حاشیه شهر - صفحه 14

2خواهر ساکن در محله امیرالمؤمنین(ع) استعداد هنری زیادی دارند. آن‌ها با کمک و همراهی پدر و مادرشان تاکنون به‌خوبی این استعداد و علاقه را دنبال کرده‌اند. نرگس عسکری خواهر بزرگ‌تر در مسابقات علمی‌پژوهشی آموزش و پرورش منطقه تبادکان در حوزه قصه‌گویی جزو نفرات برتر قرار گرفته است و سمیرا خواهر کوچک‌تر نیز در همین مسابقات مقام دوم رشته نقاشی آبرنگ و مجسمه‌سازی را کسب کرده است.
شیوع کرونا باعث تعطیلی بسیاری از کسب‌وکارها شده و زندگی را بر خیلی از خانواده‌ها دشوار ساخته، اما هرگز نتوانسته است همدلی و هم‌بستگی را از بین ببرد. از ابتدای شیوع بیماری گروه‌های زیادی دست‌به‌دست یکدیگر دادند تا به همسایگان و هم‌محلی‌ها خیلی سخت نگذرد. مانند گروه همدلی کسبه و جوانان محله پنجتن که ویژه محدوده‌های پیرامونی شکل گرفته است. قرار آن‌ها دوشنبه‌شب‌هاست؛ ساعت 18تا21. جوانان عضو این تشکل مردمی از نقاط مختلف شهر برای انجام وظایفی که برعهده دارند، در خیابان پنجتن45 گردهم جمع می‌شوند و بعد از آماده‌سازی ظروف غذا، به 5گروه تقسیم می‌شوند تا ثمره تلاش یک هفته‌شان را به خانواده‌های نیازمند و کارتن‌خواب‌های حاشیه شهر برسانند.
وضعم خوب بود گاهی برای رفع خستگی با کارگرها تریاک می‌کشیدم همسرم بو برده و هر روز بساط دعوا در خانه به راه بود. برای فرار از درگیری بیشتر سرکار می‌ماندم و به خانه نمی‌رفتم. کار کوره که خوابید تعطیل کردم و خودرویی خریدم که با آن کار کنم. تصادف کردم و خودرو را هم فروختم. این تصادف باعث شد در آمدم صفر شود. زنم در خانه مردم کار می‌کرد و اختلافمان هم آن‌قدر زیاد شد که به خانه راهم نمی‌داد. برای اینکه خرج موادم را در بیاورم مجبورم شدم ضایعات جمع کنم.این روایتی از کارتن‌خوابی در مشهدقلی است.
کارگاه باشگاه غدیر با همت معلولان راه اندازی شده است این کارگاه 2 بخش دارد. بخش خیاطی و بخش انگشترسازی و جواهرتراشی. کارگاه انگشترسازی یک اتاق 12متری است که 4میز مخصوص انگشترسازی را دور آن چیده‌اند. همه نیروها مهاجر و قطع نخاعی هستند و با بودجه کمی که دارند در کارگاه کار و خرج خودشان و خانواده‌شان را تأمین می‌کنند. صفدر هاشمی یکی از هنرمندان این کارگاه است. او سال 1352در شلگر افغانستان در نزدیکی مزار به دنیا آمده است. او تا سال 91 در تهران آشپزی می‌کرد اما به دلیل حادثه‌ای که در آشپزخانه برایش اتفاق افتاد قطع نخاع شد و پس از آن راهی مشهد شد و امروز سر از کارگاه انگشترسازی درآورده است.
مشت‌های گره‌کرده‌اش را یکی‌یکی روی سنگ‌ها فرود می‌آورد و آن‌ها را تکه‌تکه می‌کند. زمان چندانی نمی‌گذرد که با هر مشتی که فرود می‌آورد، خون هم روی سنگ‌ها فواره می‌زند، اما او از حرکت نمی‌ایستد و تا آخرین سنگ ادامه می‌دهد. سنگ هزارم که شکسته می‌شود، سالن فرهنگ‌سرای غدیر می‌رود روی هوا. دخترها با چشمانی خیس از اشک شوق، چشم از استادشان برنمی‌دارند و او را تشویق می‌کنند.فاطمه عزتمند، نماینده سبک کیوکوشین‌ساکاماتو خراسان‌رضوی و مربی رزمی‌کار دختران محله پورسینا، چهارشنبه ٢٨مهرماه 1400 در سالن ورزشی فرهنگ‌سرای غدیر موفق به شکستن رکورد جهانی در رشته تمشیواری (هنر شکستن اجسام) شد.
خودش مستأجر است و ساکن سیدی. اما مهربانی قالب مشخصی ندارد. هدف او که خیلی دشوار حاضر به گفت‌وگو با ما می‌شود تنها کمک به چند خانواده در این ایام دشوار است. کاظم دهقان کارش خرید و فروش املاک است. دهقان با وجودی که صاحب ملکش اجاره‌ او را نبخشیده اما او به دیگران بخشیده است تا مبادا به علت پولی که باید به او بدهند سلامت خود و خانواده‌شان به خطر بیفتد.
حالا مدت‌هاست که دانش‌آموز خوب دیگر آن دانش‌آموزی نیست که از صبح تا شب سرش توی درس و کتاب باشد، خط اتوی لباس فرم مدرسه‌اش از چند فرسخی معلوم باشد. حالا همه این‌ها جای خودش را داده به خلاقیت، ایده‌پردازی و خیلی وقت‌ها هم چارچوب شکنی و بلندپروازی! بچه‌های مدرسه المهدی مصداق بارز این صفت‌ها هستند. بچه‌های گروهِ (آی‌سی‌اس‌ای) ۴ نفر از همین دانش‌آموزان خلاق هستند که درست سال 1397هدفشان را تعیین کردند و فهمیدند که از دنیا چه می‌خواهند. زهرا ابراهیمی، سمانه قاسمی، سمیه حلاج و ستاره چزگی دستگاهی را اختراع کرده‌اند برای تولید آب سالم!
وقتی تصمیم گرفتم به این مسجد بیایم، با 100میلیون تومان اعتباری که به خانه عالم تعلق می‌گرفت و با همت مردم دو طبقه ساختیم و مسجد سروسامان نسبی گرفت. قبل از آن مسجد هیچ کمک درخور توجهی دریافت نکرده بود و حتی دیوارها طوری بود که از کوه‌های مجاور آب به داخل مسجد جاری می‌شد. یک‌بار پنکه روی سر خانم‌های نمازگزار افتاد. باید اوضاع را درست می‌کردیم تا جوان‌ها و نوجوان‌ها را جذب کنیم. به همین دلیل آستین بالا زدم و از مردهای محل هم کمک گرفتم. با هر مقدار اعتباری که جمع می‌شد بخشی از فضا را درست می‌کردیم. این‌ها بخشی از روایت غلامرضا غلامی روحانی جوان مسجد است.
اگر کوچه حمام در خیابان حر13 را فاکتور بگیریم کوچه کشاورز6، دومین محور اصلی این محدوده است. جایی که به بازار شلوغ‌پلوغش معروف است. از راسته تجاری کوچه عبور می‌کنیم تا به انتها برسیم. نگاه‌ها، حرف‌ها و صورت‌ها همه چیز اینجا فرق می‌کند. بوی گندآب فاضلاب خانگی کم کم تمام مشاممان را پر می‌کند. رگه‌های خشونت حتی توی تن چرک دیوارها پیدا می‌شود. وجب به وجب روی دیوار‌ها علامتی را می‌بینی که با اسپری رنگ حک شده است. بعدتر می‌فهمیم نشانه‌ای است برای نشان دادن محل توزیع مواد مخدر. اینجا باید قلمرو اصلی ساقی‌ها باشد. کوچه‌ای میان هزارتوی باریک کوچه‌های این محله که به کوچه داروخانه معروف است! داروخانه مرکزی که دارو به‌طور عمده در آن فروخته می‌شود! طبق گفته اهالی کوچه داروخانه توی کل شهر معروف است. جنس ساقی‌های این کوچه جور جور است و هر جنسی بخواهی برایت رو می‌کنند.
16مهر1398 ساعت10 گروهی از اشرار مسلح در محدوده شهرستان «مهرستان» استان سیستان وبلوچستان وارد خاک مقدس کشورمان شدند. بلافاصله حافظان امنیت در این شهر برای دستگیری اشرار عملیات تعقیب و گریزی را شروع کردند که در جریان آن یک خودرو نیروی انتظامی دچار سانحه و واژگون شد. 2تن از سرنشینان این خودرو دچار جراحت شدند، اما سرنشین سوم که استواریکم مرتضی ایزانلو بود، به شهادت رسید. مراسم دومین سالگرد شهادت این مدافع 25ساله وطن، زمینه ساز آشنایی ما با خانواده او شد؛ خانواده ای که هرروز را با خاطرات مرتضی زندگی می کنند. مادرش او را شهید جوان مظلوم می نامد. دل بستگی همه اعضای خانواده به مرتضی را می توان در تک تک جملاتشان حس کرد؛ به ویژه پدر مرتضی که جانباز دفاع مقدس است.
سیدحسن حسینی متولد از مهاجران متولد مشهد و مسئول خانه نابینایان مهاجر ساکن مشهد است. این مجموعه کارش را از سال 1372 شروع کرده است. تأسیس این گروه در ابتدا از سوی دانش‌آموزان نابینای مهاجر مدرسه امید بوده است. هسته مرکزی این گروه در گلشهر شکل گرفته و سپس بقیه افراد نابینای مهاجر را دعوت کرده است.
حامد صادق‌زاده متولد ۱۳۷۰ و ورزشکار زیبایی اندام و صاحب باشگاه پرورش اندام در محله نیزه است. او از سال ۸۹ به‌صورت حرفه‌ای این رشته را دنبال می‌کند. اولین حکمش را زیرنظر آقای ساقی در مسابقات استانی در وزن ۶۰ کیلو گرفت و مقام سوم را به‌دست آورد. تا سال ۹۶ وارد هیچ مسابقه‌ای نشد و تمریناتش را دنبال کرد. سال ۹۶ مقام دوم استان خراسان را در وزن ۶۵ کیلو بدن‌سازی به‌دست آورد. سال ۹۷ در وزن ۶۵ کیلو و در رشته بدن‌سازی نفر چهارم شد. سال ۹۸، ۳ مسابقه پی‌درپی داد و ۳ مدال طلا در وزن ۶۵ کیلو در بدن‌سازی و بادی کلاسیک به‌دست آورد.
زنانی که همسرشان به رحمت خدا رفته و فرزندانی یتیم دارند در شهرک امام رضا(ع) دور هم جمع شده‌اند. حالا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای در این خانه‌های کوچک وقفی زیر نظر مؤسسه خیریه امام محمدباقر(ع) در امنیت و آرامش با فرزندانشان زندگی می‌کنند و این فقط یکی از خدمات دریافتی آن‌هاست. اینجا یک شهر تمام عیار است که هر چیزی فکرش را بکنید در آن پیدا می‌شود. فروشگاه، درمانگاه، مدرسه و حتی خانه سالمندان! البته چیزی که امروز ما را به اینجا کشانده یک کارگاه تولیدی پوشاک بچه است. طرحی که برای اشتغال بانوان ساکن شهرک اجرا شده و حالا پس از گذشت سال‌ها حسابی رونق پیدا کرده است.
روزی روزگاری قابله‌ها جایگاه مهمی در میان مردم داشتند. در هر محله و روستایی حتما یکی دو تا از آن‌ها پیدا می‌شد تا بی‌درنگ خودشان را به خانه زائو برسانند و بچه را صحیح و سالم به دنیا بیاورند. آن‌ها ناجی بودند و میان اهالی ارج و قرب خاصی داشتند و گاهی بدون هیچ چشمداشتی در تولد نوزادان نقش داشتند اما حالا مدت‌هاست تمام این مناسبات تغییر کرده است. با بازشدن بیمارستان‌ها نقش قابله‌ها روز به روز کمرنگ‌تر شد تا جایی که حالا می‌توان گفت قابلگی تقریبا فراموش شده است. ننه شیرین یکی از همین قابله‌هاست. پیرزنی باتجربه و همه فن حریف که کنار پسر و عروسش در خانه‌ای کوچک در خیابان ذاکری در محله شهید باهنر زندگی می‌کند.
سال‌های طولانی است که دستی در پخت شله دارند. شله‌ حاج محمد و پسرانش که دستور پختش خانوادگی و کار دست و بدون ابزار مکانیکی است. علی، احمد، محمود و جبار حالا با پا به سن گذاشتن پدر، اجاق شله‌پزی را در محله مهرآباد روشن نگه داشته و نگذاشته‌اند این رسم دیرین خانوادگی فراموش شود. رسمی که حاج محمد سروری‌نیا از پدرش حاج رمضان به ارث می‌برد و معلوم نیست این پخت شله چند پشت در خانواده‌شان رسم بوده است. حاج محمد از مهرآبادی‌های قدیمی و متولد همین محله است و 4پسرش که استاد شله‌پزی هستند، هر سال 6دیگ بر پا می‌کنند و آن را با کیفیتی می‌پزند که خیلی از مهرآبادی‌ها طعم آن را هرچند یک‌بار چشیده‌اند.
قوطی گوش پاک‌کن، 4تا خودکار، پاک‌کن و یک آرمیچر همین! آقای خرچنگ جدیدترین دست‌سازه امیرعلی است که با همین چند قلم آن را ساخته است. روباتی کوچک و ساده که روی کاغذ می‌چرخد و با پاهایش که 4تا خودکار هستند نقاشی می‌کشد. امیرعلی منتظریان وقتی از آقای خرچنگ حرف می‌زند چشم‌هایش از خوشحالی برق می‌زند و با اشتیاقی وصف‌ناشدنی از نحوه ساخت آن می‌گوید. او هنوز ١٢سالش کامل نشده است اما با همان زبان نوجوانی‌اش می‌گوید مسیر علاقه‌اش را پیدا کرده است.
شمایل شهید حسین صادقی در همان ابتدای ورود به خیابان، روی دیواری بلند دیده می‌شود. او یکی از اهالی همین محله بوده که سال ١٣٦٢ در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت می‌رسد. ابتدای امسال به درخواست اهالی و مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه6 شمایل او روی دیوار این محله نقش می‌بندد. کوچه‌ای که سال‌ها با نام ٢٢بهمن یا کوی صادقیه شناخته می‌شد اما حالا مدتی است که به نام یکی از شهدای محله نام‌گذاری شده است.
در روزهایی که کادر درمان شهرمان درگیر خیزهای مختلف کرونا بودند، با گروه‌های جهادی زیادی آشنا شدیم که اولویتشان را برای قطع زنجیره و بهبود بیماران کرونایی گذاشته بودند؛ مثل گروه جهادی شهید ابراهیم هادی در منطقه۴ که در چند شماره قبل به آن پرداختیم. با همت و تلاش مضاعف این گروه‌ها و البته کادر درمان، آمار مبتلایان و فوتی‌ها رو به کاهش است. کانون فرهنگی‌تبلیغی ثامن‌الائمه(ع) نیز یکی دیگر از این‌گروه‌هاست که اکنون اولویت برنامه‌های خود را پشتیبانی از بیماران کرونایی قرار داده است.
محله خواجه‌ربیع جزو محلات کم‌برخوردار مشهد است که کمبود امکانات هم نتوانسته است مانع موفقیت‌های اهالی آن‌ شود. سیدعلی معراجی رئیس شورای اجتماعی این محله است که از شش‌سالگی پایش به ورزش باز شده و بعد از اتفاق ناگواری که هنوز اثراتش در بدن اوست، ترجیح داده است وارد عرصه مربیگری شود. حالا با جذب نونهالان و نوجوانان به ورزش، استعدادهای آن‌ها را کشف می‌کند و با حضور در مسابقات استانی و کشوری، برای شهر مشهد و محله افتخار می‌آفریند. یکی از نوجوان‌هایی که از همین محله قهرمان شده، امیرعلی صادقی است. او متولد 1386 است و از شش‌سالگی با حمایت دایی‌اش و نیز استاد معراجی، با ورزش ووشو آشنا شده و تاکنون مقام‌های گوناگونی در سطح استان و کشور کسب کرده است.
نیلا غفوری هم استادکار خیاطی است و هم در مسیر گویندگی، صداپیشگی و مجریگری قدم گذاشته است. صحبت که می‌کند تصور می‌کنید پیچ رادیو باز است و مجری شما را مخاطب قرار داده است. این هنرمند خوش‌ذوق و جوان ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) پای ثابت بیشتر برنامه‌های گروهی محله است و یکجا نمی‌نشیند. او اکنون رابط بهداشت محله است و با اینکه مهاجر افغانستانی است، به نوعی عضو افتخاری شورای اجتماعی محله نیز هست.