؟!
کتابخانه عمومی دکتر علی شریعتی در خیابان امام خمینی(ره) یکی از قدیمیترین کتابخانه عمومی شهرمان است. این مکان که وابسته به نهاد کتابخانههای عمومی کشور است، در سال1303 شمسی تأسیس شده و امروز 94سال از عمر آن میگذرد. این فضا تا قبل از اینکه کرونا مهمان ناخوانده شهرمان شود، هر روز پذیرای علاقهمندان به کتاب بود. اما از بعد کرونا همانند بسیاری از پاتوقهای فرهنگی تعطیل شد.
مدیر کتابخانه در زمینه تأثیر کرونا بر کارش میگوید: «گرچه این اتفاق کتابخانهها را بست اما کتابداری را نتوانست به تعطیلی بکشاند.»
مریم جمیلی که 25سال سابقه کاری دارد و از سال1396در این کتابخانه مشغول به کار شده است، هر روز شاهد رفتوآمد شهروندان کتابخوان به این کتابخانه بوده است.
کوچه پنجتن54 به طبرسیشمالی و دهمتری شهیدمطهری منتهی میشود. به همین دلیل یکی از کوچههای پررفتوآمد محله شهیدقربانی است. در این کوچه خانوادههای شهید ایزانلو، شهید غلامی، شهید مدافع حرم حسینی وبرادران شهید شکری ساکن هستند و به محله هویت بخشیدهاند. مسجد قائمیه یکی از مساجد فعال این منطقه است که خدمات زیادی را ارائه میدهدازجمله حمایت از نیازمندان، تأمین دارو برای بیماران محروم، برگزاری کلاسهای علمی و فرهنگی.
نیلا غفوری هم استادکار خیاطی است و هم در مسیر گویندگی، صداپیشگی و مجریگری قدم گذاشته است. صحبت که میکند تصور میکنید پیچ رادیو باز است و مجری شما را مخاطب قرار داده است.
این هنرمند خوشذوق و جوان ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) پای ثابت بیشتر برنامههای گروهی محله است و یکجا نمینشیند. او اکنون رابط بهداشت محله است و با اینکه مهاجر افغانستانی است، به نوعی عضو افتخاری شورای اجتماعی محله نیز هست.
ریحانه سادات اردلان، چهارمین دختر استاد اردلان درباره زندگی شخصی پدرش میگوید: از خصایص مشخص پدرم، چهره گشاده و تواضع بیش از حدش بود، نظم و پاکیزگی فراوان، آراستگی ظاهری و باطنی او، سبب میشد تا همه اطرافیان نگاه ویژهای به او داشته باشند. به گفته دانشجویان پدر، کلاسهای درسیاش به نوعی کلاس زندگی محسوب میشد و در کنار آموزش مباحث مرتبط با درس، به فراگیری مسائل دینی و تربیتی هم تأکید داشت.
از همان شروع، کار فروش کتاب درآمد چندانی نداشت و فقط هزینههای خودش مثل کرایه و هزینه آب وبرق را تأمین میکرد. از چندسال قبل درآمد ما از فروش کتاب به حدی کم شد که حتی تأمینکننده این هزینهها هم نبود. همکاران من حتی گاهی اوقات پول کرایه مغازه و قبض برق و آب را از جیب خودشان میدادند. اما به دلیل عشق و علا قهای که به کتاب داریم و آرامشی که محیط کارمان برایمان ایجاد میکند دوام آوردهایم. این بخشی از گفتههای محمدباقر توکلی جاغرق درباره این شغل است.